سوال های مرتبط

مامان دریا🌊🩷 مامان دریا🌊🩷 ۵ ماهگی
مامان 🐣تیارا 🐣 مامان 🐣تیارا 🐣 ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۵
ساعت ۹ نیم من شدم ۷ ساعت بهم گفت برو رو تخت حالت سجده پاهات رو جم کن تو شکمت برای یه گاز بی حسی بود نمیدونم چی بود اونم وصل کرد گفت زود زود نفس بکش خیلی سخت بود درد هام واقعا وحشتناک بود همین حالت بودم که مامانم اومد تو اتاق وضعیت منو که دید زد زیر گریه واقعیتش منم این گاز باعث شده بود گیج شده بودم مامانم رو دیدم ولی نتونستم باهاش حرف بزنم همون لحظه بود زور زدن هام شروع شد مامانم رو فرستادن بیرون بهم گفت بلند شو برو روی اون یکی تخت من با همون گیجی ام رفتم رو تخت بهم گفت زور بزن ولی جیغ نکش خودتو اذیت میکنی منم واقعا حال جیغ زدن نداشتم بی صدا شروع کردم زور زدن گفت موهای سیاهش رو دارم میبینم 🥺🥰 اینم بگم صبح تو سونو گرافی بهم گفت بچت ۲۸۰۰ وزنش خلاصه من ۱۰ سانت که شدم دردام کم شد پاهام رو با دست هام گرفته بودمو زور میزدم راستی کیسه ابمم سوراخ شده بود
هی زور بزن یه امپول بی حسی زدن دور واژنم که برش بزنن و راستش من اصلا برش رو حس نکردم ماما همراهم گفت یه زور خوب بزنی به دنیا اومده بدو دخترم تو میتونی من با تمام وجود زور زدم دخترم اومد تو لوله گیر کرد من زور زدنم نمیومد😑😨 تو اتاق پر دکتر و پرستار بود یکی از دکتر ها داد زد بدو بچه بد جای بدو زور بزن منم تا جون داشتم زور زدم
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۱۱ ماهگی
مامان پناه 🎀 مامان پناه 🎀 روزهای ابتدایی تولد
پارت 3 🍂

به ۷ سانت که رسیدم اونقد دردم شدید بود که میزدم تو سر خودم😐
هر چند ثانیه یه درد شدیدی میگرفت که اون لحظه واقعا حاضر بودم بمیرم ولی این دردو نکشم تمام تنم عرق کرده بودو فقط داد میزدم و اون چند ثانیه که درد نداشتم بیحال میشدم و دوباره درد...😞پرستار کیسه آبمو ترکوند یهو یه حجم زیادی آب داغ ریخت ، بعدش دکتر اومد گفتم توروخدا بگین کی تموم میشه 😨 پرستار گفت اگه خوب زور بزنی نیم ساعت دیگه احتمالا ، دردام با معاینه شدید تر میشدن دکتر گفت هرموقع احساس مدفوع داشتی زور بزن ، منم با تمام توانم زور میزدما اما نمیشد🥲، هرچی زور میزدم فایده نداشت🤦🏻‍♀دکترو پرستارم میگفتن تو بلد نیستی خوب زور بزنی🙁 ، آخر سر پرستار دوباره معاینه کرد گفت سر بچه رو میبینم پاشو بریم اتاق زایمان ، ولی من از درد نمیتونستم پاشم انگار همه بدنم همه استخونام شکسته بود نمیتونستم از تخت بیام پایین ، با کمک پرستارا رفتم تو اتاق رو تخت دراز کشیدم دوباره میگفتن زور بزن ولی نمیدونم چرا نمیتونستم ، اونقد داد زده بودم گلوم درد میکرد ، دکتر گفت بچه تو کانال زایمان گیر کرده ها زود باش زور بزن تا خفه نشده... ساعت ۷ و نیم بود که پناهم به دنیا اومد 😍 اون لحظه ای که بیرون کشیدنش یهو تو دلم خالی شد خیلی حس جالبی بود فقط اونی که اون لحظه رو تجربه کرده باشه میفهمه چی میگم 🥺 ، راستی قبل اینکه بچه رو بکشن بیرون واژن رو برش زدن که من کاملا حسش کردمو دردو قشنگ فهمیدم چون بیحسی هم نزده بودن و اون لحظه اونقد درد داری که درد اون برش برات مهم نیست در برابر درد زایمان چیزی نیست😐💔 بعدش بیحسی زدنو شروع کردن به بخیه که بخیه های داخلی رو من حس نکردم ولی بیرونی هارو حس میکردم خیلی درد داشت با اینکه بیحسی هم زده بودن☹️
مامان آدرین مامان آدرین ۳ ماهگی
مامان 💚ال آی💚 مامان 💚ال آی💚 ۱۴ ماهگی
#زایمان_طبیعی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۴
خلاصه رفتیم که بریم رو تخت زایمان و من که دراز کشیدم دکتر بخش هم اومد و بهم گفتن که هر وقت حس زور داشتم زور بدم و تنفس هم انجام بدم
و من بعد از سه تا زور محکم دیگه داشتم میمردم که برش پرینه انجام دادن برام و بعد برش هم یدونه زور محکم دادم و دخترم بدنیا اومد و گذاشتنش رو شکمم همینکه بچه در اومد کل دردای من رفت و دیگه هیچ دردی نداشتم بعد از اونم جفت رو در آوردن که اونم اصلا درد نداشت بعد از بریدن بندناف دخترمو گذاشتن رو سینه ام همون لحظه شروع کرد شیر خوردن بعد اونم بردن لباساشو بپوشون و بخیه منم شروع شد کل پروسه بخیه هم نیم ساعت اینا کشید زیاد هم درد نداشت یه سوزش ریزی داشت کل زایمان من چهارساعت طول کشید ساعت ده صبح آمپول تزریق شد ساعت یک و نیم رفتم رو تخت زایمان و ساعت دو ظهر دخترم بدنیا اومد و زندگی من سرشار از عشق شد اون لحظه که آدم بچه اشو میبینه کل درداش یادش میره
اگه بخوام از زایمان طبیعی بگم من خیلی راضی ام که رفتم طبیعی و همون روز یه ساعت بعد زایمان من سرپا بودم و چون موقعیت زندگیم یجوری شد مجبور شدم خودم پاشم کارامو انجام بدم برام خیلی خوب شد اینم از تجربه من🥲❤️