۵ پاسخ

چرا سوند توی زایمان طبیعی

آزمايشت نشون دهنده چی بود که اورژانسی بستری شدی

🫣🫣🫣🫣🫣خوب 🧐

سوند درد داشت ؟

تو هنوز کیسه پاره نشد ؟

سوال های مرتبط

مامان تُپُلَک مامان تُپُلَک ۱۰ ماهگی
پارت سوم
دیگه من با گزارش رفتم دوباره اناق زایمان پیش خانم صفایی و یه ماما جدید هم اومد دیگه دوتاشون پیشم بودن برای اینکه خاتمه بدن قرص زیر زبونی دادن ولی بار اول با آبرگ خوردم سوند گذاشتن توی رحمم که انقباض هام شروع بشه دردی نداشت خیلی کم بود دردش بعد یه ساعت که هم ان اس تی وصل بود هم این من چون دیابت داشتم و هی خوراکی هم میخوردم خیلی دستشویی میرفتم دو ساعت گذشت ساعت ۸ بود ادرار داشتم گفتم میرم دستشویی بعد یه دفعه سوند در رفت از توم‌موقع ادرار بعد تا اومدم بیرون شوهرم اومد پیشم بعد چک کردن دیدن هنوز همون ۲ و ۳ سانتم بعد دیگه توپ هم اوردن من هر ۲۰ دقیقه رو توپ ورزش میکردم ان اس تی میدادم دوباره ورزش میکردم وسطشم دردام شروع شده بود سه سانت که بودم بعد کسی که قرار بود اپیدورال بزنه رفته بود زایمان طبیعی ساعت ۱۰ اومد اپیدورال کردن یه حالت سِر کردن دندون داشت بعد یه مسکن ساده زدن رفتن یعنی من درپ رو حس میکردم تا ۱۱ شب همینجوری گذشت ولی اینم بگم ساعت خیلی تند می‌گذشت من که چیزی نفهمیدم از زمان بعد دیگه دوباره معاینه کردن گفتن ۳ و ۴ سانتم قرص زیر زبونی دادن ولی خب این دفعه زیر زبونم گذاشتم و انقباضام شروع شدن درد داشتم واقعا تا ساعت ۱۲ خیلی درد داشتم چک کردن گفتن ۴ سانتم ۶۰ درصد بعد من چون کلاس رایمان رفتم خیلی چیزا میفهمیدم همسرم همش کنارم بود بعد دیگه درد داشتم جوری که گریه میکردم بعد اومدن دوز اول اپیدورال رو زدن دردام آروم شد خانمه گفت این تا ۳ ساعت اثر داره ساعتم ۱۲ بود دیگه خانم صفایی گفت بخواب همسرمم از سرکار اومده بود ان اس تی هم همش وصل بودا ولی زیاد خوب نبود یه ساعت تند گذاشت
مامان نیلای👧🏻🎀 مامان نیلای👧🏻🎀 ۴ ماهگی
پارت4
ساعت 2شب رفتم سرویس سوندم افتاد
ترشح خونی داشتم انقباض هام خیلی زیاد شده بود
هی برای معاینه میومدن ساعت 4صب شد سردرد هم گرفتم گفتم اومدن برام سرم مسکن زدن سردردم خوب شد ولی دردام هی بیشتر میشد
ان اس تی انقباض زیاد نشون میداد ولی معاینه میکردن پنج سانت بودم ازساعت 2شب کع سوند افتا دوسانت بودم تا ساعت 4کلا 5سانت شدم همونجا معاینم کردن بعد بیست دقیقه کیسه ابم پاره شد
ساعتای 4وربع دقیقه صب بود ضربان قلب بچم افت میکرد هی قطع و وصل میشد دکتر اومد گفت وضعیتش اصلا خوب نیس بیست دقیقه دیگع ان اس تی وصل باشه بمنم اکسیژن وصل کردن هی نفس عمیق میکشیدم داشتم از حال میرفتم ولی هم میگفتن قطع شد یا کم شد دوباره شروع بع تفس عمیق کشیدن میکردم خلاصه دکتر تصمیم گرفت برم برای سز اورژانسی اتاق عمل طبقه بالا بود سریع لباسامو عوض کردن منتقلم کردن اتاق عمل
دوتا امپول بع کمرم زدن تا بتادین ریختن روپاهام یادمه دیگع هیچی نفهمیدم صب کع بیدار شدم دیدم دخترم بغلم گذاشتن داره شیر میخوره باتموم دردی کع داشتم انگار کلا دنیا بغلم بود انقد خوشحال بودم و ساعت 20دقیقه یع 5صبح روز پنج شنبه 31اردیبهشت دختر کوچولوم دنیا اومد
خداروشکر میکنم کع صحیحو سالم بغلمع 🥹♥
اینم تجریع من از زایمان طبیعی کع ابدیل بع سز شد🥲