ای بابا چقد بهت بد گذشته ، چقدر اذیت میکنن ، خداروشکر اسم بیمارستان لو رفته بقیه دیگه میدونن نباید اونجا برن … وجدان ندارن اینا ؟؟ میخواستن موش ازمایشگاهیت کنن
همدیگرو نگاه میکردن هیچی بلد نبودن...
من دیگه زار میزدم
اخرم هیچ نفهمیدن چرا بچه حرکت نمیکرده...
دیگ اونجا میشنیدم میگفتن باید بره طبیعی زورشو بزنه نشد ببریمش سزارین...
من دیگ داشتم سکتع میکردم
که یکی از دوستامون تونست ی اشنایی بندازه زنگ زد ب دکتر سزارین شیفت تا ببرن منو برای سزارین
دیگ باهام صخبت کرد ک برو بچتو به دنیا بیار نترس
من از ی طرف میترسیذم برم طبیعی،باوجود افت ضربان قلب بچه،که خدایی نکرده خفه بشه حین زایمان
از اونورم بچم نارس میشد باید میرف دستگاه...
بالاخره راضی شدم برم اتاق عمل...
سریع لباسمو کندم تو راهرو پرستارا دویبدن ک ببرنم اتاق عمل...
ادامه پست بعد...
دیگه بهم گفتن برو بیمارستان الزهرا یه سونو بگیرن ازت
از اونجایی ک بیمارستان الزهرا مزخرف ترین زایشگاهه
برای یه سونو باید۶ الی ۱۲ساعت بستری بشی تا یه سونو برات انجام بدن...
بخاطر همین گفتم میرم بیرون ازاد انجام میدم
تمووووم رشتو رفتم تموم همه جا زنگیدم..همه بسته بودن ۲۸اسفند بود بالاخره همه رفته بودن
دیگ مجبورا ساعت۹شب اومدم غذا خوردم ک برم بستری شم
اومدم خونه لباس عوض کردم رفتم،خلاصه رفتم اونجا سوال پیچم کردن و گفتن برو برای بستری
همه دانشجو هستن،اومدن بهم سرم وصل کنن میزذن رگمو پارع میکردن رگم ورم میکرد می اومد بالا...اونجا دیگ کم اوردم زدم زیر گریه که چرا اینجوری شد یهو...دیگ یک نفر دیگ اومد واسم سرم وصل کرد
اونجام چن تا ان اس تی و نوارقلب گرفتن ازم،همچنان حرکت نمیکرد بچع...بهم گفتن ب همراهت بگو برع ساک سلامت بگیره
به مامانم گفتم برو ساک سلامت بگیر...
بعد ب خودم گفتم چرا نپرسیدم ساک سلامت چیه؟!گفتم خانوم ساک سلامت چیه؟!گف ساک زایمان😐😐😐😐😐😐😐باهمون سرم لباسامو دراوردم گفتم نمیخام میخوام برم
الان وقت زایمانم نیس،گفتن نه مگ دست خودت ما مسئولیت داریم فلان
ده نفر ریختن سرم نمیزاشتن بیام بیرون🥲🥲از ترس داشتم سکته میکردم
هنوز یکماه و یک هفته دیگ باقی بود ب زایمانم...
گفتن اگ از اینجا بری بچت میمیره...
همینقدر بی رحم و رک
گفتم تورو خدا هرچی هست بدین امسا کنم برم بیمارستان پارس دکترم ببینتم...میگفتن نه پس شوهرت بیاد نامه ببره اونا تایید کنن نامه رو بیاره برای ما بعد برذاره ببرتت😢این خودش چن ساعت زمان میبرد
دیگ گریه هام شروع شد...دیگ با تندی و گریع گفتم ی سونو انجام ندادین برام ک ببینین چیشده بعذ میخواین بفرستینم اتاق زایمان
دیگ اینو گفتم فرستادنم سونو
سونو هم دوتا پسر دانشجو،،،
ادامه رو توی کامنتا میزارم....
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.