۱۱ پاسخ

من دو روز اول تولد بیمارستان هر پرستاری میومد یه فشاری میداد🤣 در حد یک قطره دیدم اومد
خیلی کم بود بچه سه روز گرسنگی کشیدی دیگه بیخیال شدم شیرخشک دادم
بعدشم باز سعی کردم اما خیلی سینم حالت می‌سوخت سرش
خیلی برا من چیز زجرآوری و پردردی بود ولش کردم
الان نه عذاب وجدان خاصی ندارم
آخه خودم و داداشم هم شیرخشکی بودیم
شاید چون مشکلی ندیدم

من شیرم کمه مجبوری بهش شیرخشک میدم حالم بده ک اینجوریه ولی چه میشه کرد
تمام تلاشم میکنم ک شیرم زیاد بشه ولی اینقدر پسرم شیشه رو خوب میگیره به بدبختی سینه میگیره دهنم و سرویس میکنه

منم مثل شما بودم،اما چاره ای نبود خب‌
نمیشد که بچه رو گرسنگی داد.
ما تلاشمون کردیم ولی نشد.
الان خیلی ها مثل ما هستن.

من حق انتخابی نداشتم چون اصلا شیر نداشتم ولی انتظار این همه واکنش منفی رو هم از بقیه نداشتم همه با گفتن اینکه حوصله نکردی سینه‌ت رو زیاد دهنش نزاشتی عذاب وجدانم رو زیادتر میکردن فکر نکنی سنشون بالا بودا نه هم سن من بودن

من بخاطر زردی دخترم بهش شیر خشک دادم بعد از اونم بخاطر اینکه همش درگیر دل درد نشه عذاب بکشه دیگ شیر خشکو ادامه دادم اونایی ک میگن خواستی خودتو راحت کنی شیر خشک بهش دادیو این چرتو پرتا باید بگم اونایی ک شیر خودشونو میدن تا بچه گشنش میشه میزارن دهن بچه و تمام ولی ما باید گیر آب جوش و آب سردو ولرم کردنو... باشیم دردسرش هزار برابره پس بخاطر راحتی خودمون نبوده اصلا ب کسی ربطی نداره ک بخواد تو همچین مسائل دخالت کنه

من هم شیر خودمو میدم هم شیرخشک

شیرم کم بود شیرخشک دادم حالا سینه خودمو به زور میگیره

من شیر داشتم خیلی زیاد بود شیرم دوتاشون هم سیر می کرد اگه می خوردن نتونستن سینمو بگیرن سینم نوک نداشت بچه هام هم زود به دنیا اومده بودن فکشون‌ ضعیف نتونستن بگیرن و هم اینکه تو بیمارستان به سرنگ و شیشه عادت کرده بودن
یک و ماه و نیم با شیر دوش دوشیدم‌ ریختم شیشه شیر خوردن بعد اون میرض شدن رفتیم بیمارستان بستری شدن وقت نکردم بدوشم و هم خیلی درد می کرد
منم خیلی بابت این موضع ناراحت میشم ولی الان می بینم خوب شده چون وقت نمی کردم

ببخشید طولانی شد

منم شیرم خیلی کم بود شیدخشک میدم

وااا چرا خیلی خوبه ک

شیرمن خیلی زیاد بود ولی سیر نمیکرد قوت نداشت شیر خشک دادم الان دیگ سینه خودمو نمیگیره

سوال های مرتبط