۴ پاسخ

عزیزم تو ک همیشه از دست شوهرت ناله میکردی دوست داشتی جدا شی چیشد باز حامله شدی🤨

من وقتی نزدیک زایمانم بود همش تو ذهنم این بود که اون شب که بستری هستم پسرم چجوری میخوابه چون همیشه من میخوابوندمش شبا اصلا پیش کس دیگه نمیموند حتی یه شب کار داشتم دیر اومدم خونه دیدم بیداره تا دستمو گرفت خوابش برد
‌ولی واسه زایمانم خدا کمکم کرد صبح ۵ صبح دردم گرفت رفتم بیمارستان ۶ونیم زایمان کردم غروبشم مرخص شدم برای خواب شب پیش پسرم بودم🥲🥺

فکر نکن. تو زایمان آنقدر درد داری فکرت سمت این چیزا نمیره

چند وقته بچت ؟

سوال های مرتبط