۱۴ پاسخ

درکت میکنم منم توو اقدام هستم و خانوادم هر کدوم با ذوق گاهی لباسی یا وسیله‌ای میخرند
خانواده همسرم هم تا منو میبینند میگند تو که از خانوادت دوری یه بچه بیار دیگه نوبت شماهاست.
انقدر قرص خوردیم و همه گفتند که عصبی شدم و زود گریه‌ام میگیره، همسرم هم گفت دیگه بهش فکر نکن و از زندگی لذت ببر خود خدا توو بهترین زمان بهمون بچه میده

همون بهتره که همه فکر کنن که خودت بچه نمیخوایی منم الا ۵ ساله درگیر مشکل ناباروری هستم کاش منم از اول به همه میگفتم که بچه نمیخوام نه اینکه بگم مشکل داریم حرف مردم خیلی بده هر حرفشون خنجری تو قلب آدم 😔😔😔 حرف خانواده ها که دیگه جای خود داره منو شوهرم با هر حرفشون بیشتر نا امید میشیم

اصلاح سبک زندگی انجام بده بهت قول میدم زود باردارمیشی خاستی ی ماما خوب بهت معرفی میکنم ک خیلی ها پیشش جواب گرفتن

الهی بگردم
دوسال گذشت؟

برو واس ای وی اف،نشد نداره،من مشکل ناباروری ندارم مشکل ژن بیملری مشترک دارم با همسرم دیگه رفتم سمت ای وی اف،راستش نه امیدوارم نه ناامید،بیخیالم،بااینکه ته دلم بچه میخام

بگو بهشون کی نزدیکتر از مامانت اخه حاما درکت میکنه ولی فقط ب اونا بگو و ب بقیه بگو نمیخوام فعلا چ دلیلی داره بقیه بدونن دلیلش چیه
ولی مامانت بدونه نگو مشکلی هس بگو تازه شروع کردم تحت نظر باشم

اصلا استرس نداشته باش موقع رابطه چون سم
بعدشم من خودم بعد ۴چهار سال باردار شدم به همه هم گفتم بچه نمیخواییم بعد الان دخترم ۷ سالشه باردارشدم من تخمک مشکل دارم پریودام نامنظم هس ولی تحت نظر دکتر شدم پودر داد کمکی دادبرابارداری الان باردارشدم انشاالله میشی خودتو ناراحت نکن

برو ای وی اف عزیزم

عزیزم منم ده ساله که انتظارم انشالله خدا دامنمون سبز کنه
مامان منم همین بود ولی من دیگه بهشون گفتم ک دکتر بهم گفته مشکل دارین و باید درمان بشین فعلا تحت نظر دکتر هستم
دیگه اولا یه خورده تحملش سخت بود براشون ک من نازایی دارم و حرف مردم هم که کم نبود آخه
ولی الان دیگه کلا جا افتاده
تقریبا همه فامیل فهمیدن ک من نازای دارم و تحت درمان هستم

عزیزم مشکلت چیه آزمایش سونا رفتی اثلا دکتر رفتی شاید مشکل از شوهرت باشه

عزیزم مگه مشکلت چیه

ی نسخه برو پیش دکتر رقایی مشکل از کیه؟

گلم چند سالته

خب عزیزم چرا ای وی اف نمیکنی؟

سوال های مرتبط

السا🩷 👶 السا🩷 👶 قصد بارداری
هر ماه با یه ذوق خاص منتظر می‌مونم… 🥺🤍
با خودم می‌گم شاید این ماه دیگه نوبت من باشه، شاید این ماه بالاخره اون دوتا خط رو ببینم…
اما دوباره پریود می‌شم و تمام ذوق و امیدم می‌ریزه.

دیگه واقعاً خسته شدم از این انتظار…
از سنگ کلیه، عفونت ادراری و کیستی که هر کدوم یه گوشه ذهنم رو درگیر کرده.
گاهی از خودم می‌پرسم اصلاً با این شرایط می‌تونم باردار بشم؟ 🥺

دکتر گفته همسرم باید آزمایش اسپرم بده، ولی هر بار یه جوری ازش طفره می‌ره و انجامش نمی‌ده… و من موندم با کلی سؤال و نگرانی.

من فقط دلم می‌خواد اون حس مادرانه رو تجربه کنم…
دلم می‌خواد یه روز صبح با ذوق، تست بارداری رو دستم بگیرم و بالاخره اون دو خط لعنتی رو ببینم. 🥹🤍

نمی‌دونم چقدر دیگه باید منتظر بمونم…
نمی‌دونم این ذوق و آرزویی که هر ماه توی دلم زنده می‌شه، کی قراره به واقعیت تبدیل بشه.

فقط امیدوارم یه روز نوبت من هم برسه…
یه روزی که به جای گریه کردن برای پریود شدن، از خوشحالی برای مادر شدن گریه کنم. 🤍🕊️

#بارداری #بارداری
السا🩷 👶 السا🩷 👶 قصد بارداری
۱۱ روزه که پریودم عقب افتاده... 🥺🤍
خدایا، نمی‌دونم توی بدنم چه خبره، نمی‌دونم باید امیدوار باشم یا نگران...
هر بار می‌رم دکتر، می‌گن کیست داری؛ یه ماه دارو می‌خورم، می‌گن قطع کن، دوفامد می‌دن برای تنظیم پریودم، اما این ماه هم خبری از پریود نیست... 💔

دیگه واقعاً نمی‌دونم باید چیکار کنم... فقط دلم می‌خواد برم آزمایش بدم و این بار با یه عالمه ذوق و خوشحالی برگردم و بیام اینجا بنویسم:
«بچه‌هاااا، باورم نمی‌شه! تست نشون نمی‌داد، ولی من باردار بودم!» 🥹🩷

خدایا، خودت می‌دونی چقدر دلم می‌خواد مادر بشم...
خودت می‌دونی پشت این همه انتظار، چقدر امید و آرزو خوابیده...
اگه این کوچولوی قشنگ توی دلم جا گرفته، کمک کن سالم بمونه و خبر اومدنش رو با اشک شوق جشن بگیرم...
و اگه هنوز وقتش نرسیده، بهم صبر بده تا زیر بار این انتظار خسته نشم... 🥺🤲🏻

خدایا، این ماه دلم یه معجزه می‌خواد... یه خبر قشنگ که تموم این نگرانی‌ها رو به اشک شوق تبدیل کنه. 🤍🕊️




#بارداری#بارداری
چشم انتظار❤️‍🩹 چشم انتظار❤️‍🩹 قصد بارداری
سه ساله دلم یه آغوش کوچیک می‌خواد…
یه «مامان» گفتن که تمام خستگی این سال‌ها رو از یادم ببره.

سه ساله هر ماه با یه دل پر از امید می‌رم دکتر، دارو می‌خورم، منتظر می‌مونم و با خودم می‌گم:
«شاید این ماه دیگه نوبت من باشه… شاید این بار خدا معجزه کنه.»

حتی لباس کوچیک نوزاد می‌بینم، دلم می‌لرزه و می‌خرمش…
با خودم می‌گم «این رو برای بچه‌م نگه می‌دارم، شاید ماه بعد مادر شده باشم…»
ولی ماه بعد میاد و من هنوز همون دخترِ چشم‌انتظارم…

هر بار که بیبی‌چک منفی میشه، فقط یه خط روی اون نیست…
انگار یه عالمه امیدی که توی دلم ساخته بودم، دوباره فرو می‌ریزه.

من از دیدن مادر شدن بقیه ناراحت نمی‌شم؛
برای هر مادری و بچه‌ش از ته دلم آرزوی سلامتی می‌کنم…
فقط گاهی با خودم می‌گم:
«خدایا… پس کی نوبت من می‌شه؟»

من دیگه چیز زیادی نمی‌خوام…
فقط یه معجزه.
یه روزی که این همه انتظار تموم بشه،
یه بچه رو بذارن توی بغلم و من با گریه بگم:

«بالاخره اومدی…
مامان خیلی منتظرت بود… خیلی.» 🤍