۱۵ پاسخ

بگو‌بره تو سگدونی مادرش زندگی کنه
لیاقتش اونجاس
ی ادم‌چقدر میتونه بیشعور نفهم حرومی باشه اخه
چقدر ناراحت شدم برات 🫂💔

خدا لعنت کنه مردی رو که زنشو ازار میده
کلفت گرفته مگه

چقدر بیشعور همون کاری ک براش انجام میدادی هم دیگ انجام نده تا متوجه بشه فرق کار کردن و نکردنتو بگردم برات اهمیت نده عقل ندارن

یه مدت غذا نپز فقط بخودت برس ادم شه بگو وقت ندارم از بیرون بگیر

متاسفانه مردآ قدر نشناس هستن
تو صدتا کار خوب هم براشون انجام بدی
بازم میگن مگ چیکار کردی برام

یه مدت غذا درست نکن خونه تمیز کن به خودت برس بگو از بیرون غذا بگیره

این که این همه مسئولیت گردن ماست و دیده نمیشه واقعا سخته اینکه حس نا کافی بودن به ادم میدن در کنار این همه کار تو خوبی تا کاملی اگه اونی که روبه روته نمیبینه کوره واقعا 🫂🥲

متاسفم واقعا بعضی حرفا بیشتر از گلوله آدم میکشن به منم یه وقتایی یه حرفایی میزنه که انقدر دلم میشکنه اون لحظه حس میکنم متنفرمیشم ازش

دقیقا مثل الان من❤️‍🩹

بیا بغلم
تنها چیزی که به ذهنم رسید همین بود که بغلت کنم بگم از تو قوی تر و تمیز تر وجود نداره
مواظب روح خودت باش سعی کن فراموش کنی

مردا گاهی خیلی بی رحم میشن و تنها انتقلامی که میشه گرفت اینه که به خودت برسی و قوی بشی

عزیزم
چه بی انصاف😢

والا مامان دوقلو ها و دوقلوهای نازم درک میکنن

چه عکس قشنگی. اینجا منتظر کی بودی

والا راست میگه یسریا از تنبلی بچه بهونه میگنن برای تمیز نکردن خونه والا منم بچه دارم همیشه خونم تمیز مرد الکی حرف نمیزنه

تصویر

سوال های مرتبط

مامان خانوم مامان خانوم ۳ سالگی
سلام قشنگای الی
چ خبر چیکار میکنین من ک حال دلم خوب نیست بگو چراااا
داشتم ظرف میشستم رو کردم ب بچها دیدم یکی از قل هام وای مدفوع کرده اسهال و بازش کرده داره میچکه روی فرش🤢😫😫😫😫😤
سریع رفتم وای من کل فرش رو گرفته ی دست خوب زدمش😔
بارها گفتم نکن پوشک رو باز نکن بگو جیش بدبختی ی چیزی بگو چرا حرف نمیزنی
بزدمش حموم با ی سیم نو افتادم ب جون فرش محکم سابیدم و با صدای بلند گریه کردم 💔 بلند ها بلند بعد اون یکی دخترم رو بردم حموم کارها اون رو انجام دادم لباسهای مدفوعی رو داخل حموم شستم حمومم شستم رفتم دستشویی رو شستم
کابینتها رو ماگ کردم با دربهای داخل چوبی ها همزمان اشکم بند نمی اومد با اهنگ فقط برو و خستم از بهنام بانی
الانم انگار هیچی نشده بعد اون همه گریه و کور شدنم
اب چایی گذاشتم برم دوش بگیرم چایی دم کشید بخورم
واقعا ما مادرا خعلی گناه داریم ولی چ خوب ک زن شدیم ها
دلمون ک بگیره انقدر محکم وسیله ها رو میسابیم خودمون رو خالی میکنینم روشون
شما چیکار میکنین
مامان امیر مامان امیر ۳ سالگی
بچه ها
این خانواده شوهر من طبقه بالا ک هستن هی از حیاط میان برن پسرم صدا میکنن خنگ میشه آویز میشه بااونا می‌ره بالا میرمم بیارم نمیاد گریه می‌کنه ک نمیام از صب۵دفعه اینحور کردن حالا باز اومدن خونه این خنگ کردن بره آدم کار داره یچی میخاد بده بخوره اینجور ک نمیشه وقتش بشه خودم میبرمش حالا ک اومده خنگش کرده ببره میگم میخایم بخابیم بیا میگه حالا کمی میبرم میاد مگ چی میشه میگم خو از صب هزار بار اومده حالا باز ببرم چی ک این لوسش میکنید که حرف گوش نده همش بخاد بره از عصر ک بیدار شده همش اینور اونور بوده شبم که میشه گریه ک پام درد می‌کنه نمیزاره بخابیم عصابم خورد شد ول کردم اومدم داخل گفتم برو تا میام میزنمت میگع مهسا یعنی چ گفتم شبا تو خابی ماهم اینجا تا صب گریه ک پام درد می‌کنه پسرم برد بعد پسرم آورد گزاشت پارکینگ رفت منم بلند گفتم صب که میشه چشات وا نکرده یچی نخورده یا میری بالا ما میری خونه مامان جون بعد شبم گریه ک پاهام درد می‌کنه زنه رفته بالا ب پدرشوهرم میگه ها به بچه میگه یا میری بالا یا میری اونطرف یمشت حرف دیگه


خو یعنی چ ماهم کار داریم یچی میخام بدم بخوره این بدغذا ک هست با بدبختی کودک می‌زارم راضی میشه بخوره یهو میان صداش میکنن رو هم ک میدم مث امروز ک دیگه بدتر ۲بار صب رفته بالا با بدبختی رفتم آوردم باز عصر رفته بعد رفته خونه مامانم بعد باز بالا میرمم بیارم میگه ولش کن تا گشنههه بشه بیاد بخوره اینم ک گشنه بشه شکمش هم سوراخ بشه بازی ول نمیکنه انگار همه چی ب بازیه حالیش هم نمیشه