۳۴ پاسخ

صبحم با خبر خوشحالی مرخصی شدن آقا آریا بخیر شد❤️😍
مطمنم زود زود میایی و از مرخص شدن کامل آریا جان از دکتر و بیمارستان میگی
فقط قوی باش.. ما منتظر جشن شادی هستیم بیاییم با آریا جان برقصیم❤️😍😍🙏🏻😘😘😘

انشالله خدا جوابه همه ی این زحماتتو ب زودی میده گلم

انشالله به حق پروردگار یکتا
سلامتیشو به دست بیاره
متاسفانه برادر منم حالش اصلا خوب نیست . و بعد از یک جلسه شیمی به شدت ناتوان شده و دکترا گفتن ادامه نده 😔😔😔😔

دورت بگردم فرناز جونم. به یادت بودم. اومدم توی صفحه‌ت و این تاپیک رو دیدم، چه خوب که آریا جان مرخص شد. امید که بیماری از وجود نازنینش دورِ دورِ دور بشه عشقم. خونه‌ی من بلوار فصیلته. تو رو به خدا اگه کاری از من براومد. زنگ بزن برات انجام بدم. هر کاااااری باشه خواهرانه و با همه وجود در خدمتم.

ان شاالله بزودی با سلامت کامل ،روزای قشنگ تونو شروع کنین عزیزم♥️🌹🤲خدا قوت

خدا قوت مامان جان
انشالله کلا پسرت خوب خوب میشه، و سلامت

بدون شک خدا به داشتن همچین بنده قوی مینازه.دمت گرم مادر قوی و‌نمونه

مایعات زیاد بدین بخوره قندیجات و چیزای شیرین مصنوعی کم بدین. رنگدانه های قرمز خوبن توتا رو با احتیاط بدین چون تمیز کردنشون سخته امیدوارم هر چه زودتر این روزا بگذره آریا جون به روال عادی برگردن❤️❤️❤️

عزیزم تو چقد قشنگ مادری میکنی،خود خدا اجر کارهاتو با سلامتی کامل پسر کوچلوت بهت بده.حتما هم میده مطمن باش

الهی همیشه سلامت باشه گل پسرت

فک کنم بشه با تغذیه جلو تهوع و استفراغ رو گرفت حتی ریزش مو
فک کنم بعد تزریق یا اگر قرص شیمی درمانی میخوره ، آب میوه و شیر بخوره بالا نیاره

خداروشکر که مرخص شد جوجه قشنگت😍
حق داری،خدا قوت بهت
به امید خدا این روزا هم تموم میشن و گل پسر سلامتی کاملشو به دست میاره

سلام عزیزم روزای خوب توراه انشاالله بزودی خبر خوب شدن آریا جون و بهمون میدی♥️

دای منم شمی در مانی میشی اون البته سرطان خون داره هرجا دلت شکست برا اونم دعا کن ممنون میدونم خدا الان یه جور دیگه بت نگاه میکنه

من از ته میگم خدایا این دفعه رفت بیمارستان بگن اشتباه کردیم دیکه هیچی نمیخاد برید خونه یا خوب شده معجزه شده دیگه هیچیش نیست برید خونه من میدونم شما اینقد قوی همه اینا را مگزرونی با خنده میگی وای چی روزای بود تموم شد 🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂👨‍👩‍👦 امیدوارم انشالله از این به بعد ستای فقط بخنید چشم بزاری رو هم همش تموم بشه عزیزم

از ته دلم آرزو میکنم بزودی بیای تاپیک بزاری دیگه از قرص و دارو دکتر خبری نیست و آریا خوب خوب شد 🐚✨🦋

خداروشکر که یه مادر قوی و مهربون مثل تو داره 🫂🔆

سلام عزیزم من دیروز قم بودم بعد مدت ها رفته بودم رفتم حرم زیارت خیلی یا. شما هم آریا هم بودم خیلی دعااااا کردم آریا زودتر خوب بشه دوباره حال دلتون و کانون خانوادتون گرم بشه امیدوارم به زودی زود با خبر خوش بیای آرایا هم هر چی زود تر زودتر سلامتیشو یه دست بیاره امیدوارم خدا بهت سلامتی بده این مسیر سخت بتونی طی کنی 🌹😍

فرناز جون مامانِ آریا
الهی که زود جوجمون خوب شه
خسته نباشی عزیزم از بقیه کمک بگیر

خداروشکر گلم روزای خوب نزدیکه🥹

وقتی تب کرد یا حالش بد بود،دعای نور حضرت زهرا رو براش بخون

تصویر

هزاران بار خداقوت،هیچی نمیتونم بگم،فقط آرزوی بهترین ها رو برای پسرتون دارم،همیشه به یادش هستم و براش دعا میکنم🥹🤲🤲😘🥰

همین الان با صفحت آشنا شدم و درخواست دادم...تمام تاپیک هات رو خوندم
میتونم بگم دمت گرم مادر قوی و نمونه
انشالله به زودی خبر سلامتی آریا جان رو بهمون بدی.❤️..
براش حمد میخونم به نیت شفا انشالله...
این هفته که برم شیفت حرم حتماااا دعاگوی آریا جان هستم و از طرفش سلام میدم

الهی که به زودی معجزه انفاق بیوفته براتون و بیای همین جا خبرش و بدی 💖

عزیزم خدارو شکر انشالله زودتر خوب میشه یه سوال سما خون بند نافو نگه داشته بودید؟؟ تازگیا این موضوع مطرح شده تو گهواره

قطعا جواب زحماتت رو به بهترین نحو پ به زودی میگیری🥰🥹❤️

امیدوارم اریای عزیز زودتر سلامتی کاملشو بدست بیاره و روزای خوب و سبزتون از راه برسه

خداروشکر انشاالله که خبر سلامتی کاملشو بزارید 🤍✨✨

اخ بمیرم برا معصومیتت خاله
ایشالله زود زود خوب میشی قربونت برم🥰💋🧿

فدات بشم پسر خوشکلم قهرمان کوچولو

خداراشکر عزیزم ان شاالله این روزها می‌ره وزودی خوشی جاش رامیگیره

خداروشکر عزیزم 😍انشالا که همیشه سلامت باشه وخدا به شما صبر وتوان روزافزون بده❤️

خداروشکر که اومدید خونه عزیزم.مطمعنم خیلی زود پسر گلمون خوب میشه .خدا قوت بهت مامان عزیز❤

امیدوارم خیلی خیلی زودتر از چیزی که فکرشو می کنید این روزا بگذرن و روزای خوب برسن

ای جانم خدارو شکر.. انشالله هر روز بهتر از روز قبل باشه شاه پسر 😘 😊💚😘....... و مامان فداکـــــ❤ــــــار خسته نباشی گلم ، به امید روزای خوب عزیزم 😊💚💚💚💚

عزیزدلم
مطمعنم روزهای خوب تو راهه🌱

سوال های مرتبط

مامان رایان مامان رایان ۵ سالگی
دلم خیلی گرفته بخاطر لکنت پسرم دوازده روزه شوهرم رفته ماموریت حالا رفت نزدیک بیست روزه دیکه بیاد از ساعت ۱۲ تا الانا پاب پای پسرم بودم بعنی هر روز هر روز با همیم دیگه باباش نیس ک ی ساعت با اون باشه دغم میده ولی از درد اینکه لکنتش بدتر نشه هیچی نمیگم باز با اون وضع لج بازی میکنه اصلا گیر نمیدم خونه زندکی رو ب چه وضعی درآورده هیچی نمیگم باز با اون حال شبا ساعت ۱۲ ک میشه دنبال گریه اس دنیال بهانه است ک بشینه گریه کنه ب زبون میگیرم هر کاری میکنم نمیشه از ساعت ۵ بد از ظهر تا ۱۱ ام می‌گردونمش مغازه هارو پارکارو روانی شدم دیگه 😭😭😭😭😭😭😭😭😭
کاش منو این بچه صب رو نبینیم خیلی روزا برام سخت میگذره غصه لکنتش ک دیگه داغونم کرده ب زور جوری رفتار میکنم ک‌بچم ی وقت ناراحت نشه از ناراحتی من وگرنه از درون داغونم قلبم درد میکنه از غصه😭الان خوابیده همینجور نشستم‌دارم گریه میکنم
ی مادر شوهر خرفت دارم دیروز تو پارک دیده ما رو ن حالی ن احوالی ن ی دست بچمو بگیره سمت خودش ک چی میکنی عین احمق ها بد ی ساعت گذاشته رفته خونش
ولی بگی بیا ی خروار غذا گذاشتم بیا بخور با سر میاد عین گاوم میخوره
ی زنگ نزده تا ب حال ب ما تو این دو سال ک شوهرم ماموریته چی میکنید