تجربه ی زایمان طبیعی 💥 پارت یک🌱
سلام دوستان اول از همه خیلی ممنونم بابت تبریکاتون عذر میخوام نتونستم تک به تک پاسخ بدم.
بعد از چند روز فرصت کردم که بیام و تجربه ی زایمان دوم طبیعی ام رو باهاتون به اشتراک بزارم.
موقع پسرم مهدیار 39 هفته و 4 روز کیسه آبم پاره شد بدون درد دو سانت بستری شدم و 14 ساعت بعد با دریافت دو تا دوز آمپول فشار زایمان کردم اونجا هم به جز دو ساعت آخر درد زیادی نداشتم فقط تحت نظر بودم و خسته شده بودم... خلاصه سر این بارداریم ترجیحم این بود کیسه آبم نترکه و درد هامو بکشم و بعد برم بیمارستان. این بارداری استراحت نسبی داشتم از 36 هفته شروع به فعالیت و ورزش و پیاده روی کردم هر روز از نیم تا یک ساعت پیاده روی میکردم و ورزش هامم میرفتم پیش ماماهمراه. کم کم رابطه ی بدون پیشگیری هم شروع کردم. 38 هفته هم معاینه ی تحریکی رفتم که همین جا هم راجبش تاپیک زدم.
روز آخری جمعه صبح 38 هفته و 3 روز که بودم بیدار شدم احساس می‌کردم شکمم سبکه اصلااا سنگین نبود رفتم روستا، اونجا هم اوکی بودم عصر برگشتم رفتم دو ساعت مغازه ی همسرم و همچنان هیچ خبر نبود (البته من که نمیدونستم قراره چی بشه در کل میگم) شب هم شام مهمان مادرشوهرم بودم رفتم اونجا و شکمم فقط کمی سفت میشد. موقع شام ساعت 11 پای سفره شکمم کمی درد گرفت که نتونستم غدامو کامل بخورم به همسرم اشاره کردم که پاشو بریم. خواستم برم لباس گرم بپوشم و برم پارک مثل هر شب پیاده روی. از خونه ی مادرشوهرم تا خونه ی خودمون دو تا کوچه فاصله اس که مابین راه متوجه شدم لای پام خودبه خود داره خیس میشه و قلوپ قلوپ آب گرم میاد. یه نگاه به شوهرم کردم گفتم آخ آخ مثل اینکه این بار هم کیسه آبم پاره شد.

تصویر
۴ پاسخ

بقیشو

ادامش

مامانی که بچتون تازه به دنیا اومده اگه ایده ماه‌گرد. ندارین بیاین فقط اون یک وسط انگلیسی بزنین کانال روبیکاqwe1no
#شیرخشک#عکاسی#کولیک#رفلاکس#سینه‌مادر#پوشک

خب بقیش

سوال های مرتبط

مامان مهیار🤍 مامان مهیار🤍 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1
سلام بعد از 4 شب بی خوابی
خب من کلا ده روزی بود ورزش رو شروع کرده بودم اما کم روزی نیم ساعت پیاده روی فقط
این دو سه شب آخر دیگ کردم روزی دو ساعت پیاده روی 100تا اسکات و حموم آب گرم
و شیاف گل مغربی شب آخر دوتا گذاشتم و بعدشم رابطه بدون جلوگیری داشتیم بعد از رابطه دردام شروع شد ساعت 1 شب بود گرفت تا ساعت 6 دیدم ول نکرد و چون تجربه نداشتم کسیم پیشم نبود با همون درد رفتم بیمارستان که معاینه کرد گفت یه سانت نیمی برو بعدظهر بیا بعد ظهر رفتم همون بود ولی چون ظربان بچه نا منظم بود گفت ختم بارداری که چون مهیار تو سونوش‌ اکوژن قلب نشون داد و اون بیمارستان متخصص اطفال نداشت باید میرفتم یه شهر دیگ(شیروان) رفتیم اونجا گف دو سانتی ضربان بچه هم خوب شده و ما زیر سه سانت بستری نمی‌کنیم دیگ گف برو پیاده روی کن دور بیمارستان سه سانت بشی بستری کنیم من درد داشتم ولی هر سه چهار دقیقه می‌گرفت ول میکرد
رفتم قدم زدم ساعت ۱۲ شب رفتم ولی بازم دو سانت بودم
مامان مهراد مامان مهراد ۱۵ ماهگی