۹ پاسخ

امان از پیش نویس کیبوره منظورم خونواده باباش بوده

خودت باهاش حرف بزن
قانعش کن اولویتش تویی

برای اینکه مطمنه که مامان و عشق مامان همیشه هست

دقیقا دختر منم همینه توی جمع اصلا نمیگه مامان من خر کیه حرفمم گوش نمیده

دخترمن از بچگیش اصلادبه خانواده پدریش هیچ میلی نداشت ولی امسال چنان به خانواده پدرش چسبیده وتمایل داره ک اصلادسمت مامانم نمیره سرمامانم داد میزنه ک نیا سمت من بمن هیچی نگو و...

حالا پسرمن برعکسه همش میگه مامان من تورو خیلی دوست دارم ولی بابایی رو یکم دوست دارم ومنم از این حرفش خیلی ناراحت میشم اخه باباش بنده خداازسرکارکه میاد باش بازی میکنه براش خوراکی میخره نمیدونم چیکارکنم که انقدربه من وابسته نباشه مهدم یه مدت گذاشتمش بازم فایده نداشت

پسر منم دقیقا
اصلا هزار برابر باباشو بیشتر از من حتی عمشو بیشتر از من دوست داره

پسر کوچیک منم همینه وابسته به ما نباشن بهتره

دختر منم همینجوریه، ولی من حس بدی ندارم😁

سوال های مرتبط

مامان آرتا مامان آرتا ۵ سالگی
سلام مامانها
همسایه پایینیم یه دختر داره که سه سال از پسرم بزرگتره حدودا یک ساله که باهاش رفت آمد دارم بخاطر اینکه بچه هامون بازی کنن باهم یه مدته که پسرم تنها پایین میره یا دخترش تنها میاد با پسرم بازی میکنه . چند وقته اون دختره زورگویی میکنه یا همش با پسرم سر بازی قهر میکنه پسرم چون بازی دوست داره حرفشو گوش میده اکثرا یک ماه پیش پسرمو هل داد صورت پسرم قشنگ چاک خورد علامتش هنوز هست که مامانش عذزخواهی کرد بعد گفت چون پسر من به لحظه اومد روی پاهاش دردش گرفت هلش داد منم گفتم آره چون بچه هستن پیش میاد اشکال نداره تو بازی
بعد دوباره هرروز همو میدین یا پسرم میرفت پایین یا دخترش میومد بالا البته دیگه حواسم قشنگ روشون بود که دوباره حل ندن همو بعد چند روز پیش پسرم رفت خونشون ایندفعه منم رفتم دیدم دختره عصبانی شده بخاطر اینکه چشماشو تو بازی خوب نبست پسرم میخواست پسرمو هل بده بزنه که مامانش سریع اومد جلوشو گرفت
الان من دیگه نمیخوام پسرمو بفرستم دیگه باهاش بازی کنه بنظرتون چی بگم که مامانش ناراحت نشه چون مامانش دوستم شده خیلی مهربونه اما بچه ش خیلی اذیت میکنه