سوال های مرتبط

مامان 🌙MAHDYAR💙 مامان 🌙MAHDYAR💙 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمانم(طبیعی)۱۴۰۵.۶.۱💙😍پارت دوم:رفتیم بیمارستان اول یه نوار قلب گرفت گفت حرکات همچی خوبه معاینه هم کرد همون یک سانت بودم گفتم بستری نمیشم گفت نه گفتم دکتر گفت احتمال زایمانت زیاده گفتش نه برو حتی ممکنه تاریخ زایمانت بگذره گفتم یعنی از ۹ شهریور هم بیشتر ریلکس گفت آره تو حالا حالا جا داری برو خونتون وقتی به شوهرم گفتم ناراحت شد گفت گفتم الان بستری میشی نینی بغل میریم بیرون مامانمم باهامون محض احتیاط برده بودیم اونو پیاده کردیم خونشون ساک و یه عالم وسایل هم مجدد جلو در و همسایه خالی کردیم دوباره آوردیم خونه شوهرم گفت الان همسایه ها مسخرمون میکنن🫠😂 اومدیم خونه شام درست کردم همچی آروم خوابیدیم گفتم کو تا من بزام شب تو خواب یهو دیدم عه لای پاهام خیس شد گفتم یعنی ادرار کردم تو خواب مگه میشع فوری پاشدم دیدم هی نمه نمه میاد شوهرمو بیدار کردم گفتم کیسه آبم پاره شده پاشو بریم بیمارستان....
بارداری زایمان زایمان شیردهی شیردهی نوزاد نوزاد تغذیه
مامان سپهر مامان سپهر ۹ ماهگی
پارت دوم
از روز پنج شنبه تا جمعه بعد از ظهر ترشحات ادامه داشت و البته تکرر ادرار شدید داشتم یعنی ی لیوان آب میخوردم دسشویی بودم دو دیقه بعد به شوهرم میگفتم انگار ی شیلنگ وصله از معده به مثانه ام😅 بعد از ظهر بود که ببخشید داشتم لباس زیر عوض میکردم دیدم چند قطره آب ریخت تا پایین پام اهمیت ندادم گفتم حتما ترشحه و ادامه هم نداشت اما از 12 شب به بعد کم کم احساس میکردم هی دارم مرطوب میشم بازم گفتم ترشحه اهمیت ندادم اما استرس افتاده بود تو جونم خوابم نمیبرد یهو طرفای ساعت 3 ۴ صبح بود دیدم نه داره آب میچکه ازم و خیس میشم به شوهرم گفتم کیسه آبمه فکر کنم گفت بریم بیمارستان گفتم الان زوده میریم محل نمیذارن شبه منم دلم میگیره بذار صبح بشه پسرمم بفرستم مدرسه بعد(دل گنده ای دارم میدونم خودم😁)هیچی دیگه دوش گرفتم کارام و کردم و همچنان آب میومد و خیس میکرد😬 بعدم پسرم و راهی کردم و لباس پوشیدیم رفتیم زایشگاه که ساعت ۹ شده بود ماما معاینه ام کرد و گفت بله کیسه آبت ترکیده و باید بستری بشی زایمان کنی منم اندک دردی داشتم اما نه شدید خیلی کم هیچی دیگه ی کاسه آبم رو تحت معاینه ریخت و من گفتم خدایا مگه ی کیسه چقد آب توشه واقعا؟؟؟خلاصه بستری شدم و رفتم زایشگاه