سللام عسلیــــا 😍

حال و احوالتون چطوره 😘

هوای بهاری و بارون فقط خواب میطلبه 🥴اما امان از دست این وروجکا ک خواب نداشتن برای ما 😩😁


خب بیاید از خاطرات زایمانتون بگید .! از قبل یا بعدش فرقی نداره …


من خودم ۲روز بعد زایمانم خواهر شوهرم فوت کرد بعدش پسرم زردی خیلی شدیدی گرفت ۳بار بستری شد حتی ب مرحله تعویض خونم رسید😭اما خدا برام معجزه کرد و هیچ تجربه ای نداشتم تنها تو بیمارستان نزدیک ب ۳هفته برام عذاب بود همسرمم درگیر مراسم خواهرش و بنده دچار افسردگی شدید شدم 🥹
اصلا هیچ لذتی نبردم از زایمانم و بیشتر از این بابت ناراحت بودم ک

ب غیر از همسرم ۳تا برادر دیگ داره و اونا هیچ درکی از اینک من زایمان کردم و ب همسرم نیاز دارم نداشتن و تمام مسئولیت مراسم با همسرم بود
تا چهلم خواهر شوهرم ک بشه من با همسرم قهر بودم ….


خانواده همسر ذره ای درک و شعور نداشتن ک منم ب همسرم نیاز دارم و اونو اسپانسر مراسم خودشون میدونستن و جاری ها حسابی اونجا خوردن و بریز ب پاش کردن
دریغ از اینک ی غذا برای منی ک زائو بودم بفرستن 🥺




خلاصه گذشت همین ک پسرم جون دلم کنارمه شکر 😊





رفلاکس غذای کمکی زایمان سلامتی رشد کودک تغذیه افسردگی بارداری دورهمی

تصویر
۳ پاسخ

عزیزم خداروشکر که الان کنارته و امیدته

منم زایمان کردم مادرشوهرم نیومد
هشت ماه گذشت و من بجز بچه هام به هیچ چیزی فک نمیکنم
بدی ها میرن خوبی هاست ک میمونه🌱🌷

چرا خواهر شوهرت فوت کرد؟؟

خداروشکر بچت سالمه این از همه با ارزش تره. به روزای قبلم فکر نکن. هز وجود پسرت لذت ببر

سوال های مرتبط

مامان DELI🐣 مامان DELI🐣 ۹ ماهگی
خیلی ناراحتم …امروز اصلا برخورد درستی با دخترم نکردم
دارم دیووونه میشم ک چطور شد انقدر سریع کنترلمو از دست دادم
اصلا روز خوبی نبود
پریروز مادرم ی چیزی بهم گف خیلی ناراحت شدم در حدی ک رفتم تو حمام زیر دوش با اب سرد فقط گریه کردم خفه خفه جیغ کشیدم
دیگ امروز سرد دردم شدم دوتا استامینوفن باهم خوردم چشمامم پف گریه شب قبلو داش برا خواب هلاک بودم
دخترمم انگار حس کرده بود خوابش دائم سبک میشد قاطی کردم ب زوور میخواستم بخوابونمش 😭انقدر داد زدم سرش مثه روانیا شدم بچم سکسکه اومد میلرزید از ترس
خدا جون منو بگیره باعث شدم طفلک اینطور شه
اووف عذاب وجدان داره خفم میکنهههه
چ جوری انقدر بد شدم
خسنم خیلی حالم از خودم بهم مبخوره عرضه هیچیو ندارم
همسرم چند ماه میره ماموریت منم میام خونه مادرم اینا
مامانم طوریه ک معمولا باید بهش گوش کنی منم چون ب خودش رفتم باهم نمیسازیم
دلم میخواد بمونم خونه خودم مستقل باشم با دخترم برم بیام درسته ۸ماه خیلیه تا همسرم بیاد ولی تا کی؟!از سمتی خونمون کنار خانواده همسرمه و تو کمربندی تجاری مسکونی طوره ی مقدار سخته برام
ک هم اونا براشون عادت نشه دیگ‌شوهرم ب فکر خونه خریدن نباشه هم اینک محیطش خلوته و ترسناک
همسرم ازم وقت خواست حداقل تا بچه رو بهونه کنه بریم داخل شهر تر
اووووف نمیدونم ب خدا طفلک بچم ب خاطر چیو کی همه چی سر این خالی ش
د