خانوماااا من ارشد دارم چون همیشه تو دانشگاه درسم خوب بود و همه میشناختنم یکی از استادان واسطه شد با مدرک ارشد تو دانشگاه دولتی درس میدم ... البته دکتری هم دانشگاه علامه تهران قبول شدم ولی چون اون سالی بود که پسرم رو باردار بودم ترجیح دادم نرم و بزارم پسرم بزرگتر بشه بعد ... الان با این توصیفات درس خوندن دخترمم برام خیلی مهمه و تمام تلاشمو هم مالی هم زمانی براش گذاشتم که درس بخونه امسال پنجمه و داره بکوب برای تیزهوشان سال دیگه میخونه... حالا اصل مطلب اینجاست از خانواده شوهرم همه زیر دیپلمن. حتی بچه هاشون که الان بزرگ میشن همه درس رو دبیرستان ول می‌کنند. و معتقدن درس بدرد نمیخوره. جاری م با اینکه خیلی با هم خوبیم چند بار گفته درس به هیچ دردی نمیخوره همش هم جلوی من میگه..پسرش کلاس نهمه یبار گفت زنعمو تو این همه درس خوندی آخرش هیچی مغازه داری میکنی ( من یه مغازه لوازم التحریر از خودم دارم) یعنی هر وقت از بدرد نخور بودن درس تو جمع میگن احساس میکنم دارن منو دخترمو تحقیر می‌کنند. خیلی بهم بر میخوره.. چرا واقعا بعضی‌ها اینجوری ان. چرا با حرفهاشون آدمها رو میرنجونن و تحقیر می‌کنند. به جای اینکه هی بیان تشویق کنند دخترمو تازه جلوش اینجوری میگن. ( پارسال دخترم تو المپیاد جهانی ریاضیات رتبه آورد) هیچ کس بهش تبریک نگفت فقط میگفتن ای بیکاری‌ها ریاضی به چه درد میخوره... البته شوهرم اصلا اینجوری نیست. چون به واسطه من تجربه رابطه با آدم‌های تحصیل کرده رو داشته و ترجیح میده دخترم درس بخونه.. از نظر شما باهاشون چجوری برخورد کنم چی بگم.

۲۳ پاسخ

کار خودتو انجام بده ‌‌.که ی دختری مثل مریم میرزاخانی تحویل بدی ،که کیف کنی ،
مهم نباشه حرفا برات
ذره ایی پا پس نکش
درس بخون و به هدفی که میخوای فک کن
ضمن اینکه تدریس توی دانشگاه رو فراموش نکن و پیشو بگیر
موفق باشی

من لیسانس دارم و خانه دارم ولی هزار بار برگردم به عقب دوباره درس میخونم و اینکه تو هر سنی شده میخوام ادامه بدم نه بخاطر سر کار رفتن بخاطر اینکه جایگاه اجتماعی آدمو تثبیت میکنه و اینکه مشکل شما این معاشرت با آدم های درست نیست

منم فوق دارم دانشگاه دولتی، رتبه برتر بودم
قبلا مدرسه درس میدادم دیگه بعد بچه نتونستم، قبل عید زنگ زدن برم برای تدریس دانشگاه باردارم شرایط نبود متاسفانه
بنظرم آدم با درس خوندن هیچ دستاوردی هم نداشته یاشه، جایگاه اجتماعی یه تحصیلکرده با یه ترک تحصیلکرده فرق می‌کنه ، حداقل بعدا برای بچه هامون تو مدرسه

چرا درس به درد نمیخوره...فرض شغلی نداریم. آیا اطلاعاتی که من تحصیلکرده دارم با اونی که زیر دیپلمه یکی هست. ..
البته حالا شاید یکی خیلی کتابخون باشه که اونم درصدش پایینه

عزیزم سکوت کن هیچی نگو . تدریستو ادامه بده . دخترتم انشالله تااخر ادامه بده وارد یه شغل درست و خوب بشه اون وقت اونا دهنشون بسته میمونه . اینجوری بجای اینکه باهاشون بحث کنی با عملت ثابت میکنی حق با توعه

والامنم فوق لیسانسم اطرافیانم همه میگن خوندی چی شدآخرش.منم میگم باشه شمانخون.مگه باسوادبودن بده آخه فرداپس فرداکمک بچه هامون میکنیم تودرسا آگاهانه زندگی میکنیم توجامعه.هرکی نخوده جدااا پشیمونه ولی مایی که خوندیم ضررنکردیم وبهترین انتخابم همین ادامه تحصیل بوده

گربه دهنش ب گوشت نمیرسه میگه بو میده😄😄مخ ندارن درس بخونن بهانه میارن

عزیزم خیلی عالیه شما طرز فکر تو تغییر نده بعضی وقتا درسته با بعضی آدما رابطه خوبی داری اما اون ها از درون به شغل شما جایگاه شما و تحصیلات شما حسادت میکنن و این حرف ها هم از روی حسادت هست شما راهی که برای خودتو دخترت پیش گرفتی روشنه

اصلا دهن به دهن نشو باهاشون
اونا در حد سوادشون میفهمن بزار فکر کنن درس به در نمیخوره مگه درس خوندن فقط واسه شغل داشتنه؟ به نظر من حتی اگه شغل مرتبط با رشته تحصیلیت هم داشته باشی بازم باید درس بخونی منم عاشق درسم لیسانس دارم بازم امکانش باشه میرم ادامه میدم درسمو

به نظرم اصلا جوابشونو نده فقط به راه خودت ادامه بده اصلا هم بهشون نگو ان شا الله دخترتم تیز هوشان قبول شد وقتی براشون مهم نیست شما هم اصلا نگو موفقیت برای شما و همسرتون باشه

عزیزم کسی که سوادشون تا این حده قطعا همینجوری از رو حرص حسادتم باشه میگن به درد نمیخوره اگه میفهمیدن بدرد نمیخوره که تحصیلاتشون انقدرپایین نبود توم تا میتونی دخترتو موفق بار بیار دو روز دیگه استادی دکتری چیزی شد اونا دیگه دور از جون تو نمیتونن گ و ه بخورن اون موقع میفهمن درس خوندن خیلی مهمه هم تو اینکه بنظر من کسی که درس بخونه وه کاره ای بشه خیلی تو زندگیشو ایندش تاثیرر داره

به نظرمن مهم همسرته بقیه رو ول کن

چقد خانم موفقی هستین 🌹 آدما کلا همینجورن منم پسرم کلاس زبان میذارم الان رف ترم نوجوان با کتاب جدید چون ۷ سال و نیمشه تازه کلاس اول داره تموم میکنه خانواده شوهر همیشه تو ذوق میزنن میگن زده میشه ول ش کن چیزی نمیشن اینا و ..

ب نظرم درس خیلی مهمه ..اما حتما فرقی نداره خانم یا اقا رو ی مهارت درکتار درس کارر کنن حتما هردو مکمل هم میتونن باشن

فقط کار خودتو بکن تمام

بهترین چیزی توی دنیا سواد هست کسی که سواد نداره خیلی خیلی عقب هست از زندگی

منم لیسانس دارم کلا علاقه به درس دارم ولی خب سر کار نمیرم ترجیح میدم خودم با دوتا بچه اذیت نکنم برای کار ولی خب شاید بعدا بازم ادامه تحصیل دادم

قطعا از حسادتشون میگن
ولی من خودم ارشد صنایع علم و صنعت رو دارم
دکتری هم استعداد درخشانی قبول شدم
همسرمم دانشجوی دکتری خواجه نصیره با همه این تفاسیر میخوام بگم اصلا دلم نمیخواد پسرم بره سمت درس چون دیگه فایده نداره به کاش دو سه تا مهارت رو‌حرفه ای دوس دارم یاد بگیره
یه ورزش و یه مهارت مثل نجاری
یکی هم AI

از نظر من حرفی اینجور مستقیم به آدم زده میشه باید مستقیم هم جواب داد ولی در فرصت مناسب. یکی دوبار بی درنگ جواب بدی و منظورت هم به اونا باشه قشنگ دهنشونو جمع میکنن.

بار دیگه که گفتن بهشون بگو شاید به درد نخور باشه از نظر بقیه ولی وقتی از بچه هام میپرسن تحصیلات مادرت چیه اون موقع هست که بچه هام به مادر تحصیل کرد شون افتخار میکنن .
البته اینم بگم نظرم اینه کسی که تحصیلاتش کمه هم باعث افتخاره بچه هاشه .این در جواب اوناست

کار خودتو بکن و اصلا اهمیت نده.رابطه رو باهاشون بد و قطع هم نکن.تقصیر اونا نیست.توو همین مریان رشد کردن.و دیدشون همینه.نمیشه دیدشونو تغییر داد.شما زندگی خودتو داری اونا هم زندگی خودشونو

عزیزم میشه من و راهنمایی کنین که دخترتون رم از اول ابتدایی چه کارایی براش کردین که اماده بشه برا تیزهوشان؟ چه مدرسه ای درس خوند؟کلاسی کتاب خاصی استفاده کرد؟

به نظرم زن به خاطراین همه مشگلات بچه داری خونه داری آشپزی مهم تریت تربیت بچه .هرماه پریودواقعا دیگه روانیست بره سرکارمردیه وظیفه پول داره اونم بزاربیشترتلاش کنه من خودم لیسانسم ایشالا فوقم میگیرم معلم قبول شدم ولی اصلا نمیرم سرکار

سوال های مرتبط

مامان عسل نازم مامان عسل نازم ۵ سالگی
سلام مامانا
می‌خوام یه درد دل بکنم
از روزی که بچم به دنیا اومد همه فکر و ذکر شد دخترم. کارم رو به خاطر دخترم گذاشتم کنار و به خاطر کار شوهرم که بیرون شهر بود شهر زندگیم هم عوض کردم و الان غربت نشین شدم. حالا هم به یه زن افسرده و زودرنج تبدیل شدم که هیچ چیزی خوشحالش نمیکنه. هم خودمو نابود کردم و هم دخترم داره مثل خودم افسرده میشه. تصمیم گرفتم برگردم به شهر خودم هر چند که از همسرم دور میشم و دیگه کمتر همدیگه رو میبینیم ولی باز می‌دونم تو شهر خودم چی به کجاست و همه جاهاش رو میشناسم و ممکنه روحیه‌م رو دوباره به دست بیارم. من به خاطر اینکه دخترم شبها بابا بالای سرش باشه حاضر شدم بیام تو شهر غریب ولی خودم دارم دیوونه میشم چون اینجا هم که هستیم خیلی امکاناتش کمه واسه همین گفتم به خاطر خودم و دخترم که شده باید دوری رو تحمل کنم ولی هر چی فکرشو میکنم میگم چرا زندگی من باید اینقدر دچار چالش باشه چرا نباید مثل دیگران زندگی کنم چرا باید یه موقعیت رو فدای یه موقعیت دیگه بکنم و هزارتا چرای دیگه و تنهایی و غم و اشک😔
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
سلام یه مشورتی باهاتون دارم دیروز که می خواستم ماهلین رو ببرم پیش دکترش گفت خواهرشم بیار گفتم باشه و بردمشون هر دو همزمان تو اتاق بودن من بیرون نشسته بودم چون نمیزارن مادر باشه ولی بیرون کاملا صدای خانوم دکتر میاد جلوی هر دوشون تمرین گذاشته بود ماهلین اصولا وقتی همزمان با هم بخوام تمرین کنم همکاری نمی کنه و انگار اعتماد به نفسش پایین میاددیدم دکتر هی داره بهش تذکر میده که ماهلین بالای صفحه رو نگاه کن ماهلین بیشتر دقت کن بعد دیدم عصبانی شد سرش یه کمی داد کشید و دعواش کرد که چرا اینجوری می کنی اونم افتاد به گریه هی بهش می گفت گریه نکن توجه کن و درآخر گفت ببین خواهرتو من می دونم وقتی با هم بخوام کار کنم‌ماهلین اذیت می کنه در بیشتر مواقع و من و باباشم دیوونه کرده با این کاراش لجبازی داره هیچکس غیر از من بچشو نمیشناسه ولی من میگم من بی سوادم مادرشم و یه دیپلم ساده دارم ولی چرا دکتر مملکت اینجوری باید رفتار کنه اگه تنها بود اینقدر ناراحت نمیشدم ولی چون خواهرشم باهاش بود میگم اعتماد به نفس بچه رو سرکوب کرده من از این لحاظ خیلی ناراحت شد این خانوم استاد مشاوره بچه هامه من با مشاورشون راحتم گفتم تلفنی جریان دیروز رو باهاش در میون بزارم کار و تشخیص خانوم دکتر عالیه ولی این رعتارشو نپسندیدم و بهشم گفتم اینا با هم باشن اذیت می کنند و به صورت جداگانه خیلی عملکردشون بهتره تا وقتی با هم کار بشه بعد جلوی ماهلین گفت دلوین خیلی بهتره ولی این اذیت می کنه خوب این بچه می فهمه احمق که نیست ماهلین خیلی دختر حساسیه و زود بهش برمی خوره من فوق العاده از این کاره خانوم دکتر ناراحت شدم به نظرتون چی کار کنم ؟؟نمی تونم درمانشم قطع کنم به نظرتون گذشت کنم اینبارو؟؟یا تذکر بدم ؟؟