من خیلی خرم من خیلی گاوم گااااو اخه چرااا ری...‌@دم به شانس خودم والا نصف شب انگولکم کرد با اینکه قهریم بعد همجوری چش بسته میگه پاشو بزا.توش🤐🤐🤐
قبلا بود با کمال میل ولی دیگه حسی بش ندارم از چشمم افتاده و دوسش ندارم و نخواهم داشت
منم نشنیده گرفتم بعد ۱۵ دیقه میگه انگولکم میکنی حرفمم تحویل نمگیری منظور ندادن
بعد دعوا سر گرف که تو به من فکر و خیال میدی منم گفتم چکارت کردم مگه چی ازت خواستم نه گفتم ببر بازار نه سفر نه چیزی هیچ و پوچ زورش میاد یع پستونک ۲۰۰تومنی.رو بخره
منم گفتم با هر سازت رقصیدم گفتی ک@ونتو ژل بزن زدم بخدا اندازه اون امپوله ۱۰ سانت بود
نمدونم چشاتو کشیده کن تو خونه ارایش کن نمدونم ل@خت بگرد تو خونه
در حالی که من راحتی رو دوس دارم
گفتم ولی تو یع خنده مصنوعی هم حتی نمکنی گف اخلاقمه ولی نیس با همه بگو بخند و قر قر با من مراسم ختم منم آدمم
گف ما اخلاقامون جور در نمیاد تو با هر حرف به دل میگیری حرفه مگه چیه خودش ولی دنیا رو سرم خراب میکنه چیزی بگم مگه اونروز گفتم برو بمون خونه ننم نموندی اونارو نمشناسه بچه در حالی که اونا محل بچه هم نمزارن خلاصه
امروز بعد ۳روز قهر خواستم اشتی کنم چون حوصله دعوا دیگه ندارم ولی پرنسس ممد رو نداد
الان چکااار کنمممم
گهواره ننو پوشک شیرخشک اسهال واکسن ریفلاکس امپرازول دومتیدین بچه جنسیت نوزاد زردی داره آی سی یو بچه پسر دختر جنسیت نوزاد زردی انتی ویروس

۱۷ پاسخ

من فقط متوجه نشدم یا شمام نشدین 🤔🤔

یذره زیاد متوجه نشدم🤔🤔

هیچی نفهمیدم اصلا فقط انگولک فهمیدم
کو.....نش چرا ژل زدی تعجبم😂🤣🤣🤣🤣🤣

همه چسبیدن به ژل باسن 😂

عجب....

ببین از نقطه ضعفاش استفاده کن و بعد بهش رو نده اون میاد سکوت کن کلا...

عزیزم موندگاری ژلت چقده
اولش اب میشه ترمیم نیاز داره

انگولک یعنی چی🤣

میفهمم چی میگی ولی نمی‌فهمم 🤔🤔🤔🤔

عالی پرنسس ممد🤣🤣🤣🤣

از روز اول ندیدت چ شکلی ک میخاد یکی دیگ ازت بسازه؟
چ بیحیاس

عکس باسنتو بده ببینم قشنگ شده منم بزنم.. چند سی سی زدی اونم بگو

مامان قزل بلام برنامه ولد روگوشی خودت نصب کردی؟

معلومه نقطه ضعفشه
لباس تنگ و بتز بپوش و ارتیش و اینا بکن تو خونه با ژست های خاص تردد کن و بشین تا دوباره بیاد😅

خواهر اونارو وا کن😂😂 کونتو ژل زدی چطور بود؟؟درد داش؟خوشگل شده الان؟

شکر میون کلامتون
چجوری باسنتو ژل زدی ؟!چقدر شد قیمتش خیلی دوست دارم منم این کارو بکنم

آخرشو متوجه نشدم. یعنی چی؟ پرنسس ممد رو نداد؟!

سوال های مرتبط

مامان کوکوووو مامان کوکوووو ۱۴ ماهگی
دومتیدین بچه جنسیت نوزاد زردی نارس دستگاه آمینیوسنتز دختر اسهال پروتئین گاوی آلرژی
سوال:من دیگه نمدونم چکار کنم
دیروز بعد ۶روز اومده خونه اخم تخم نشسته منم بی تفاوت کارامو میکردم دلش که نمخواد بشینه خونه مگه بریم خونه ننم گفتم دیره گف نان روغنی میخرم میبریم رفتیم نون بخره ت.و راه شرو کرد رو مخ من رفتن که قیافه گرفتی نمدونم برو پیش بابات فکراتو بکن ما اخلاقامون جور در نمیاد اخر نمدونم تو چه مرگته یع خبریه
اسکل ننه خراب
رف شیرخشک بخره به خداپسرم داره یع سالش میشه همون پستونک رو از اول استفاده کرده دیگه اون درز داخلش کلا اشغال گرفته بخدا
گفتم پستونک بخر باز شرو کرد که داداش من تا پاره نمیشد همون استفاده میکرد منم گفتم نمیبینی اشغاله گف تو منو ورشکست میدی تو بفکر پخش و پلا کردن پول منی نمدونم. همش میگی اینو بخر اونو بخر هر هفتع یع تومن خرجشه
در حالی که خودش هر روز ۱تومن فقط واس صبحانه ناهار رو بیرون میخوره تنها ولی الله و اعلم ندیدم یع تیکه بیاره واس من
نه گردش داریم نه بازار که خرید ببره نه ولی واس من میمیره خرج کنه.
خسته شدم. خاک تو سرم که مجبورم
گهواره ننو پوشک شیرخشک اسهال واکسن ریفلاکس امپرازول دومتیدین بچه جنسیت نوزاد زردی دومتیدین بچه جنسیت نوزاد زردی نارس دستگاه آمینیوسنتز دختر اسهال پروتئین گاوی آلرژی
مامان کوکوووو مامان کوکوووو ۱۴ ماهگی
بقیه داستانم
خب گذشت انومالی شد و من از ۱۵ هفته ویارم شرو شد اونم فقط موقع شام
انومالی رو به خاطر سریال شوهرم راه ۲ساعته رو یع ساعته اومد جنسیتو که مادرشوهرم زنگ زد انتی پرسید گفتم پسر هیچی نگف گف اره باش جترجخ دا به ترکی تبریک هم نگف
بعد همش میگف دکتر نرو سونو نرو همش واس سلفری میگف هیف اون ۶تومن به باد رف و همه جا میگف ها
میگف بچه هس دیگه مگه طلاس یا لعله فلانه همش دکتری .
برا یع ازمایش واس بهداشت که رایگان بود یع هفته باید التماس شوهرم میگردم و فک کنم تا ۴یا۵ماه منو برد دکتر ازمایش بقیش بابام حتی ازمایش قند
عید بود که مادرشوهرم دعوا انداخت که زنت چرا نیومد خونمو تمیز کنه و شوهرمم باهام دعوا میکرد
من از ۳۱هفته اینا حرکات جنین کم و زیاد میشد و بهداش میفرستاد ان اس تی اونم یع بار برد دیگه نبرد با بابام رفتم ۳۴هفته بودم بچم یع روز تکون نخورد گفتم ببر بیمارستان گف برو بابا تو هم یع بچه میزایی دیگه مگه چیه همش میگی بیمارستان من کار دارم ولی نداشت💔
رفتم خونه بابام شب با بابام رفتم ان اس تی همراه مامانم زنگ زد گف کجایی گفتم بیمارستان نمدونم غرورش خورده بود انگار زنگ زد بابام که شماره کارت بفرس پول بزنم یا خودم بیام الکی میدونس رایگانه در حالی که با دوستاش عشق و حال بود🥲
این بین کارگر داشتیم ماه اخر من و من ۴روز هفته صبحانه ناهار ۶نفرو میپختم دریغ از اینکه درک کنه حتی یع بار شریکش اومد غذا رو ببره گف فردا نپز من میارم 🙂ولی واس شوهرم مهم نبود
مامان کوکوووو مامان کوکوووو ۱۴ ماهگی
ادامه داستان
رفتم مطب دکتر گف شوهرتو صدا کن بیاد دکتر شهر دیگه بود
اومد داخل دکتر گف عمل ۱۵تومن واس شما ۱۴قبول نکرد گف زیاده منم هیچی نگفتم دکتر گف فکراتو بکن یا هم میخوای برو شهر خودتون
رف بیرون بعدش دکتر بهم گف چرا شوهرت اینجوریه گفتم دیگه چکار کنم
اومدیم نشستیم ماشین بغض گلومو گرفته میگه من پول ندارم ۱۵ بدم دکتر میریم شهر خودمون قبول نکردم زنگ زد فامیلش هزینه اونجا رو پرسید گفتن ۱۰ بعد همنجوری داد میزد سر من که تو چرا حرف نزدی دکتر گف ۱۵
منم گریه میکردم زنگ زدم مامانم اونم هول کرد بعد گفتم حرفاشو گف مگه از بچه مهم تره من ۵تومنشو میدم
خلاصه رفتم بیمارستان ۵عصر بود تنها بودم نه ساک بچه نه هیچی یع ساعتم فاصله بود با شهر ما
پرونده باز کرد و معاینه کرد گف نشتی داری دیگه رفتم لباس پوشیدم سوند و سرم عموم زنگ زد گف نترسی ها گفتم نه نمیترسم
راهی اتاق عمل شدم تنها چشای شوهرمو نگا کردم هیچ ذوقی نداشت هیچ حسی
رفتم دراز کشیدم بی حسیو زد یهو بچم دیدم بعد ۱۵ دیقه گریه نکرد ترسیدم و شرو کردم زار زار گریه کردن از ذوقش دیدن چهرش
تا مامانم اینا برسن ۲۰دیقه بچم لخت موند چون ۳۷هفته اومد یع ساعت اکسیژن گرف
منو انتقال دادن ریکاوری شوهرم اومد بازم اون حس بی حسی تو چشاشو دیدم ولی باز میخندیدم میگفتم دیدی چهرشو شبیه تو اخمو بود
مامان آیهان🐣 مامان آیهان🐣 ۱۲ ماهگی
مامان ویام گردالی🩵⚽️ مامان ویام گردالی🩵⚽️ ۱۵ ماهگی
خانوما به سوال پسرم یه مدت بود همش به پای بقیه توجه می‌کرد بازی می‌کرد میخواست شصت پای من و باباش و بخوره نمیذاشتیم از سرش افتاد دیشب که خونه ی بابام بودیم هی شصت و پاشو تکون میداد بابام مثلا با بچه بازی کنه چند بار من گفتم نکن چند بار شوهرم هی در جواب میگفت نمیخوره بازی میکنه شب موندیم صب بیدار شدیم دوباره از قصد پاشو جلوش تکون میداد پسرمم هی میرفت گاز بگیره گفتم بابا نکن دیگه بدم میاد میره پای بقیه رو هم یه وقت تو جمع میخوره بهش برخورد میگه ای بابا من چیکار دارم زیاد تحویل گرفتم نباید محل میدادم منم گفتم (الکی)یبار پای محمد شوهر خواهر شوهرمو تو جمع میخواست بخوره خیلی بد بود دیگه محل نداد منم شوهرم گفت صبونه نخورده برگشتیم خونمون تو راه کلی غر زد که به ادم یبار میگن صد بار من گفتم نکن صد بار تو بازم اینطوری میکنه و فلان اومدیم خونمون صبونه خوردیم شوهرم حمومه بابام زنگ زده میگه شام بیاید اینجا قیمه میذاره مامان با حالت خنده هم گفت مثلا از دلم در بیاره منم گفتم خونه ی خواهر شوهرم نرفتیم میخوایم بریم اونجا بذار شوهرم از حموم بیاد خبر میدم حالا نمیدونم چیکار کنم☹️