۱۲ پاسخ

عزیزم باید راجب حریم خصوصی آموزشش بدی

اکثرا بچها تواین سن همینطوری هستین باهاش صحبت کن بگو اندام خصوصی کسیو نباید دس بزنی و نباید اندام خصوصیتو نشون بدی یا دست بزنی وگرنه همه ازت ناراحت میشن باهات بازی نمیکنن بدشون میاد ازاین کار هیچوقتم خاهر برادر رو تنها نزار حتی با بچهای دیگه هم بازی میکنه تنها نزار از سرش میفته

باید از مشاور کودک بپرسی گل

از کسی یاد گرفته دوستاش و‌مراقب باش
حساس نشو خودت چند وقت مراقبش باش از سرش میوفته

ببخشید یادمه شما میگفتی پسرت پوشک میشه دختر منم اینطوره شما چطور از اون موضوع رهاشدین

مراقب دخترت باش کوچیکه 😕واقعا بچه‌بزرگ کردنم جرعت میخاد

پسر داداش منم‌ پارسال قبل اینکه ببینم دیدم به عضو خصوصی پسر من دست زده و‌چیکار نمیدونم از حرفای بچم فهمیدم خونه مامانم میرفتیم اطاق بودن درو می‌بست و یهو در باز کردم اسمش کردم و گفتم نبینم ها
دوباره تکرار کرد به مامانم گفتم‌گارد گرفت اما پسرم جلو زنداداشم گفت اب شدم از خجالت ولی دیگه خداروشکر تکرار نشد و تنها نزاشتمشون اصلا

سلام عزیزم من آتلیه آنلاین دارم کلی تمای جذاب وقشنگ دارم خواستین روبیکاپبام بدین
۰۹۹۳۵۸۵۷۲۹۳

حتما از مشاور کمک بگیرید
واینکه بهش توضیح دادین اندام خصوصی رو و اینکه نباید اجازه بده کسی ببینه یا دست بزنه؟

تنبیه نکن
گارد نگیر
بچه اس
نمیفهمه
سعی کن بهش بفهمونی که قسمت خصوصی هست
نباید کسی ببینه
و نباید کسی دست بزنه
کلا پیش اون پسر عموش نزار بره
بیشتر بازی کنه و کمتر تنها باشه
از سرش میفته
نگران نباش
این ندیده،شاید پسر عموش شلوغه

بله مشاور
ولی احتمالا از همون پسرعموش یا دوست دیگه‌ای یاد گرفته

بنظرم با یه مشاور باید حرف بزنی اون بهتر ودرست راهنماییت میکنه

سوال های مرتبط

مامان کسری جون🥰 مامان کسری جون🥰 ۱ سالگی
پارت ۱۱:خلاصه دیدم اومدن بهم گفتن باید بری اتاق عمل آماده بشیم من که خیلی نمیتونستم حرف بزنم جون هم نداشتم هی چشام میرفت ولی خیلی ترسیده بودم بردنم اتاق عمل با اکسیژن و همه چی دکترم اومد گفت بخیه هات باز شده میخوام اونو ببینم ‌و درست کنم ولی من از خونه اومدم بخیه هام سالم بود فقط درد شدید داشتن که پا و لگن راستم از درد تکون نمیخورد
دیگه بی هوشی زدن و من دیگه یادم نمیاد تا بیدار شدم تو ریکاوری بودم پرستار ها میگفتن همس میگفتی کسری کسری 😭یهو به خودم اومدم دیدم کپسولم پایین دهنم اومدم نفسم رو بکشم بالا نتونستم اونجا فهمیدم حالم چقدر داغون که یه نفس بدون کمک نمیتونم بکشم .
بین پاهام بانداژ شده بود خانوم های طبیعی میدونن ما اصلا پانسمان نداریم این بیشتر ترسوندم هر لحظه اوضاع بدتر میشد دیدم عه دوباره دارن میبرنم ای سی یو طبیعتا میدونستم حالم خوب بشه میرم بخش یعنی هنوز همون بودم اونجا هم ملاقات ممنوع بود و هیچ کسی نبود بهم بگه من چمه البته که خود دکتر ها هم هنوز نفهمیده بودن