۲۰ پاسخ

قابل توجه کسایی که میگن طبیعی راحته

من همیشه میگم زایمان طبیعی برای انسان نیست... من خودم طبیعی زایمان کردم، دو ساعت درد غیر قابل تحمل داشتم، برش هم زیاد نخوردم.. ولی یاد اون دو ساعت میفتم‌از خودم بدم میاد احساس میکنم آدمی بی ارزش میشه واقعا...

طبیعی وحشتناکه کاش همون اول سزارین انتخاب کرده بودی

آخه چه اصراریه بر زایمان طبیعی😕اکثرا ناراضی،درد شدید و کلی عوارض چی بگم والا

منم طبیعی زایمان کردم من دقیقا ۲۴ ساعت بستری بودم حدودا ۱۲ ساعت درد کشیدم ولی با دوتا زور بچم ب دنیا اومد بخیه هم زیاد خوردم ولی بعدش اصلا درد نداشتم فقط کمی نشستن برام سخت بود
ولی درد زایمان طبیعی خیلییییی بده من رحمم باز نمیشد قند بارداری گرفته بودم باید بچم ب دنیا میومد
اخر سرم داخل رحمم گذاشتن تا باز شدم ولی دردش خیلیه خیلییییی

دردی ک تو زایمان طبیعی کشیدم ورای تصوراتم فشار و استرس حدود ۸ ساعت تمام بارها مردم و زنده شدم هنوزم بعد ۲ سال یادم میوفته بغض گلومو میگیره منی که داوطلبانه طبیعیو لنتخاب کرده بودم با یه بدن ورزشکار و اماده ۴ ماه کلاسهای آمادگی بارداری ...
هیچوقت فکر نمیکردم خدا راضی بشه مادر انقدر برای زایمان انقدر زجر بکشه🥲

من قرار بود طبیعی شه یهو ضربان افت کرد حتی بیست دقیقه طول نکشید درد طبیعی با دهانه رحم حدودا سه سانت رفتم سز شدح

منم طببعی زایمان کردم از صب ساعت ۸ بیمارستان بستری بودم تا عصر ۶ ک بلاخره لمپول درد زدن درد ام شروع شد ۴۰ مین بعد پسرم اومد اما واقعا بعدش درد.داشتم کارامم نمیتونستم انجام بدم

عزیزم زایمان طبیعی در ایران جا افتاده نیست نه پزشک سواد شو داره ماما پرستار که هیچچچچچچچچچچ حتی جهت یه سرم زدن قابل اعتماد نیستن چه برسه زایمان
۹۹ درصد پزشک زنان خودشون سزارین بچه های خودشون رو به دنیا آوردن

منم طبیعی بودم ۱۷ ساعت طول کشید برش هم خیلی خوردم فقط خداروشکر عفونت اینا نکرد بعدم رفتم لیزر زیبایی جاشم رفت.ولی واقعا ۳ ساعت اخرش وحشتناک بود هنوز بهش فک میکنم عصبی میشم غیرقابل وصفه ب نظرم

وای بخدا من اگه میرفتم واسه طبیعی میمردم 😭🥲

والا من طبیعی زایمان کردم خیلی راضی بودم

ببخشید خانوما من میتونم واسه بچه بعدی زایمان سزارین رو انتخاب کنم دکتر قبول می‌کنه
چون اگه نشه هیچوقت دیگه به بچه فکر نمیکنم

زایمان شما سخت بوده من خودم دوتا طبیعی آوردم بازم برگردم عقب انتخابم طبیعیه هستش.دخترم رو با وزن ۳۲۰۰ و پسرم رو با وزن ۴ کیلو بدنیا آوردم...بخیه هم ۸ تا خوردم .واقعا هم‌از دکترم راضی بودم بعد زایمان بخیه زیبایی هم‌زد برام حتی تنگ تر هم شد واژنم 😅

واااقعا هزاربار راضی ام که سزارین کردم

منم چون کسی رو نداشتم دلم میخواست طبیعی زایمان کنم که زود سر پا شم و تو‌جا نباشم ولی اصلا درد نداشتم ۴۰ هفتم پر شد خودم رفتم بیمارستان سه تا قرص فشار خوردم ولی اصلا سر سوزن درد نداشتم فرداش دکترم اومد رفتم برای سزارین خداروشکر اصلا هم تو جا نبودم بخیمم خوب و تمیز زده بودن بخیمم خودم کشیدم خدارو هزار بار شاکرم

عزیزم خب شما اینجوری بودی من طبیعی زایمان کردم خبلی راحت عالی کلا یکساعت درد قابل تحمل داشتم اپیدورال تزریق کردم بخیهامم سریع خوب شد از روز دومم راه میرفتم کارامو انجام میدادم

من بعد ۴سال هنوزم بهش فک‌میکنم حالم بد میشه

الان چطوری؟
هموروئید و اینا که نیامد سراغت؟🥺
توی رابطه اوکی هستی؟ واژن به حالت قبل برگشت؟

اخی عزیزم خیلی سخته طبیعی ماما هم که مهم نیست مادر چقد عذاب بکشه فقط بلدن بگن طبیعی به هر قیمتی

سوال های مرتبط

مامان 🍭هستی فرفری🍭 مامان 🍭هستی فرفری🍭 ۲ سالگی
مامان حامی مامان حامی ۲ سالگی
معتقدم ادم وقتی مادر میشه همراه با بزرگ شدن بچه تو هر مرحله خودتم همراه با اون رشد میکنی
دوساله که مادر شدم زندگی پر از چالش من هیچ تصویری از بچه دار شدن نداشتم
البته تا خودت تو این شرایط قرار نگیری نمیتونی درکش کنی
بچه دارن شدن همزمان که عشق زیادی بهت هدیه میده ولی تو دیگه اون ادم قبل نیستی پر از صبر و تحمل پر از عشق و گذشت
مینویسم که یادم بمونه چیا و پشت سر گذاشتم
بیست روز اول زایمان بسختی بچم شیر خورد چندین بار اموزش شیردهی رفتم کلی راهکار عجیب رو تست کرد تا شیرمو خورد
سه ماه اول کولیک و رفلاکس داشت سه ماه بیخوابی شبانه تا صبح تو خونه دورش دادم
۲ماهگیش عمل فتق داشت و من اونجا به تیکه از قلبمو جا گذاشتم
خیلی برام از لحاظ روحی سنگین بود و فراموشش نمیکنم
از یک سالگیش تا ۶ ماه اسهال داشت روزی هفت تا هشت بار اسهال شدید زندگیمو هر روز داشتم میشستم هر روزم دانشگاه داشتم خستگی شبانه روز تو‌تنم میموند واقعا روانم اسیب دید هر روز بشور و بساب داشتم
ادامه رو پایین مینویسم
مامان امیر علی مامان امیر علی ۲ سالگی
دوستان خواستم تجربه ام رو از عمل انحراف چشم پسرم بهتون بگم من بیمارستان خدادوست شیراز دکتر فاطمه شریفی پسرم عمل کرد دوتا چشماش باهم انحراف کرد بخاطر انحراف چشم که داشت اول بیهوشی بهش زدن در جا گیج شد وخواب برد یکم بخاطر اینکه از روز قبل از ۱۲ شب تا بعد عمل نیاید چیزی میخورد پسرم تشنه بود و خیلی بی قراری کرد بعد بردن اتاق عمل بعد ۴۵ دقیقه کلا با ریکاوری عملش تموم شد و تحویلمون دادن بعد دو ساعت مریض کردن پسرم چون دوتا چشماش پانسمان داشت خیلی بی قراری کرد همش گریه میکنرد بزار یکم خوابش برد هیچی هم نخورد بعد از مرخصی رفتیم مستقیم مطب دکترش ویکی از چشماش بار کرد و اونیکه رو هم چو کرد گفت عملش خیلی خوب شده گفت روز بعد چشم دومی رو باز کنید وعینکی که داشت بزنه قطره و پماد استریل چشم داد که هر ۴ ساعت باید براش بزاریم که برای گذاشتن قطره می‌ترسه ک خیلی بی قراری میکنه بزور براش میزارم از نتیجه عمل خوب هست کلی چشاش هنوز به اینصورت کع باید خوب خوب دیده نمیشن حالت هنوز نتیجه اش مشخص نیست باید صبر کرد اینا نمیدونم ولی دکترش گفت خیلی خوب شدن دوماه دیگه هم باید برای چکاب به دکترش مراجعه کنیم خواستم تجربه ام رو در مورد عمل بهتون بگم مامانی که نگرانید عملش زیاد سخت نیست نگران نباشن پول عملش و بیمارستان کلا با همه مخدوش ۵۰ میلیون شد
مامان byanیوسف 😍😍 مامان byanیوسف 😍😍 ۲ سالگی
سوال:خیلیا خواسته بودین خوابم رو تعریف کنم که وقتی از خواب بیدار شدم دستم بود ولی میخوام از الان بگم هر کی میترسه نیاد خوابم این بود که انگار تو یه سالن بزرگ بودم بعد همسرمم کنارم بود بهم گف نگا کن تموم اونایی که باهامون اینکارو کردن اینهاشون عکسشون رو دیوار زده بودن یه مرد و یه زن بعد رو این عکس ها چند تا سرباز اومده بودن و رو هر کدوم از عکسا یه تابلوی بزرگ که روش سوره نوشته بود گذاشتن بعد تو خواب گفتن چون نباید کسی بفهمه بعد انگار اومدم تو اتاقم کنار تخت دو نفر بودن حسشون میکردم ولی نمیدیدمشون ولی راه رفتن و بالا پایین شدن تختم رو حس میکردم بعد از ترس یه کتابی کنارم بود اونو تو دستم میرفتم از ترس فک میکردم ازم محافظت میکنه ولی تا میگرفتمش سرم و زبونم جوری سنگین میشد (مثل وقتی بختک میاد تو خواب)و قش میکردم دوباره بیدار میشدم اون کتاب رو دستم میگرفتم دوباره همین حالتی میشدم اما وقتی بلند شدم دیگه با چشمام نمیتونسم خوب ببینم ولی گرفتم سوره بقره روشن کردم و هیچی حس نکردم دیگه (دوباره همین حس اومد ) بعد بلند شدم بوی خون و پتادین به مشامم میخورد (اینا همش تو خواب بود ) کنارم رو نگا کردم دیدم دخترم میگه چاقو و یوسف رو دیدم ادامه اش پایینه
فرزندپروری انومالی سونوگرافی