۱۲ پاسخ

منم میگفتم کاش نیان درد دارم نمیخوام اونجوری ببیننم
ولی همه اومدن هم خانواده خودم هم شوهرم هم دوستام
۲۰ نفر بودن😐🤣
منم یه ساعت بود از ریکاوری اومده بودم تو بخش
ولی خب حالم خیلی خوب بود هیچ دردی نداشتم خیلی خوشحال شدم کسی به حرفم گوش نداد و اومدن🤣

حالا بیمارستان خوبه میرن زود ولی میان تو خونه رو مخه

باید ب همسرت بگی ک ب خانواده اش بگه تا چند روز خانمم معذبه ، بخیه داره ، درد داره ، خونریزیش زیاده ، دکتر گفته فقط باید استراحت کنه ، در حد ی ساعت بیان بیمارستان ملاقاتی و بگه بعدش خودش باهاشون هماهنگ میکنه ک غروب یا بعد شام ی سر بیان خونتون ، فعلا منتظر بمونن

من رد داده بودم اون روزش کسی نیومد فقط مامانم شب پیشم بود پیش مامانم میگفتم اره جاریام خرن دیدی هیچ کدوم نیومدن دیدنم مامانمم گفت با درک غصه نخور . بعد فرداش شوهرم اومد پیشم داشتن مرخصم میکردن جفت جاریام با شوعراشون اومدن دیدن ب شوهرم میگفتم اینا برای چی اومدن آدم نیستن من زایمان کردم حال ندارم شوهرم می‌گفت ب ولا تو مسلمون نیستی فقط دوس داری رو مخ من بری با من چ پدر کشتگی ای داری آخه مگه دیروز نمیگفتی خرن نیومدن دیدنم پس حرف امروزت چیه 😂🤣🤣گفتم هیچی تو ب دل نگیر من رد دادم

والا خانواده همسرم گفتن میان ولی من اصلا دوست ندارم بیان

میان دیگه سزارین و طبیعی نداره همه اقوام هی میان و میرن

اره اوپمن ولی به نظرم به همخ بگو شرایط جنگی بیمارستان ملاقات نداره نزار بیان ، خودت درد داری سر درد داری بالا سرت حرف میزنن بچهکوچیکه اذیت میشی واقعا

وای کاش بشه به خانواده شوهرمم بگم نیان تا چند روز
اصلا خیلی مسخرس واقعا درک ندارن ی سریا

منم دوس ندارم کسی بیاد 🤣🤣🤣

اره هم بیمارستان هم خونه اصلا درک ندارن که😑

اره آمدن

نه ولی شبش ریختن خونمون😑

سوال های مرتبط