💕💕


نکاتی برای مادرانی که خسته هستند

1. برای مدتی بیخیال تمیزی و مرتب بودن خانه باشید. اجازه دهید دیگران عنوان کدبانو بودن را به خود اختصاص دهند! سلامت روح و روان خودتان و فرزندتان مهمتر از تمیزی خانه است.
2. سعی نکنید بهترین مادر باشید, بلکه یک مادر کافی باشید.. مثلا اگر لباس کودک شما یک ذره کثیف شده , تقصیر شما نیست!
3. اگر روزی حوصله غذا درست کردن ندارید, به کودک بگویید یک لقمه نان و پنیر بخورد...
4. خودتان را فراموش نکنید! اگر وسیله ای را دوست دارید حتما برای خود برید! نگید کودکم مهمتره... اگر پنج بار برای او خرید میکنید یکبار هم برای خودتان بخرید.
5. شبها از خودتون تشکر کنید.. به خودت بگو من از خودم راضی ام, من تلاش خودمو کردم و به خودم افتخار میکنم... مادر کامل بودن سخته ولی من امروز از پسش براومدم.

من برای فرزندم بهترین مادر دنیام.
شما خیلی زمان داری برای خانه داری و تمیز بودن, اما فقط چند سال مادر یه بچه 2-3-4 ساله ای... پس از کودکی کودکت لذت ببر و حساسیت هاتو کمتر کن.

@kodakan_city

۶ پاسخ

حالم امروز خیلی بده....خیلی عصبیم....دلم میخواست بیخیال همه چی بشم بگیرم جلوی تلویزیون بخوابم اما عرشیا دستشویی بزرگ کرد گفتم ببرمش یه دفعه حموم....شبم خونه خواهرشوهرم باید بریم

مرسی چقد حالمو خوب کرد

اوایل حساس بودم سرتمیزی الان نمیگم حساس نیستم ولی بهش میگم وسایل بیاربازی کن آخرشب جمعشون میکنم

من همه رو رعایت میکنم بجز پنجمی

منم خیلی وقتا این قضیه تمیزی خونه رو به خودم یادآوری میکنم فقط مشکلش اینه که وقت و بی وقت برام مهمون میاد کلافه شدم راستش
مثلا امروز نه ونیم صبح پدرشوهرم اومد چیزی به ما بده و خونه واقعا درهم بود

مرسی لازمش داشتم گلی 🥹😘

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۴ سالگی
واقعیت‌ها را از بچه‌ها پنهان نکنید

ذهن بچه‌ها ذاتاً داستان‌ساز و معنا‌ساز است. اگر واقعیت‌ها را برای آن‌ها توضیح ندهیم، با ذهن کودکانه خود داستانی می‌سازند که ممکن است غیرواقعی باشد، اما به تجربه زیسته آن‌ها تبدیل می‌شود. آنچه گفته نمی‌شود، از بین نمی‌رود؛ بلکه در ذهن فرزندتان به شکلی دیگر معنا پیدا می‌کند.

با این حال، منظور این نیست که هر واقعیتی را بی‌فیلتر و بدون در نظر گرفتن سن و ظرفیت هیجانی فرزندتان بیان کنیم. زمانی که فرزندتان متوجه تغییری در خلق‌وخو، شرایط زندگی، نگرانی‌ها یا اتفاقات اطراف می‌شود، گفتن جملاتی مانند «هیچی نیست»، «تو کاری نداشته باش»، «نگران نباش، همه‌چیز خوبه»، یا «برو بازی‌تو بکن» به او کمکی نمی‌کند. سکوت یا انکار، ذهن فرزندتان را آرام نمی‌کند؛ بلکه آن را به سمت فرضیه‌سازی‌های نگران‌کننده سوق می‌دهد.

قدم اول: توضیح آنچه فرزندتان دیده است

برای فرزندتان روشن کنید که متوجه چه چیزی شده است. می‌توانید بگویید: «چند روزی هست که ذهنم مشغوله»، «دلم غمگینه»، «متوجه شدم بیشتر با موبایل سر و کار دارم»، «حوصله بازی کردن نداشتم»، یا «زودتر عصبانی شدم». سپس از او بپرسید: «فکر می‌کنم تو هم متوجه شدی، نه؟» این نوع بیان، به فرزندتان کمک می‌کند تجربه‌اش را اعتبارسنجی کند.

قدم دوم: بازتاب آنچه از فرزندتان دیده‌اید

به او بگویید شما هم تغییراتی را در او دیده‌اید. برای مثال: «فکر می‌کنم تو هم بیشتر پای تلویزیون بودی»، «زودتر ناراحت می‌شدی»، «بیشتر به من نیاز داشتی»، یا «سعی می‌کردی کنارم بمانی». این بازتاب، به ذهن فرزندتان کمک می‌کند میان اتفاق بیرونی و احساس درونی ارتباط برقرار کند.
ادامه کامنت
مامان Arad مامان Arad ۳ سالگی
اگر سر فرزندتان داد زدید، حرف نامناسبی زدید یا واکنش خوبی نشان ندادید، همه‌چیز نابود نشده است. چیزی که اهمیت زیادی دارد ترمیم رابطه است: برگشتن، پذیرفتن اشتباه، عذرخواهی و دوباره برقرار کردن ارتباط. کودک از همین تجربه یاد می‌گیرد که یک رابطه می‌تواند آسیب ببیند و دوباره درست شود

کودک نباید تبدیل به پروژه‌ای برای تحقق آرزوهای والدین شود. وظیفه‌ی والد این نیست که فرزندی مطابق تصویر ذهنی خودش بسازد؛ بلکه باید کمک کند کودک کم‌کم بفهمد خودش چه کسی است، چه علایقی دارد و چه زندگی‌ای برای او معنا دارد

فرزندتان لازم نیست همیشه از شما راضی باشد تا شما والد خوبی باشید. گاهی «نه» شنیدن، ناراحت شدن، محدودیت داشتن و حتی دیدن نقص‌های شما بخشی از آماده‌شدن او برای دنیای واقعی است

بچه‌ها به پدر و مادری نیاز ندارند که هیچ‌وقت اشتباه نکنند؛ به پدر و مادری نیاز دارند که دوستشان داشته باشند، مرز داشته باشند، اشتباهشان را بپذیرند و بعد از خراب شدن رابطه، بلد باشند دوباره به سمتشان برگردند
مامان 💗فاطمه جون💗 مامان 💗فاطمه جون💗 ۴ سالگی
مامان جوجه مامان جوجه ۴ سالگی
وقتی کودک شما شما را می‌زند، در واقع چه می‌خواهد بگوید؟
گاهی زدن، زبان بدنِ کودک است.
کودک هنوز واژه و مهارت تنظیم هیجان ندارد، پس با عملش احساسش را بیان می‌کند.
در هر موقعیت، پیام پنهان او متفاوت است.


۱. وقتی شما مشغول یا حواس‌پرت هستید:
او می‌گوید: «می‌خواهم توجهت را همین حالا داشته باشم، اما بلد نیستم چطور درخواست کنم!»
به او نگاه کنید و بگویید:
«حواسم بهت نبود، می‌خوای منو ببینی؟ من اینجام.»


۲. وقتی در حال فروپاشی هیجانی است (meltdown):
می‌گوید: «آن‌قدر درهم و آشفته‌ام که نمی‌توانم بدنم را کنترل کنم!»
با او بحث نکنید، فقط کنار او باشید.
آرام باشید و اجازه دهید بدنش و مغزش با حضور شما آرام شود.


۳. وقتی از شدت هیجان می‌زند:
یعنی انرژی زیادی دارد و نمی‌داند چطور تخلیه‌اش کند.
به جای تذکر، انرژی را به مسیر امن ببرید:
«بیا بالا پایین بپریم!» یا «بیا بالش بزنیم!»


۴. وقتی شما مرز می‌گذارید و او می‌زند:
در واقع می‌گوید: «نمی‌دانم با این خشم چه کنم!»
آرام و قاطع بگویید:
«می‌دانم ناراحتی، ولی من اجازه زدن نمی‌دهم.»
سپس کمکش کنید بگوید: «عصبانی‌ام.»
ادامه تایپیک
مامان مامان بچه هام مامان مامان بچه هام ۴ سالگی