تجربه مامان اولی

اول از اینکه هیچ وقت هیچ وقت بیمارستان دولتی زایمان نکنید جون تون ارزش داره از سر راه نیومدین که برین دولتی زیر دست کارورزا یا موس آزمایشگاهی بشین
دوم ازاین اصلا از سزارین نترسین نه از سوند زدن اولش نه بخیه هاش نه راه رفتن اولش فقط تا ده روز هرروز درمیون گوشت گردن بخورید مایعات زیاد بخاطر دفع مواد بیهوشی و بیحسی میان وعده میوه حتما بخورید شیرتون زیاد میکنه من تو این ۱۲روز فهمیدم دلستر جوجو بخورم شیرم زیاد میشه ماکارانی و تخم مرغ نیمرو و.....‌شماهم ببینید چی می‌خورید شیرتون زیاد میشه
من ماما همراهم گرفته بودم ماما همراه نامردم از ۴سانت که باز شدم بهش زنگ زدن تا ۹که کیسه ابم ترکید اومد بالا سرم بیشعور شرح حال نکرد گفت زور بزن هیچ کس بالا سرم نبود بعد پی پی کردم ماما بیمارستان اومد باهاش دعوا کرد گفت کیسه آبش پاره شده نمیتونه طبیعی زایمان کنه دیگه معذرت خواهی کرد تا تو آسانسور اومد بعد رفت گفت من تو اتاق عمل نمیتونم کنارت باشم کلا ۳۰دقیقه همراهم بود یا یکساعت بیشتر نبود مامانم میگه تا منو دیده دررفته گفته قسمتش سزارین بوده خداحافظ تازه ماما من دختر دایی مامانم بود خیرندیده هم بخاطر همدردی با مامانم واینستاد منم بهش بخاطر اینکه خجالت بکشه رفتم مطب بهش پول دادم گفتم من هزینه ماما همراه که نهایت کیسه پرش ۵میلیون بهتون میدم ولی باید ۳سانت باز بود میومدین نه ۴سانت سکوت کردنگرفت
ماماهمراه گرفته بودن خانوما دوتا شون از ۲سانت کنارشون بود بهشون ورزش می‌داد حالا ماما همراه من ۹سانت که باز بود به زور اومد احمق فکر کرد بهش نمیخوام پول بدم
قبلش دوهفته زودتر رفتم مطب باهاش قرارداد بستم برای هزینه اشم هرکار کردم حتی پول ویزیت نگرفت

۱۳ پاسخ

من بیمارستان دولتی سز شدم راضی بودم رسیدگی کردن

نه عزیزم شما نباید اینجور بد بگی فکر ماهایی ک قرار طبیعی بیمارستان دولتی زایمان کنیمم بکن توروخدا بنظر من بدن با بدن فرق می‌کنه من رفتم بیمارستان ۱۷شهریور برایه آن ای تی اول ک رفتم خانومه درد داشت تا کار من تموم شد اونم زایمان کرده بود ینی به فاصله یه ان اس تی گرفتن میدونین دیگ کلا. ۲۰دقه تا نیم ساعته ان اس تی

وای من استرس گرفتم این تاپیکت دیدم من دوتادخترام طبیعی بدنیااوردم اینونمیدونم امابیشتراحساس میکنم سزارین سخت باشه چون منو ابجیم همراه زایمانمون بودبرابچه دومیمون من طبیعی بودم اون سزارین من طبیعی دردکشیدم همون روززایمان کردم مرخص شدم اماابجیم وقتی آمدم تواتاقش دیدم بیهوش افتاده درازکش جوری مثل یه مرده بودبعدبهوش هم امدلرزش داشت خیلی دردبخیه داشت گفتم خوش بحال خودم که طبیعی زایمان کردم یعنی هرکه طبیعی بودراحت مرخص میشدسزارین سه روزنگه میداشتن بازم خونه میامدباید۴۰روزیکی ازش مراقبت میکرد ازنظرمن طبیعی خیلی بهترازسزارین هست

بهداشت هم‌ به من گفت دولتی واسه سزارین خوبه ولی طبیعی واذیت میکنن

خب یکی پول شخصی نداره چرا طرف میترسونی یا بیمارستان های دولتی خراب میکنید
شما خیلی پولداری خودت برو شخصی به بقیه کاری نداشته باش

کلا قانون ماماهمراه از ۴سانت همه اینو میدونن

سلام خوبی برا زیاد شدن شیرت چه خوراکی هایی میخوری من شیرم کمه

سزارین شدی؟
من کیسه آبم پاره شد 39 هفته طبیعی زایمان کردم
دومی هم دکتر خودش از 5 سانت کیسه آب رو پاره کرد

کدوم بیمارستان بودین عزیزم؟

من ترسیدم اینجوری ک گفتی از ۱۷شهریور

من دوقلو داشتم دولتی بادکتر شیفت سزارین شدم راضی بودم

من طبیعی زایمان کردم بیمارستان دولتی راضی بودم

کدوم بیمارستان بودی عزیزم؟؟

سوال های مرتبط

مامان ماهلین مامان ماهلین ۲ ماهگی
ماما شیفت. ماما. بد اخلاق اومد. پیشم گفت ت تا فردا هم زایمان نمیکنی اصلا قیافت نمیخوره درد داشته باشی اشتباه گفتن ت 6سانتی. گفتم یا ابوالفضل. بااین من چه جوری بگذرونم. نا امید شدم بود که دیدم ماما همراه اومد گفت عوض کردم. چه. شانسی داری. ماما شیفت دوستم هست همه اتاق ها چند نفره بود. ولی ما رفتیم توی اتاق. کسی جز ما نبود سرم وصل کرد آمپول فشار زد نوار قلب وصل کرد. اونا داشتن با هم حرف میزدن منم. توی خودم همش ذکر میگفتم ساعت 4بود ما ما همراه به ما ما شیفت گفت بنظرت تا یک ساعت دیگه زایمان می‌کنه. ماما شیفت گفت اره ماشاالله خیلی دختر صبور با تحملی هست. ماما همراه برام نوک سینه هام ماساژ میداد ماما شیفت گفت من میرم. برای معاینه هم خودت انجام بده کسی پرسید میگم خودم انجام دادم بعد چند دقیقه ماما همراه در بست اومد معاینه کرد گفت 7سانتی میخای بیای پایین ورزش کنی گفتم آره رفتم اسکات زدم. موقع درد کمر ماساژ میداد که عالی بود. بعد 20دقیقه گفت دراز بکش معاینه کنم تا رفت دست کش بپوشه حس ادرار داشتم حس باد معده داشتم خیلی میترسم که بگوزم گفتم دست شویی دارم میخام برم دست شویی گفت مدفوع یا ادرار گفتم ادرار گفت همین جا ادرار کن عیب نداره. ولی ادارم نمیومد. معاینه کرد 8سانت بودم. کیسه آب پاره کرد انگار یه سطل آب داغ ریختن وسط پام بعد چند دقیقه گفت بیا پایین که ورزش کنیم هر چی پرسید بگو ماما شیفت کیسه آب پاره کرده نگی من کردم گفتم گفت چون ممنوع. هست گفتم. باشه. دردام شدید شده بود گفت موقع درد زور بده به پایین. از ترس گوزیدن زور نمیزدم آخر گفتم میشه برم توی دست شویی بشینم زور بزنم. رفتم. خبر نه از ادار بود نه مدفوع نه چیز دیگه.
مامان دیار💙 مامان دیار💙 ۱۱ ماهگی
گفتید که بیام از تجربه زایمانم بگم
من ۲۳ ام ساعت ۱۱ظهر کیسه آبم خونه پاره شد ۱۲ رفتم بیمارستان تا بستریم کنن ۲شد،اما خودم درد نداشتم فقط همینجوری آب میریخت و بوی بدی میداد ،رفتم بلوک زایمان و سرم و آمپول فشار زدن من ساعت ۳ونیم دردم شروع شد همراه با درد زیر دوش اسکات زدم و ورزش کردم البته من یک هفته بود که دهانه ۲سانت باز بود ،خلاصه هی معاینه میکردن میگفتن ۲سانتی ولی خوبه نرمه ،دردا و انقباضای من هر یک دقیقه یکبار بود خیلیییییی زیاد اذیت شدم ،دیگه داشتم از حال نیرفتم از درد میگفتم اسپاینال میخوام میگفتن تا ۶سانت نشی نمیزنن ،ساعت ۸شب معاینه کردن گفتن ۵سانت شدی قرار بود ماما همراهم از ۴سانت بیاد ،بهش زنگ زدن اومد ،ساعت۱۱شب شد من ۸سانت بودم ماما منو برد تو‌ وان و آبزن ریخت تو‌وان و ماشاژ و ورزش داد که من یکم تو آب آروم شدم نیم ساعتی اون تو بودم اومدیم بیرون دوباره معاینه کردن ۹سانت بودم زود زدنام شروع شد ،همه اومدن بالا سرم منم ساعت ۱۲:۴۰شب زایمان کردم بخیه هم ۳تا بیرون خوردم بقیه هم داخل
مامان آقا حسین مامان آقا حسین ۱۴ ماهگی
پارت ۳ ساعت ۸ شب کیسه آبم پاره شد و ۸ و ربع رسیدم بیمارستان بستری شدم و ماما همراه گرفتم ماما همراهم ساعت ۹ اومد بالاسرم معاینه ام کرد گفت از الان به بعد یه جوری معاینه ات میکنم که درد بگیره کمکت کنم زودتر باز بشی یعنی در اصل میخواست پاره ام کنه آنقدر درد داشت دستش رو می‌برد تا آرنج تو میچرخوند خیلی بد بود بهش فکر میکنم چهارستون بدنم میلرزه🫠
خلاصه ساعت ۱۲ یکم دردام زیاد شد اومدن معاینه ام کردن گفتن ۳ سانتی گفتم خب پس اینجوری پیش بره ۴ صبح زایمان کردم ماما هم گفت فعلا استراحت کن ساعت ۲ میام ورزشا دو شروع کنیم باید ۴ سانت بشی این رفت خوابید من موندم و دردهایی که هر لحظه بیشتر میشد تا ساعت ۳ نیومد من ۳ دردام خیلی زیاد شده بود ماما شیفت اومد بالاسرم معاینه کرد گفت چهارسانتی دیگه خیلی خوشحال شده بودم چون شنیده بودم از ۴ سانت تا ۱۰ سانت زود میگذره ماما همراهم زحمت کشید از خواب پاشد اومد بالا سرم معاینه کرد گفت نه هنوز ۳ سانتی ولی خوبه پیشرفت میکنی ولی من چون امیدوار شده بودم و دردام زیاد بود این رو که شنیدم گفت هنوز ۳ سانتی خالی کردم زدم زیر گریه گفتم تروخدا من نمیتونم من رو ببرید سزارین مامانم اومد یه لحظه پیشم گفتم مامان تروخدا برو بگو شوهرم بیاد رضایت بده من برم سزارین ولی ماما همراهم گفت نه داری خوب پیش میری کم نیار (خب تو چرا من رو سرد میکنی 😐)
بعد جالب اینجا بود ماما شیفت ازش پرسیده بود بنظرت ساعت چند زایمان میکنه این برگشت گفت میره پایین منظورش این بود که کارم به سزارین میکشه دوباره باز یکم امیدوار شده بودم این رو شنیدم دوباره حالم بد شد التماس کردم گفتم من رو ببر سزارین نزار دوتا درد بکشم به من می‌گفت نه خوب داری میری نا امید نشو نمیدونم چرا دو رو حرف میزد
مامان محمدصدرامحمدرضا مامان محمدصدرامحمدرضا ۲ ماهگی
خانما کجا میشه از مرکز مامایی شکایت کرد؟
من ماما همراه گرفتم.رفتم قرارداد بستم توش نوشته از ۳۶ هقته باید با ماما در ارتباط باشم .در صورتی که بیمارستان دهخدا مامای بیرون قبول نمیکنه ولی اینا به من نگفتن پولو گرفتن بعد منو فرستادن بیمارستان که اونم گفت ما همچین چیزی نداریم فقط روز زایمان ماما میاد و مرکز هم دیگه گردن نگرفت و گفت بیا پیش دکتر ویزیت شو و یه پول ویزیت اضافی در صورتی که تو قرارداد نوشته بود .خیلی حرصم دادن زنگ زدم که میخوام انصراف بدم پولمو پس بدین گفت ۳۰ درصد ینی ۸۴۰ تومن از ۲۸۰۰ رو برمیدازیم بقیشو میدیم ینی دزدی تو روز روشن .در صورتی که هیچ خدماتی به من ندادن و حتی اولشم نگفتن که بیمارستان از بیرون ماما قبول نمیکنه حالا زایمان کردم چون تایمش کم بود دیگه ماماهمراه نیومد زنگ زدم بقیه پول رو پس بدید گفتن چون زایمان کردی ۵۰ درصد برمیگردونبم
ینی بدون هیچ خدماتی ۱۴۰۰ از پول من برداشتن
بخاطر پولش نیستا ولی خیلی زور داره وقتی هیچ کاری نکردن
مامان Avin مامان Avin ۹ ماهگی
گفت پول بفرست تا بیام منم دو تومن بود ریخم براش
بعد موقعی ای که گفت بستری منم گفتم شناسنامه هارو بدم همسرم نمیزاشن به زور اومدم پایین به همسرم زور کردم ببرم خونه دوش بگیرم اومدم دوش گرفتم شوهرم از این ور دعوام میکرد خطر ناکه از این ورم بیمارستان هی زنگ میزد بهم خانواده هامون هم تو راه بودن فاصله شود دو ساعت بود تابیان منم استرس که هیچکس نداشتم استرس شدید برای زایمان هم داشتم رفتم بیمارستان بستری شدم چقد غر زدن که نیومدی چرا کجا رفتی
بردنم اتاق زایمان سرم و اینا زد کیسه آبمم پاره کرد
دیدم ماما همراه اومد گفت سه سانتی من یکم آروم شدم دیدم اومد
بیمارستان گفته سه سانتم ورزش و اینا بهم داد من درد نداشتم زیاد
تا ی ساعت ورزش کردم خسته شدم از خوردم 5دقیقه یکبار ی دردی می‌گرفت ولی انقدر شدید نبود خودم گفتم فکر نکنم باز شده باشم ماما اومد معاینه کرد گفت 8سانت شدم انقدرررر خوشحال شدم
تو ی ساعت ک بستری شدم از دو سانت رسیدم 8
دیک از تخت نداشتن پایین بیام به فاصله نیم ساعت دخترم دنیا اومد
اصلا باورم نمیشد زایمان دوم راحت باشه انقد البته وزنش هم سه کیلو بود
مامان کیارش مامان کیارش ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
#پارت۴
با عوض شدن شیفتا ماما جدید اومد و منو تحویل گرفت اول معاینه کرد گفت خوبه بزار دکتر بیاد نظر بده بعدم زد کیسه ابمو پاره کرد دکترم ‌که اومد منو معاینه کرد گفت روندش خوبه نیاز به امپول فشار نداره التماس میکردم یه چیزی بزنن که دردام کمتر بشه به ماما اسم یه امپول و گفت که بهم تزریق کردن تاثیر انچنانی نداشت ولی به خودم تلقین کردم که مسکن زدن دردات کمتر شده 😅دستگاه ان اس تی بهم وصل بود یه جایی ماما اومد گفت فقط توی انقباضاتت زور بزن ولی بیصدا منم که همکاری کردم و واقعا بیصدا پیش رفتم خود ماما تعجب کرده بود و کلی ازم تعریف کرد کلاسای قبل زایمان خیلی کمکم کرده بود میدونستم چجوری و کجا زور بزنم خلاصه که همش زور میزدم تا وقتی که ماما اومدو گفت وقتشه با ویلچر رفتیم توی اتاق زایمان روی صندلی زایمان جاگیر شدم و همچنان به زور زدنام ادامه دادم نمیدونم چرا و چه شکلی بخاطر دعاهای پشت در مامانم بود بخاطر التماسای خودم بود انگار هیچ دردی نداشتم فقط زور میزدم دردام تموم شده بودن چشمام بسته بودمو هرجا ماما میگفت اینکارو بکن همکاری میکردم که یهو صدای گریه شنیدم چشمامو باز کردم گفتم به دنیا اومد ماما گفت اره اینم گل پسرت🥰🥰😍😍
مامان سویل مامان سویل ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من فوبیا دارم از زایمان سزارین به خاطر همین از اول بارداری انتخابم طبیعی بود بعد اینکه از دستشویی اومدم شب بود ساعت هشت موقع اختشاشات که شبا نمیشد زنگ زد بعد دستشویی دیدم یکم آب اومد ازم فک کردم جیشه یکم که تکون خوردم دیدم باز اومد بازم گفتم شاید جیشه ولی شک کردم یکم راه رفتم تو خونه دیدم هی بیشتر و بیشتر می‌ریزه اصلا بود نداشت و آب ولرم بود زیاد هم گرم نبود مثل جیش بود😂من ماما همراه داشتم یعنی جراح بود زنگ زدم گفت زود باش برو بیمارستان الان تلفنا قطع میشه منم الان میام آره کیسه آبته اینم بگم که من ۳۶هفته و۶روز بودم انروز رفتم بیمارستان چک کردن تایید شد که کیسه آبه بستری شدم دکتر اومد معاینه کرد گفت سر بچه تو آکنه اینم بگم که یکساعت بستری شدنم طول کشید تو اون یکساعت کلن ورزش کردم من دکترم رفت گفت میام باز بهت سر میزنم بعد آمپول فشار و شروع کردن ساعت ۱۰ونیم اومد دوباره معاینه کرد گفت دوز آمپولو بیشتر کنید وقتی فول شد بهم زنگ بزنید بیام ساعت۱۲من فول شدم تا دکتر بیاد و فلان تا ۱۲:۳۰طول کشید و من زایمان کردم چون طی بارداری خیییییلی ورزش میکردم به خاطر همون قیچی نخوردم و نمی‌دونم چند تا بخیه خوردم
مامان ِ جوجو مامان ِ جوجو ۱ ماهگی