بچه ها یادتون باشه ما هرچقدر هم تلاش کنیم هیچ بچه ای بدون طرحواره یا بدون تروما نیست یعنی شما تو کل جهان بگردید حتی روانشناس را هم ببینید و چه حتی بچه هاشون رو ببینید نمیتونید ببینید که تروما ندارن همه آدما طرحواره و تروما رو دارن من هرچقدر هم تلاش کنم نمیتونم بگم بچه ام بدون طرحواره بزرگ میشه هر انسانی حداقل 5 طرحواره درونش شکل میگیره کجا مشکل سازه اینکه با هم در تناقض باشن اونجا که تعدادشون زیاد شه اینا حرف من نیست حرف روانشناسی و سالیان سال تحقیقه
پس از این حالت کمال‌گرایی در بیایید بپذیرید که شما هم انسانیت و تلاش کنید هر روز بهتر از دیروز باشید خودتون گیر نگه ندارید تو حس عذاب وجدان و حس بد رو تو خودتون نگه ندارید هیچ مادری نمیتونه ادعا کنه من هیچی تو چنته ام برای انتقال طرحواره و تروما ندارم اونی که میگه ندارم یا با خودش صادق نیست یا خودش نمیدونه چه طرحواره هایی به همراه داره خودتون رو با دیگران مقایسه نکنید همینکه تلاش کنین خودتون هر روز بهتر از دیروز باشید شادترین بچه رو در زندگیتون خواهید داشت
همه ی نا آدما پر از نواقصی همه همه همه..دنبال مادر بی ایراد نباش
حالا من تروما ممکنه خشم باشه
یه مادر دیگه تروما چیز دیگه ای
ولی اون کوله پشتی نمیتونه خالی باشه اینو 99 مطمئنم

۱۶ پاسخ

آفرین

خیلی ممنون عزیزم از اینکه وقت میزاری ❤❤
بازم مطالب راجب طرحواره تونستی بزار حتما

بچم مریض شده بود هی پاشویش میکردم دکتر بردمش باهام چپ شده از اون موقع ،لجوج تر شد گاهی میگه مامان بد ،گیر میده خونه بابا بزرگش بمونه الان آنقدر کرد بابا بزرگش اومد اینجا 🫠

معادل آرد آب میریزی یک چهارم مواد نمک میریزی یه قاشق روغن و آبلیمو میزاری رو حرارت کم تا شکل خمیر بگیره

دقیقا ..مثلا من مادر هلیکوپتری هستم ...خیلی دارم رو خودم کار میکنماااا..الان بهتر شدم مثلا پارک میرم وایمیستم عقب تماشا میکنم ....🫠

منصوره جان کامل ترین تاپیکی بود که خوندم
مرسی یکه حقیتقا قوت قلب دادی
چون واقعا هرچقدر سعی میکردم پسرم خوب بزرگ کنم ولی می‌دونم بزرگ بشه بالاخره یک جاهایی کم گزاشتم براش...

مرسی عزیزم عالی بود... اما من همیشه حس مادر ناکافی بودن میاد سراغم و خیییلی خیلی عذاب وجدان میگیرم😢
درصورتی که تو خانواده و اطرافیان همه منو مثال میزنن برای توجه و رسیدگی بچه از هر نظر اما خودم حس کافی بودن ندارم و خیلی اذیتم میکنه 😞

کاملا درسته مرسی عزیزم

اره منم از ی روانشناس شنیدم
ولی کمتر باشه خب بهتره برای اینده ش

ممنونم حرفات عالی بود مثل همیشه

عزیزم نیشه بیشتر توضیح بدی اون پنج طرحواره ای ک گفتی چیا هستن اینکه گفتی در تناقض باشن مشکل سازه یعنی چی

من مامانم معلم بود و با حالت دستوري باهام حرف ميزد الان خودم متاسفانه دارم همون كارو ميكنم هميشه مامانمو منع ميكردمو بهش اعتراض ميكردمو ميگفتم من هرگز همچين مادري نميشم اما الان دقيقا همونجوري با پسرم حرف ميزنم انگار نهادينه شزه توم و هركاري ميكنم نميتونم عوضش كنم هي به خودم ميگم درست حرف بزن با محبت اما در نهايت باز سر بزنگاه همون كارو ميكنم🥲

درسته عزیزم

درسته👌🏻👌🏻

دقیقا همینطوره👍

👌🏻👏👏👏👏عالی بود

سوال های مرتبط

مامان الینا جونم 😍 مامان الینا جونم 😍 ۳ سالگی
بخش سوم از جملات سمی والدین و تله های شخصیتی

جملاتی که احساس شرم ایجاد میکنند:
چرا اینکارو کردی؟ همه دارن بهت میخندن
این چه رفتاری بود. واقعا خجالت بکش
منو جلوی مردم بی آبرو کردی ـــ

اثر بزرگسالی؛: خود انتقادی شدید. احساس شرم مزمن، انزوا و گوشه گیری، ترس از دیده شدن

( طرحواره نقص و شرم)

جملات جایگزین سالم:
اشکالی نداره همه ممکنه اشتباه کنند من کنارت هستم تا باهم درستش کنیم (رفتار رو اصلاح کنیم)

جمله« ازت ناامید شدم»
طرحواره اطاعت، تایید طلبی
اثر بزرگسالی: وابستگی به تایید دیگران

جمله جایگزین: این رفتارت منو کمی نگران کرده اما تو همچنان ارزشمندی برام.

گریه نکن، بچه ها همچین کاری نمیکنند:
طرحواره سرکوب هیجان
اثر بزرگسالی: ناتوانی در بیان درست احساسات و نیازها
جمله جایگزین: حق داری ناراحت باشی ـبیا در موردش صحیت کنیم ببینیم چی شده و چکار کنیم

جمله«اگه اینکارو نکنی /بکنی دیگه دوستت ندارم!»
طرحواره رهاشدگی
اثر بزرگسالی چسبندگی در روابط ترس عمیق از دست دادن
جمله جایگزین سالم: همچنان دوستت دارم ولی لازمه اینکارها رو انجام بدی
مامان روشان🎼🦄 مامان روشان🎼🦄 ۲ سالگی
تجربه من از پوشک گرفتن 🚽
غول مرحله آخر👹
اول از همه بگم من صرفا تجربه شخصی خودم رو براتون میگم و این نسخه رو نمیشه برای همه پیچید.
اولین کاری که قراره بکنید آمادگی ذهنی بچس،شما میتونید با خوندن کتاب،شعر،کارتون،بازی کردن این آموزش رو از قبل بهش بدین که جای جیش و پی پی کجاست.من از حدود دوماه پیش این آمادگی رو ایجاد کردم جوری که دخترم خودش میگفت جیش باید تو دستشویی بکنیم فقط کلامی بود ولی عملی هیچ اقدامی نکرده بودیم.دوم دختر من چند ساعت در طول روز پوشکش خشک بود حتی شبا و این یکی دیگه از علائم آماده بودن بچس.این نشونه خوبیه که بچه کنترل داره روی مثانه ش.سوم اینکه برای اقدام اگر خودتون شرایط روحی جسمی ندارید اصلا شروع نکنید یا حتی اگر بچه از مریضی خاصی درومده،یا سرماخوردگی یا حتی یبوست یا اسهال بوده اصلا اقدام نکنید که جواب عکس میده.من از اونجایی شروع کردم که همه این شرایط فراهم بود خداروشکر و روزی که پوشک دخترم تموم شد دیگه نرفتم تهیه کنم و گفتم دیگه مامان دیگه پوشک نیست،پوشک برا نی نی هاست تو باید از این به بعد شورت بپوشی
ادامه تو کامنت ها...
مامان پسر وروجک مامان پسر وروجک ۲ سالگی
پسرم مادرت سرشار از احساسات و واکنش های انسانیست
دردانه من من کوله باری از آسیب های تربیت آبا و اجدادی خود را با تمام سنگینی اش حمل میکنم پسرم وقتی با تو در جاده زندگی قدم میزنم بهم حق بده نتونم پا به پای تو قدم بردارم کوله پشتی خیلی خیلی سنگینه نمیخوام کوله پشتی رو بهت بدم چون چیزای خوبی نیست هرچند تو بعضی موقع ها با شیطنتت خسته ام میکنی و دستم بدرون اون کوله رفته و وزنه ای رو به تو انتقال خواهم داد ولی دردم بیشتر خواهد شد چون قرار نیست تو گیرنده این کول پشتی باشی مامانت اصلا دلش نمیخواد اون کوله پشتی رو بهت بده پسرم منو بابت تمامی اون وزنه ها که پشت تورا سنگین کرد ببخش من می‌پذیرم که تو این برهه از تاریخ خسته ام من می‌پذیرم که خنجر های درونم از نسل قدیم درد داره زجر داره من این احساس رو می پذیرم ولی بهت قول می‌دم تمامی تلاشم رو خواهم کرد که در این جاده ی گل آلود که پایم رو بسختی از درونش بیرون می کشم قول می‌دهم در این هوایی که بی رحمی هایش ریه هایم را می‌سوزاند قول می‌دهم علارغم زنجیر و گوی های سنگینی که از پشت به خودم می‌کشانم تو را همراهی کنم عاشقانه و تا آنجا که می‌توانم کوله بارم رو پیش خودم نگه میدارم تا تو سبکبال پرواز کنی به سمت رویاها و آرزوهایت به سمت زندگی و زیبایی هاش شاید جلوتر از این آبادی ای باشد که آنچه مادرت ندید تو آنجا نظاره گر باشی ولی هر جا که هستی بدون مادرت عاشقته
بابت دیروز مرا ببخش
میدانم که حق دارم خشمگین باشم حق دارم خسته باشم ولی حق ندارم به بی پناهترین فردی که پناهش منم فریاد بزنم مرا ببخش
(بعد از دوماه تلاش برای فروخوردن خشم و صبوری کردن دیروز بالاخره شکست خوردم )
مثل ماه 🌜🌜🌜 مثل ماه 🌜🌜🌜 قصد بارداری
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
امروز یکی از بدترین روزای زندگیم بود من واقعا هر روز با پسرم یه چالشی دارم دیگه از هیچ چیز و هیچ کس نمیترسه نه برای من نه باباش تره هم خرد نمیکنه سر خوردنش داغون داغونم شوهرم امروز بهم گفت یه مشکلی داره وگرنه مگه میشه بچه هیچی دوس نداشته باشه انصافا مگه میشه بچه از شیر انبه غلیظ یا همون شیک انبه اونم خودم زحمت میکشم درس میکنم یا شیر موز یا معجون یا بستنی خوشش نیاد به خدا هیچ بچه ای رو ندیدم بستنی دوس نداشته باشه آنقدر شوهرم اصرار کرد بهش بخوره از صبح هیچی نخورده بود ساعت ۶غروب اومدیم بهش شیک انبه بدیم جفتمون رو رنگی کرد بسکه حرص خوردیم آخرم شوهرم کاسه رو کوبید تو دیوار حتی نمیخواد لب بزنه ببینه مزش چطوریه فقط ناهار خورده بود که اونم بلافاصله کلش رو بالا آورد روز به روزم داره بدتر و حرف گوش نکن تر میشه خیلی خستم خیلی روح و جسمم داغونه دلم میخاد یه کوله ببندم نصفه شب برای همیشه برم و دیگه هیچ کس رو نبینم حالا در کنار همه اینا بعد اون پروسه شکستن کاسه بردیمش پارک یه خانمه متولد ۷۸سه تا بچه داشت ۷ساله ۶ساله و۶ماهه یه طوری حرف میزد که میگفتی وای زندگی با بچه چه لذت بخشه با اینکه اون دوتا بزرگه مدام صداش میکردن و اون شش ماهه داشت گریه میکرد قشنگ داشت می‌خندید و سیگار می‌کشید نمیدونم من مشکل دارم یا اونا خوش به حال بچه هاش با همچین مادر آروم و ریلکسی بیچاره پسر من با این پدرو مادرش
مامان قندآلو مامان قندآلو ۳ سالگی
تجربه ترک پوشک روز سوم
خوب آروین روز اول متوجه نبود و دوبار تو شلوارش جیش کرد اما از عصر همون روز خودش اعلام کرد که جیش داره هم ادرار هم مدفوع تایم دستشویی رفتنش هم دستم اومد روز اول هر نیم ساعت فرداش و امروز هر چهل دقیقه که اگه من یادم میرفت ببرمش خودش اعلام می‌کرد خدا رو شکر خیلی خوب پیشرفت خودم اصلا فکر نمیکردم بتونم به این راحتی از پوشک بگیرمش فقط یکبار خطا داد که اونم مقصر خودم بودم ک یکم دیر بردمش. من یک ماه قبل بهش گفتم تو بزرگ شدی و دیگه نی نی نیستی نی نی های کوچولو تو پوشک جیش میکنن و اینکه شب ها پوشکش خشک بود و اینم اضافه کنم تو این چند شب به هیچ وجه تو خواب جیش نکرد یه جورایی آمادگی ترک پوشک رو داشت به نظرم بعضیا میان میگن بچه ما هنوز آمادگی نداره البته جسارت نشه تنبلی خودشونه ک از پوشک نمیگیرن چون واقعا این مدت باید فکرت همین باشه که سر تایم بچه رو ببری سرویس و کلا بیخیال مهمونی و بازار و خرید و دورهمی باشی و مادر و کودک هم از لحاظ روحی آرامش داشته باشه و اینم در آخر بگم بچه ها رو با هم مقایسه نکنید گاهی بچه ها دیر به اون آمادگی لازم میرسن.راستی من اینم بگم در آخر بچه هاتون رو از دستشویی نرسانید اگه جیش کرد دعواش نکنید و صبور باشید و برای تشویق کردن بچه یک جایزه که خودش خیلی دوست داره در نظر بگیرین مثلا من پسرم ماشین کنترلی دیوونه خیلی دوست داشت منم قبل آر پوشک گرفتن بهش گفتم مامانی اگه جیش رو یاد بگیری بری دستشویی برات اونو جایزه میخرم پسرم هم با ذوق و شوق فراوون استقبال کرد و ما هم براش خریدیم🥰🥰🥰🥰امیدوارم تجربه ام براتون آموزنده باشه و همین راحتی این مرحله رو رد کنید
مامان آرین و عرشیا مامان آرین و عرشیا ۳ سالگی