۸ پاسخ

تو منی یا من توام؟؟؟

همه حس های شما به همراه اینکه یکمم دستمون تنگه وتنهایی همسرم فقط یه ساعت اینا میاد خونه ومیگیره می‌خوابه یه حس خیلی بدی دارم

من از چند وقت پیش دارم این جور کارایی که مربوط به قبل زایمان هست رو انجام میدم یواش یواش
همش حس میکنم نزدیک های زایمان هم حالشو ندارم هم سنگین میشم

من که از حالا این فکرو خیال هارو میکنم چی بگم
استراحت مطلق هستم ، خونه داغون ، فکر تمیز کردن هستم ، فکر و ترس زایمان هستم ، فکر وسایلی که نتونستم بخرم و اجازه حرکت هم ندارم 🥺😔و....
ولی بازم یهو میگم خدابزرگه و چند لحظه نفس میکشم میگم انشاءالله که کارام درست بشه و کوچولوم به سلامت بتونم به انتها برسونم و به سلامتی به دنیا بیاد بقیه چیزا حل میشه

منم همینم عزیزم
همش استرس دارم
لباساشو میشورم از ی طرف ذوق میکنم بعد دوباره استرس میگیرم سعی کن سر خودتو گرم کنی

منم دقیقا همین حس ها رو دارم

من که واقعا افسردگی قبل از بارداریم قشنگ پیک داده الان شدید شده مثل روانی ها شدم بچه یه دقیقه تکون نخوره قلبم وایمیسه کلی گریه میکنم
واژنم مرطوب شه کلی گریه میکنم همش تو اتاق رو تخت افتادم چند روز پیش یه نفر اومد آشپز خونه رو تمیز کرد فقط همین دیگه هیچ‌کار نکردم فقط کارم شده خوردن قرص ها و خوابیدن اشتهامم صفر شده حالم اصلا خوب نیست

منم دقیقا فکر میکنم کلی کار عقب افتاده دارم که تنهایی از پسش برنمیام.بلید صبر کنم آخر هفته بشه تا همسرم کمکم کنه که بازم نمیدونم چطور میشه انجام نمیشه

سوال های مرتبط