۱۵ پاسخ

به منم خیلی میگن فلان کارو بکن.فلان چیز رو بده من میگم باشه ولی کارخودمو میکنم.

من میگم باشه
ولی انجام نمیدم😂😂

بگوووو باشه ولی کار خودتت بکن

عزیزممم خدا حفظش کنه 😍💕

به اونا میگم چشم ولی کار خودمو میکنم… هم احترامات سرجاشه هم حرف حرفه خودم شده

بگواهاباشه. کارخودتوبکن

من وقتی چیزی میگن میگم باشه ولی انجام نمیدم چندبار که اینکارو کردم دیگه دخالتی نکردن

هعی متنفرم از همچین مادر شوهرایی بدم میاد ازشون بخدا نمیدونم چیکار کنم اهیمت ندم باز ب شوهرم میگن اونو کلا عوض میکنند سر این بارداری چیا ک نکشیدم میگن نمیخواد چرا بره دکتر چرا سنو بره بخدا حتی نزاشتن برم سنو وزن این سنو اخر ماه بارداریم نمیبرن دیشب کلی دعوا کردم کلی کتک خوردم ولی هیچی از دستم برنمیاد ارزو میکنم تمام اینحور ادما گم بشن

دقیقا دقیقا مشکل من
واقعا هیچکس مهربون تر و دلسوز تر واسه بچش نیست ولی این حرفایه اطرافیان بدجور رو مخه

اصلا محل نده هرکی هرچی گفت یه لبخند بزن همین
نه بگو آره نه بگو نه
اهمیت نده به هیچ وجه

بگیر به یه ورت😂

من از الان ب جفتشون فهموندم بچه خودمه آگاهی لازم کسب کردم ک تصمیم گرفتم بچه بیارم اطلاعات خودتون دوست داشتین درمیون بزارین باهام اما بدون اجازه من ب بچم آب هم حق ندارین بدین اخلاقم میدونن کار ندارن اما بازم گوشزد کردم البته مامانم امروزیه مادرشوهرمم کلا از بچه داری بیزاره بلدنیس😂

بنام خدا
اهمیت ندادن😂

اهمیت ندادن
هرچی گفتن بگو فکر میکنم این کار بهتره
شما مال قدیم ترین تربیت تون برا قبله
اجازه بدین خودم بچمو تربیت کنم حتا اگه اشتباه باشه خوشم نمیاد نظر بدین

ننهههه چ بامزه خوابیده خدا حفظش کنه

سوال های مرتبط

مامان شکوفه گیلاس مامان شکوفه گیلاس روزهای ابتدایی تولد
سلام ب همگی
دوستان من با یه چالش جدید رو به رو شدم
آیا واقعا کسی بوده به غیر از خودش همسرشم افسردگی بعد زایمان بگیره؟
یه هفتس زایمان کردم خانواده همسرم بدون درخواست موندن خونه ما با مامانم بماند که من دیوانه شدم به معنای ولقعی کلمه
اذیت شدم و دلشتم خفه میشدم تا اینکه دیشب رفتن
مادر همسرم دیابت دارن و خیلیم ازین مریضی به نظر من به عنوان سلاح استفاده میکنن همسر من تو این یه هفته بارهاااا گریه کرد😐
میپرسیدم اول انکار بعذم میگف دلم برای مادرم میسوزه میبینمش اعصابم بهم میریزه چون پاهاشون یکم زخم دیابت داره
من خودم تو این هشت روزی که فارغ شدم از نظری جسمی ک داغون روحیم هر دیقه زدم زیر گریه بی دلیل البته نه جلو همسرم
میخواستم بدونم واقعا ممکنه مرد هم‌افسردگی بعد زایمان بگیره؟
و اینکه اونایی که نزدیک زایمانتونه به شدت توصیه میکنم ده روز اولو واقعا بخواین کسی نیاد از من‌که گذشت ولی واقعا من روحیه و اعصابم خیلی بهم ریخته از بس نتونستم استراحت کنم و دورم شلوغ بود
مامان نون خامه ای مامان نون خامه ای ۶ ماهگی
سر صبح دلم میخواد نفرین کنم مادرشوهری که انقدر از سر بی فکری حرف میزنه،هربار شوهرمو میبینه هی میگه من وقتی بچه شیر میدادم انقدر شیرم زیاد بوده که میدوشیدم میریختم جلو حیوونا،یااینکه مثلا هی از جاریم میگه که آره اون انقدر شیر داره که بچه اش تپل شده و هی شیر از سینه اش میریزه و مجبوره حوله بزاره زیر سینه اش،اونوقت شوهر من هی میاد به من گیر میده که تو شیر نداری و این بچه گرسنه مونده و....در حالی که از روز اول دکتر من گفت تو حتی به عنوان روز اول آغوز هم خیلی خوب داری ،شیرمم که بچه ام خداروشکر توی 14 روژ اول 700 گرم اضافه کرده و بهداشت گفت خیلی خوبه،شوهرم هی میره قرص و قطره شیر افزا گرفته ،هی منو مجبور میکنه با شیر دوش برقی الکی شیرمو بدوشم،حتی خودش میاد سینه هامو فشار میده،میگم بابا مکش بچه بااین جور که تو فشار میدی فرق میکنه،دیشب باز تهدید کرده که میرم شیر خشک میگیرم براش ،تو شیر نداری ،اینو هربارم اون مادر شوهر ....میبینه میگه بهش اونم باز از گذشته دروغین خودش میگه،واقعا سر این موضوع خسته شدم،نمیدونم چجوری حالی کنم شیرم خوبه برا بچه ام
میگم کسی بوده همینجور شیرش از اول تا آخر معمولی بیادو خوب باشه؟؟ آخه من تب شیرم نکردم