۷ پاسخ

ببین تو که فقط قصدت کمک کردن بود ، مطمعن باش روزیش نبوده خودتو عذاب نده، نه تو نیتت بد بود نه این ۵ ده تومنا برا اون تو این مملکت کاری میکنه که تو اذیت باشی که بهش نرسوندی

اگ میتونی خودت برو،پنج تومن پولی نیست،بهش 20/30تومن بده،منم مثه شمام.عذاب وجدان میگیرم،اگ کسی ب پول نیاز داشته باش بیشترمیدم،یه خانم بودم شوهرش فوت شده بود توبیمارستان پسرشواورده بودشش کاهش بودقندداش پسرش،بعدش چندتاخانم میگفتن ک پول دارونداره،پول نداشتم همرام،اومدم بیرون از بیمارستان،عذاب وجدان گرفتم خانمه جلوچشمم بود،ک چراکمکش نکردم،بعدهمسرم همراش200هزاربود،همونودادم ب خانم،گفتم براپسرت شیرخشک بگیر،اگ بهش کمک نمیکردم،شب راحت نمیخابیدم،کلا،اینجوریم

اخی الاهی 😔

اولا پنج تومن دیگه پولی نیست
دوما اگه خیلی تو ذهنت مونده جاش حتما اونجاست بری پیداش میکنی

عذرخواهی میکردی اروم مینداختی رو زمین برمیداشت خودش حتما

برو همونجا حتما جاش اونجاست دوباره بهش بده

اشتباه تایپی وسطش عموهه دید شلوغه گفت برو نمیخاد من گفتم ن بیا دوباره دوستمون حرکت کرد نشد بهش پولو بدم، دارم دیوونه میشم ک یوقت فکر نکنه ایسگاش کرده بودیم

سوال های مرتبط

مامان سوگند مامان سوگند ۱۶ ماهگی
سلام خانوما مواظب بچه هاتون باشید اگه طلایی دارند در بیارید نگید باخودمونه اتفاقی نمیوفته
شوهرم کارش فست فوده من تنهایی بچه هارو نمی‌برم بیرون آخرشبا میاد دنبالمون یکم بچه هارو می‌بریم پارک
دیشب اومد دنبالمون بچه ها رو یک بردیم پارک بعد فریزر مغازه اش خراب شده بود مارو برد مغازس کاسینو گذاشت سر خیابون بهمون گفت نیایم پایین یکم کارش طول کشید پسرم شروع کرد به غرزدن منم پیاده رو را دیدم کسی نیست گفتم از ماشین برو پایین به بابا بگو بیاد مارو بزاره خونه خودش برگرده چون خونمون نزدیکه مغازس چندتاکوچه فاصله داره تا درماشینو باز کرد یه دختر تقریبا۱۵ ساله میخورد باشه کنار پسرم ظاهر شد گفت خاله میشه گوشیتو بدی به گوشیم زنگ بزنم گمش کردم منم تو ذهنم سوال شد این ساعت ۳شب تو خیابون تنها چیکار داره با این سن کم گفتم نمیشه شوهرم تو مغازس سریع یه جوری شدو گفت من کسی رو نمی‌بینم گفتم چراهستش خودش سمت چپم وایساده بود همون لحظه هم پسرم پیاده شد یه لحظه فقط گفتم پیاده نشو بشین رفت سریع پایین فقط بهش گفتم بدو برو پیش بابا کاراخدا رو دوویید تو مغازه بعد دیدم سمت راستمم یه پسر جوان یکم فاصله دورتر بود اونجا نشسته رو پله وانمود میکردند باهم نیستند منم هم گوشی تو دستم بود هم دخترم تو دلم نشسته بود اولش گفتم کاریم نداره سنش پایینه بعد دختره یکم صبر کرد مغازه رو هی نگاه میکرد بعد دیدم نگاه به پسره کرد با سرش اشاره کرد بیا پسره آروم بلند شد داشت میومد سمتم سریع درو قفل کردم شیشه هارو دادم بالا تو یه لحظه خیلی ترسیده بودم بعد دیدم پسره به دختره نگاه کرد سرتکونون داد که یعنی چیکار کنم همون لحظه هم پسرم از در مغازه داشت میومد سمتم سریع درو باز کردم جیغ کشیدم که برو تو خداروشکر رفتش تو
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۶ ماهگی
بخدا دیگ اعتمادا همه ثانیه ای شده همه دقیقه ای شده دیگ کلا دنیا دوهزاری شده ی ساعت پیش دخترم خونه بازی میکرد بعد دیدم هی نق میزنه نهار خوردیم جم کردم سفره رو گفتم بزار لباس بپوشم بریم در خیاط بیرون دیدم صدا بچه ها میاد توپ بازی میکنن هوا هم خوبه بعد خودمم دلم گرفته بود گفتم ی سر ببرمش بیوون شوهرمم سرش تو گوش بود داشت دیوار نگاه میکرد بعد م بردمش دیدم دوتا مرد همسایه مون بودن اونطرف وایستاده بودن بعد من نرفتم با مانتو بودم خحالت کشیدم ا مدم شوهرمو صدا کردم گفتم یوسر با ماشین حال داری ببری ببرون بعد گفت تو خونه بازی میکرد چرا ب زور بردی بیرون الان واسه بیرون گریه کنه باز بیرون و میخواست دخترم منم با ماشینش بردم دورش داد تا ک شوهرم اومد بعد بیرون ی دقیقه نشست گردو خاک شد بعد دودییدیم خونه دخترمم واسه بیرون قش کرده بود بعد م گردو خاک وایستاد من بچه رو بردم بیرون وایستادم تا شوهرم بیاد با ماشین برین دور بدیم بچه رو بعد پسر همسایه مون شاید ۱۹ ۲۰ سالش بشه رو موتور سوار شده بود بعد شوهرمم در شد دید حلو درشون اون پسره وایستاده بد قلب فک بد کرد میگه پس بگو واسه چی بزور بچه رو بردی بیرون و تو این گردو خاک نگهش داشتی وای خدا قلبم هزار تیکه شد خب یعنی چی بهش میگم یعنی چی چی میگی میگه زر نزن گ...وووه نخور بردیم دور بزینم دخترمو میگه معلومت میکنم ب وقتش ضربه ای بزنم ک ندوونی از کجا خوردی گغتم ب حون دخترمون قسم اگ تو دلم من چیزی باشه یا بخاطر کسی بیام گفتم هوا خوب بود در شدم و تاپیک بعدیم بقیش لطفا بخونین نظر بدین
پوشک
پوشک
پوشم
مامان آمینِ دعاهام مامان آمینِ دعاهام ۱ سالگی
پسرم دیروز ی کم سرفه میکرد و دمای بدنش ۳۷ بودو۳بود بردمش دکتر گف هنوز عفونت نداره گوش و حلقش .گف بهش پلارژین بدم و تب کرد پاراکید
ک من دیدم دمای بدنش داره میره بالا و ۳۷ونیم شد بهش شروع کردم پاراکید دیروز دم صب رسید ب ۳۸ ک پاراکیدو کردم هر۴ساعت کل دیروز تا دیشبو ۴ساعت ی بار میدادم و نزدیک تایم قطره ک میشد دمای بدنش میرفت ب سمت ۳۷ونیم دیشب ک ساعت ۱۲خورد دیگه تا صب دمای بدنش ۳۶ و ۵بود خداروشکر اما ۷صب دوبارع داشت گرم میشد ک بهش پاراکید دادم 😮‍💨😮‍💨😮‍💨😮‍💨پا گلاب هم پاشویش میکنم .
الان دوباره نزدیک ساعت ۱ک شد دوباره دماش داشت میرف بالا ک پاراکید دادم . تک و توک سرفه میکنه (پدرشم گلودرد داشت)
چند تا از دندوناشم ورم کرده و یکیش ی کم تیزیش اومده بیرون نمیدونم تبش بخاطر دندونه یا گلو درد و چرا کلا تموم نمیشه 😐😐😐😐😐راه کاری دارین ک کامل تموم شه تبش ؟میترسم این همه پاراکید ک میخوره ضرر داشته باشه
و دکترش گفته تا ۳روز پشت هم تب ۳۸ ب بالا نداشت و گلوش خلطی نشد دیگه نیارش