ادامه پارت 3
بعدش رفتیم دسشویی دوتا شیاف برداشتم با یدونه شورت سرجی فیکس و یه دست لباس بیمارستان که خودم خریده بودم از بیرون با دوتا پوشک بزرگ
بگم براتون از سرویس بهداشتی مضخرف بیمارستان که آب سرد نداشت اب گرم داشت میسوزوند ادمو یه ظرف بود اونو پر اب کردیم ریختیم رو پاک با کمک مامانم توالت فرنگیشم ازین پلاستیکی ها بود که خیلی چندشم میشه ازش خلاصه چندبار اب داغ ریختیم رو پام اب داغ بود بعدش با همون لباس اتاق عمل پامو خشک کردیم انداختیم اشغال لباسمو عوض کردم نوار گذاشتم دوتا شیاف گذاشتم (بیمارستان نمیزاره دوتا شیاف بزاری خودم برده بودم) بعدش یکم قدم زدم اروم اروم درد داشت ولی خب کمرمو صاف کردم راه رفتم اروم اروم قابل تحمل بود پمپ دردمم همینجا تموم شد دیگه اخرش بود بعدش اومدم رو تخت نشستم اومدن اینم یادم رفت بگم موقعی که بیحسیم داشت میرفت یبار امپول ضد درد اومدن زدن بهم موقع فشار دادن شکمی....خلاصه گفتن یچیزی بخورین شربت دادن گفتن دو قاشق بخورین برین دسشویی من نخوردم چون دیده بودم دستشویی چقد مضخرفه ترجیح دادم دیگه نرم اونجا
کمپوت انجیر و گلابی خوردم ولی غذا اینا نخوردم تو بیمارستان هم به همراه تخت بغلی غذا دادن به خودشم سوپ دادن به ما هیچی ندادن مامانم رفت بگیره گفتن سوپ تموم شده به خودشم یه برنج و جوجه کباب مضخرف دادن خشکه خشک بدون روغن 😐
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.