تجربه سزارین 🤱🏻🍼
پارت اول✨
سلام مامانا و دوستای گهواره ای حالتون چطوره خوبید؟
من بلاخره بعد از کلیییی کلنجار رفتنو دو دلی برای نحوه زایمانم در اخر با همه عوارضش سزارین رو انتخاب کردم
اول اینکه صادقانه بگم به نظر من طبیعی بهترین مدل زایمانه به شرطی که مثل من ترسو نباشید و بیش از حدم راجبش تحقیق نکنید
چرا؟چون من اگه شبو روز راجب زایمان تحقیق نمیکردم و فقط در حد اگاهی از چیزای واجب تحقیق میکردم قطعا کمتر میترسیدم و راحت به بدنم اعتماد میکردم اگه انتخابتون زایمان طبیعی هست به هیچ عنوان نشینید تجربه هارو پشت سرهم بخونید زایمان برای هر کسی مدلش فرق میکنه مخصوصا اگه طبیعی باشه ، یکمم خودمونیم هر مادری زایمان میکنه درسته سختی زیادی میکشه ولی میاد اینجا با آبو تاب فراوون ترو پیاز داغ زیاد قصه میگه و تنها چیزی که از اون قصه ی به اصطلاح تجربه برامون میمونه یه ترس ایجاد شده توی نا خود آگاهمونه
خلاصه سرتونو به درد نیارم من نمیخوام براتون خاطره تعریف کنم میخوام واقعا اطلاعات کاربردی که ممکنه کمکتون کنه رو بهتون بدم اگه دوست داشتید تو پارت های بعدی که میزارم میتونید بخونید امیدوارم مفید واقع بشم💕💐

تصویر
۹ پاسخ

بنظرمن سزارین بهتره من دوتابچه هام طبیعی بود ولی سزاربن بهتره چون یباردرمیکشی نه طبیعی هم قبلش هم بعدش الان ۹روزشده درددارم نمیتونم بشینم حالت افسردگی هم دارم میگیرم

من بااینکه بهم گفته بودن خیلی سخته حتی فیلمشم دیده بودم با خنده و خوشحالی رفتم برای زایمان چون بدون درد بود اوایلش خوب بود میخندیدم فکر میکردم درد زایمان همینه یکم شدیدتر از درد پریودی بود
بعدش دهانه ی رحمم که به ۵ سانت رسید دردام شروع شدن و به شدت درد داشتم و مثل هیولا داد میزدم و به پرستارا فرصت نمی‌دادم که دستگاه برای قلب بچم روی شکمم باشه و دعوام میکردن و من عاجزانه خواهش میکردم .
فکر کنم لگنم تنگ بود بچه بیرون نمیومد
حدودا ۷ ساعت من درد شدید داشتم
بدنم توان طبیعی رو نداشت ولی بعداز زایمان کمر درد و باسن درد شدید داشتم و هنوز که هنوز روی باسنم درست نمیتونم بشینم دردم میگیره
با تموم سختی که کشیدم راضی بودم .
حتی روی خون ریزی افتاده بودم تا یکساعت بعداز زایمان
کلا زایمان طبیعی بستگی به بدن هر فرد داره
خلاصه زایمان اگه آسون بود نمی‌گفتند بهشت زیر پای مادره😁

دستشو🥺👶🏻

ایشلاه گم نکنم بخونم

😍😍😍

ای جاااانم👼🏻🤍چ خوش امد♥️

دقیقا منم بس تجربه ها رو شنیدم دهانه رحمم دو روز بسته شده از ترس
درد شدید دارم ولی باز نمیشه

میخوام بخونم فقط گم نکنم 😁

واای خدا دست نینیوووو🥹😍😍 بخورمششش 😍😋

سوال های مرتبط

مامان سورنا مامان سورنا ۱ ماهگی
پارت اول - تجربه ی زایمان

سلام سلام
مامانای قشنگ من زایمان کردم و الان بیست و پنج روز میگذره میخوام تجربه زایمانم رو که طبیعی بود رو براتون اینجا به اشتراک بذارم
امید که کمکی بشه به مادرایی که قراره زایمان کنن😍
من از روز اول که فهمیدم باردارم مهمترین دغدغه ام انتخاب نوع زایمانم بود من بشدت از سزارین میترسیدم و از طبیعی وحشت داشتم هر روز از همه نظر میپرسیدم راجب این موضوع
یکی میگفت برو طبیعی زایمان کن بهتره من طبیعی زایمان کردم خیلی خوب بود و هزار تا تجربه ی سزارین بد برام تعریف میکرد و من کلی میترسیدم میگفتم اره پس منم طبیعی زایمان میکنم فرداش یه نفر دیگه میومد میگفت نه مگه دیوونه ای. فقط سزارین کن طبیعی خیلی بده و هزار تا تجربه ی بد از مادرایی که طبیعی زایمان کرده بودن میگفت و خلاصه این روند ادامه داشت تا هفته ی بیست و هشتوم
من از روز اول با یه ماما اشنا شدم و قصد داشتم تو کلاسای امادگی زایمانش شرکت کنم
همسرم که دید اینقدر سردرگمم و ترسیده ام گفت بیا برو با ماما صحبت کن فعلا کلاساشو برو تا بعد تصمیم بگیر که چکار میخوای بکنی. اینو بگم که توی این پروسه همسرم بشدت حمایتگر بود و میگفت انتخاب با توهه و من برای انتخاب هیچکدوم به هیچ عنوان تحت فشار نبودم
ادامه دارد. . . .
مامان ابوالفضل 🩵 مامان ابوالفضل 🩵 ۴ ماهگی
مامان ابوالفضل 🩵 مامان ابوالفضل 🩵 ۴ ماهگی
تجربه سزارین🤱🏻
پارت ششم✨
سلام دخترا خوبید من بلاخره فرصت کردم بیام ماجرای زایمانمو تعریف کنم
تو پنج تا پارت قبلی چیزایی ک ب درد میخوره و میتونه تو بیمارستان کمکتون کنه نوشتم
تو این پارتای جدید اینکه روند زایمانم چطور بود و اتاق عمل چی گذشت رو تعریف میکنم ک بیشتر جنبه خاطره داره😀
من ۳۵هفته و ۴روزم بود که لکه خون دیده بودم رفتم دکترم نوار قلب گرفت گفت توش درد و انقباض افتاده باید بری بیمارستان
منم این اواخر دوستای گهواره ای در جریانن ک چقدر بلاتکلیف بودم برای انتخاب مدل زایمانم
از درد طبیعی میترسیدم از سزارینم خوشم نمیومد خلاصه رفتم بیمارستان معاینه و سونو و نوار قلب گرفتن گفتن برو خونه درد یا علائم زایمان داشتی بیا
من از فردای اونروز خیلی تو فشار روحی بودم هم سختیای ماه اخر کلافم کرده بود هم بلاتکلیفی زایمانم
هر روز گریه زاری میکردم ولی به ۳۶هفته ک رسیدم برای بار هزارم تصمیم گرفتم برم طبیعی
دیگه شروع کرده بودم به ورزش کردنو اینا یسری دردای کاذب نامنظمم داشتم
دکترمم خیلی ترغیبم کرده بود به طبیعی ولی من روزو شب نداشتم هی راجب اپیدورالو اینا تحقیق میکردم...