۱۳ پاسخ

وای چقد خوب جواب دادی دختر
من هیچ موقع جواب حاضر ندارم، بعدش میام خونه تازه یادم میوفته باید چی میگفتم بدتر حرص میخورم

یه دوره تخصصی بزار واسه ماهایی که اون موقع لال میشیم😂

واقعا جوابت باحال بوده ولی هب میدونی چیه اونم که نیامده حالا محکم بزنه به بچت حالا یکیم زده رو شونش به هر حال زنه بزرگیه نباید اینطور جوابشو میدادی
من خودم به حاضر جوابی معروفم 😂😂ولی دیشب اگر جای تو بودم اون لحظه بجای اینکه اینو بگم بچمو میاوردم پیش خودم یه جوری هم اخم میکردم خودمو ناراحت نشون میدادم که همه حساب کار بیاد دستشون

پسرت نشوندش سرجاش غمت نباشه

باز خوبه جوابش دادی ایولللللل

اقعا همینو بهش گفتی؟ خب باز در جواب چی گفت؟ بقیه ناراحت نشدن؟

افرین عالی جواب دادی

راس میگه چقد مادر و پسر بی ادبین

وای چه جوابی دادی خیلی باحال بود🤣من اصلا نمیتونم جواب بدم عین ماست نگاه‌میکنم

خیلی خوبه جواب داری من اصلا یادم میره

ای دمت گرم دختر

دمتگرم جواب تواستینت بود🤣🤣🤣

واقعا جوابشو دادی؟بابا ایول 🤣من ک دوروز بعد یادم میاد
چکارکنم اون لحظه جوابشونو بدم؟

سوال های مرتبط

مامان کوهیار مامان کوهیار ۲ سالگی
شیر خشک پوشک بچه
شما قبول دارین گریه بچه به حکمت نیست
البته بگم بحث بچه بیمار فرق داره
مثلا کوهیار امشب مثل همیشه شیطنت داشت ۱۰ ونیم دیگه خواب امشب تا آلان فقط گریه و ایراد می‌گرفت میگفتم خدایا چشه بچم
همون موقع شوهرم گفت عزیزم میشه تیشرت بشوری فردا مشکی میخوام گفتم باشه ولی من میترسم برم حیاط پشتی ها
یهو کوهیار زد زیر گریه مونده بودیم بچه که ک نه دلش درده ن گوشش یهو چیشذ بچم
شوهرم بچم بغل کرد گفتم من میشورم تیشرت با دست چون لباس کثیف ندارم همین یکی ،
شستم گفتم تو خونه رخت آویز کوهیار بندازم یهو کوهیار گریه اش به جیغ رسید هول کردم گفتم بده ببینم رو تاب میخوابه ،به شوهرم گفتم تو تیشرت ببر حیاط پشتی رو بند پشت کولر گفت باش ،یهو کوهیار آروم گرفت رو تاب
شوهرم برگشت گفت واااااااااای راحله در حیاط باز بود گفتم وسایل کارت بود گفت آره، گفت فک کنم مامانم یادش رفته ببنده در و واااااااااای شانس آوردم ۶۰۰میلیون وسیله کار فقط تو حیاط بود ک تو ۱۵ سال تونستیم تیکه به تیکه بخریم
دیدم کوهیار آروم خوابه گفتم ببین گریه کوهیار بی حکمت نبوده
خدایا شکرت
مامان آقا آرتا مامان آقا آرتا ۲ سالگی
اقا امروز یه پسره بهم تیکه انداخت🤣
من رفته بودم تا یه مراسمی
با ارتا داشتیم برمیگشتیم خونه
بعد ارتا جلو پیشم نشسته بود بچم خوابش برده بود من صندلی رو خوابونده بودم
تو راه برگشت بیدار شد
من میخواستم صندلیشو درست کنم
شنیدم یه پسره گفت عععع از این دختر نچرال ها
من بدون اینکه فکر کنم که پسره با منه
خم شدم صندلی ارتارو درست کنم
یهو گفت رفت یه چیزی بیاره منو بزنه
من صندلی ارتا رو درست کردم برگشتم نگاش کردم
گفت اووو سلام
گفتم با منی
یهو دوستش برگشت گفت بچه داره
پسره هنگ بود
گفت نه😂
چراغ سبز شد
من حرکت کردم
به دوستش گفت خداوکیلی بهش نمیاد بچه داشته باشه
اومدم خونه واسه شوهرم تعریف کردم
شوهرم گفت وقتی گفت سلام باید یه فحش ابدار میدادی
گفتم بخدا من اصلا فکر نمیکردم با من باشه
انگار مردم با دیدن قیافه ی من باید بفهمن من متاهلم و بچه دارم
بخدا اخرین بار فکر کنم تو دوران دبیرستانم بود همچین چیزایی
حالا شوهرم هی میگه چه شکلی بود
پلاکش واسه کجا بود
ماشینش چی بود😂😂😂
مامان نیلا🥰 مامان نیلا🥰 ۲ سالگی
مامانا بیاین یه لحظه اینقد اعصابم خورده که نگو
رفته بودیم پارک بعد من نشسته بودم رو صندلی کنار تاب ها و شوهرم دخترمو تو سرسره ها بازی میداد بعد یه دختر بچه همسن دختر سوار تاب بود بعد مامانش به یه پسر بچه ۵ ساله گفت حواست بهش هست گفت آره
بعد منم داشتم نگاش میکردم دیدم پسر بچه عمدا میزد تو سر بچه و موهاشو میکند بچهه گریه افتاد بعد مامانش اومد گفت چرا گریه میکنه پسره گفت سرش خورد تو تاب منم گفت دروغ نگو به مامانت زدیش نباید خواهرتو بزنی . بعد شوهرم صدام زد من رفتم پیش بچم بعد یه ۵ دقیقه بعد دخترم رفت تو سرسره بزرگه میخواست بیاد پایین من دستمو گرفته بودم جلو که یوقت نیوفته یهو همون وقت پسره بچه با مامانش اومد پسره پسر عمو اون دختر کوچولو بود نه داداشش . یهو مامانش با لحن بد و بیشعوری برگشت به من گفت چرا دروغ گفتی بچه من موهاشو کشیده تو گوه خوردی من یهو حواسم به زنه پرت شد که داره اینو میگه بچم از سرسره اومده پایین بدجور سرش خورد تو سرسره و گریه افتاد منم عصبی شدم گفتم گمشو بابا بچتو جمع کن و بچم گریه میکرد اینقده اعصابم خورد شد بچم بدجور سرش خورد تو سرسره . مگه زنه ول میکرد .
#پوشک
مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
از بچه های بی ادب متنفرم از مادرهای سلیطه شون بیشتر
امروز بردیا رو بردیم پارک
یه خانومه هم با پسرش اومده بود پسرش ۱۰،۱۲ ساله بود
زنه رو نیمکت کنار من نشست بعد چند دقیقه پسرش اومد گفت صورتم درد میکنه یه پسره ک...س کش زد تو صورتم
مامانش با صدای بلند گفت بهش بگو کوری جلوی چشمتو نمیبینی برای چی میزنی؟ کدووووومه؟؟؟؟
برو بازی کن ولی نذار بزنه دیگه ( بچش اومده بود از پله سرسره بره بالا پای بچه جلویی یکم خورده بود تو صورتش)
بچه رفت بازی یهو دیدیم با یه پسره دیگه همدیگرو میزنن
مادره بلند شد صداشون کرد اومدن پایین
واااااای پارک و گذاشته بود رو سرش
اون پسره به این زنه میگفت خاله اومدم برم نوبت من بوده لباسمو گرفته کشیده خودش زودتر بره بعدم فحش زشت بهم داد در گوش زنه گفت چی گفته
( فکر کنم گفته بود ک‌‌‌...س کش، این پسره روش نمیشد بگه ولی اون انگار تیکه کلامش بود)
زنه با صدای بلند داد میزد حالا مگه چیکارت کرده میذاشتی بره
حالا مسابقه که نبوده
یهوووو پسرش شروع کرد جیغ زدن میخواست حمله کنه به این یکی پسره
مادره گرفتشش
مامان اونم اومد
بعد این یکی همش میگفت چون بهم فحش داد دعوامون شد
اینم میگفت من چرا نشنیدم بچم فحش بده🫠