سلام به همه مامانا خدا قوت به همتون💖چه اونایی که داخل خونه هستین و مشغول خانه داری و بچه داری چه اونایی که الان شاغل هستید😘
دیشب این بازی رو آماده کردم که با نیکان انجام بدم(این بازی رو از فاطمه جان مامان مهراد و هیراد یادگرفتم)
رو برگه نقاشی کشیدم چسبوندم به در قوطی قسمت دهان رو باید ببرید که بچه ها برگه های غذا هر حیوون رو بندازن داخلش (البته نیاز به تکرار زیاد داره تا یادبگیرن)که نیکان اصلا با این بازی ارتباط نگرفت همش غر میزد و می‌خواست بغلم باشه یا می‌گفت بریم دده🥴کاغذ های هویج و استخوان رو که می‌خواست بخوره به خاطر همین من گوش پاک کن آوردم تا بندازه داخلش یه چند تا انداخت دوباره شروع کرد غر زدن
امروز صبح که بیدار شدم خیلی عصبی بودم نیکان دیشب خیلی بد خوابید و زیاد شیرخورد اولین بار نبود که اینجوری میشه اما انگار من کم آورده بودم،فکر کنم هیچ روزی انقد بهم فشار نیومده بود بعضی روزا فقط باید دووم بیاریم💚
البته یه نکته مثبت بخوام از امروز بگم صبحانه خوب خورده😂
امیدوارم ادامه روز برای همه خوب باشه✨
شیرخشک
رفلاکس
تغذیه
بازی
فرزندپروری
مادرانه

تصویر
۱ پاسخ

ای جانم مامان مهربون
عیبی نداره بعضی روزا روز بچه ها نیس😂
هیراد گاهی بعد چند روز میره سراغ بازی که درست کردم
گاهی هیجانشون زیاده نمیتونن بشینن
ناامید نشو😁💙

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
نیازی به سرزنش ندارم چون خودم به اندازه کافی خودم رو سرزنش کردم
امشب خیلی از دست خودم عصبی و ناراحتم، حس بدی دارم
نیکان اگر آخر شب غذا نخوره تا صبح هزاربار برای شیر بیدار میشه اما اگر غذا بخوره یک بار بیشتر بیدار نمیشه
امشب تا ساعت 10 و نیم دکتر بودم و قبلش هرچی به نیکان غذا دادم نخورد برای همین تا اومدن خونه و شروع کردم به غذا دادنش شد 11 و تا 12 و ربع درگیر غذا دادن بودیم، لقمه آخر رو گذاشتم دهنش سریع بالا او. و همیشه بهش میگم تف کن، تف میکنه و دیگه بالا نمیاره اما امشب بهش گفتم تف کن به خودش فشار اورد و هرچی خورده بود رو بالا آورد و منم به شدت عصبی شدم، طفلی با دستای کوچولوش فرش رو نشون میداد که کثیف شده و رفت دستمال آورد تمیز کنیم اما من به شدت عصبی بودم و سریع بلندش کردم و باهاش کلی غر زدم و لباساش رو عوض کردم و برقا رو خاموش کردم و همه‌ی اینکارا روی دو تند و با تنش زیاد بود!
اولین بار بود که اینجوری از کوره در رفتم و باهاش برخورد بدی داشتم و الان به شدت حالم بده، دلیل از کوره در رفتنم بخاطر این بود که تمام تلاشم برای غذا دادنش هدر رفت اما ته ته ذهنم از مامای مطب دکتر عصبی تر بودم بخاطر رفتار بدی که باهام داشت ، الهی بمیرم که امشب دیواری کوتاه تر از بچم پیدا نکردم 😭😭😭
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
درباره بازی- ۸
من خیلی دنبال این بودم که هم سن و سال پسرم پیدا کنم تا باهم بازی کنن. ولی تجربه ام نشون داد که این سن برای هم بازی شدن خیلی زوده. مطلبش رو هم خوندم که بچه ها تو این سن بازی نمیکنن. یه پدیده ای هست به اسم بازی موازی. یعنی هر کدوم برای خودشون بازی میکنن.
بچه های کم سن تر ، بچه های بزرگتر و بچه های دقیقا هم سنش رو امتحان کردم.
کلا از دیدن هر نوع بچه ای خوشحاله☺️
بچه های کوچیکتر رو دوست داره نگاه کنه و ناز کنه و دست بزنه. بچه های هم سن خودش خوب میتونن با هم راه برن، بیشتر با هم به به میخورن و دبنال هم راه میفتن و سر اسباب بازی دعواشون میشه😅
بچه های حدود ۲ یا ۳ سال خیلی تجربه جالبی نبوده. چون خیلی تو اون سن بچه ها بچن و همینطور لجباز و خودمحور میشن.
بچه های سن بزرگتر حدود ۴ یا ۵ و ۶ هم با دخترا بهتر کنار میاد.مواظبشن. رعایتشو میکنن. پسرها خیلی ورجه وورجه دارن تو این سن انگار‌ یه جا بند نمیشن که البته طبیعیه.
بچه های بزرگتر که دیگه مدرسه ای شدن هم خیلی دوستش دارن خیلی توب مواظبشن. ولی خوب دیگه پسرم نمیتونه به اون صورت باهاشون بازی کنه.
و اینکه تو این سن باید حتما بازی با نظارت و دخالت بزرگترا باشه. باید اگه دعواشون‌میشه دخالت کرد حتما.
سن پسرم ۱ سال و ۴ ماهه.
و از همون موقعی که میتونست بشینه قرارهای دوستانه براش میذاشتم.
الان چندتا دوست داره که خونمون میان و خونشون میریم. فکر میکنم بیشتر دوس داره که نی نی بیاد خونمون و باهاش تو اتاقش بازی کنه. ولی رفتن به خونه بقیه و اسباب بازی های جدیدم خیلی براش جالبه.
خانه بازی هم بردمش چند بار. از وقتی تونست خوب راه بره. ولی با کسی هم بازی نمیشه. خودش بازی میکنه ولی بودن تو محیط بچه ها رو مسلما خیلی دوست داره.
مامان رادوین کوچولو مامان رادوین کوچولو ۱ سالگی
دیروز دلوین خیلی اذیتم کرد
صبح بلند شدم بیبی بچه هارو عوض کردم لباساشونو عوض کردم صبحانشونو دادم یه کوه لباسو از لباسشویی در آوردم پهن کردم لباسایی که خشک شده بودنو تا زدم بعضی هارو هم اتو کشیدم و همشونو جابه جا کردم برای شام قرمه سبزی بار گذاشتم که تا شب جا بیوفته برای نهار بچه هام تهچین گذاشتم ،خونه رو هم دستمال کشیدم و تو این اوضاع و احوال اسباب بازی هایی که بچه ها هر لحظه میریختن رو هم سرو سامون میدادم، نهار بچه هارم دادم و پسرم شیشه شیرشو ازم گرفت رفت رو تخت خوابید منم گفتم بعد این همه کار برم کمی دراز بکشم😑چشمتون روز بد نبینه این دختر بلایی به سرم آورد که به گریه افتادم میومد رو کمرم می‌پرید، موهامو می‌کشید تا بلندشم،هر چقدر بهش میگفتم مامان جون بزار کمی استراحت کنم میام باهات بازی می‌کنم اصلا متوجه نمیشد آخرشم زنگ زدم به همسرم با داد و گریه بهش گفتم بیا دخترتو بردار ببر روانیم کرد ،هر چند بعدش پشیمون شدم ولی اون لحظه انگار داشتم زیر فشار خفه میشدم واقعاااااا خسته بودم و دلوینم با تمام توانش میخواست آزارم بده انگار لذت می‌برد 🥲
خلاصه که تا همسرم بیاد پسرمم بیدار شد اونم اومد سه تامونو بار ماشین کرد برد خانه بازی😒🥰🎀
دیروز روز سختی داشتم🤧😮‍💨
مامان گندم عروسک🌾🩷 مامان گندم عروسک🌾🩷 ۱۷ ماهگی
سلام به همه مامانای قشنگ گهواره😍
خیلی وقت بود تاپیک نذاشته بودم دیگه امروز دست به کار شدم و گفتم یکی از تجربه‌هامو با شما به اشتراک بذارم
چندوقتی بود حس میکردم که گندم وقتی دستش کثیف میشه یا دست کثیفشو به جایی میزنه حس نگرانی بهش دست میده فوری میره دستمال یا از توی کشو کهنه میاره و پاک میکنه
یا همینطور یه چیزی به کف دستش بچسبه بدش میاد؛ یا مثلا اصلا واسه شن بازی رنگ بازی همکاری نمیکنه و دوست نداره!
منم تصمیم گرفتم یه مدتی رو حساش کار کنم و امروز گذاشتم به این شکل ماکارونی رو بخوره حتی به بدنش هم بچسبه تا واسش عادی بشه
اولش چنگالشو میزد توی دیس ولی وقتی دید منو باباشم با دست میخوریم یکمی همکاری کرد و با دست خورد ولی هدف من بیشتر این بود که بازی کنه!

وقتی حدودا. ۸ ۹ ماهه هم بود چندین بار با حبوبات و ماکارونی آبکش بازی کردیم ولی اون موقع بیشتر میخواست بذاره توی دهنش الان بیشتر متوجه میشه

بعد این وضع هم حمام و بعدشم لالا کرد و الانه که بیدارشه😀
ایده بهم بدید واسه بازیای حسی که با بچه ها انجام بدیم😍

#فرزندپروری
مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
مامان گلیا سلاممم.
یه چندتا نکته با توجه به کامنتایی که راجب بازیا میگیرم خواستم بگم شاید بدردتون بخوره.
وقتی شما یه بازی با بچه انجام میدید ممکنه ۲ دقیقه یا حتی نیم ساعت بازی کنه و اصلا قرار نیست همه بچه ها یکسان تایم بازی داشته باشن.
مورد دوم اینکه تو این سن هنوز علایق مشخصی ندارن و ممکنه اصلا از یه مدل بازی خوششون نیاد برای همین باید هروز بازی جدیدی باهاش تجربه کنینی.
پاره کردن خراب کردن کندن وسایل پرت کردنش شکوندنش همه اینا طبیعت بچه هاس چون دارن کشف میکنن یاد میگیرن.
بچه تو بازی قرار نیست با ما همکاری کنه ما باید با بچه ها همکاری کنیم و ممکنه اصلا جزیان بازی تغییر بدن پس هیچ اجباری نیست که بچه با همون مدل بازی پیش بره.
امروز که من لیوانارو برای هامین چسبوندم وسط بازی تصمیم گرفت سبد پایین لیوانارو برداری و توپاش بیفتن زمین و صدا بدن یا همزمان میگفت دوتا توپ بیاد پایین.یا تو بازی ماهی خیلیی اذیت میشد که پولکا به جاهای دیگه نمیچسبن و دوروز درگیر این بودم که با ارامش بگم نمیشه فقط برای بدن ماهیه تا یادگرفت.
این بازیها مجموعه بازیای دستورزی هستن که ممکنه هرکدومش برای بچه ها جذاب باشه یا اصلا نباشه.پس به خودتون و بچه ها اصلا سخت نگیرین❤️