چقدر من دو روز عذاب کشیدم و اتاق عمل نبردنم لعنتیا تا آخرش با افت فشار و نرسیدن اکسیژن به بچم و بدحالی خودم بردنم اتاق عمل
روز دوم کیسه آبمو ترکوندن تا آمپول فشار روم اثرکنه ایقد دم به دقیقه معاینه شدم که اونجا نه از درد از زن بودن متنفر شده بودم و گریه میکردم بعضیاشون بی رحمانه معاینه میکردن
وقتی درد نداری کیسه آبت نمیترکه هرچقد دُز آمپول فشار بیشتر میکردن روم اثر نمیکرد نمیدونم چه اصراری داشتن بچه رو طبیعی بیارم حتی دهانه رحمم تا ۹سانت باز شد ولی اون دردی که باید میگرفتم که زور بزدم نمیگرفت ی دقیقه کمتر با هر دقیقه بیشتر کردن دُز درد قوی میگرفتم بعد درد ولم میکرد تا سه چهار دقیقه باعث شد که سر بچم خم بشه آسیب خیلی شدیدی میتونست به بچم وارد بشه حتی هر کی بچش در میاوردن اتاق عمل میاوردن میذاشتنش رو سینه مادر ولی من چون بچم به ملاجش آسیب رسید هیچ بم ندادنش ندیدمش تا بعد ریکاوری که بردنم بخش بعد میگفت مواظب سرش باشین یکم بخاطر فشار آسیب دید
کلمه به کلمه این جملات که نوشتم اون دردا و بی رحمیا برام تازه شد فقط همیشه لعنتشون میکنم چون عذابم دادن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.