۲۵ پاسخ

منم اینو گرفتم قشنگه؟

تصویر

اینم ست دیگش البته این الان پشتشه جلوش شبیه سفیدس
اینم با پاپوشش میشه ۱۶۰۰

تصویر

عزیزم از کجا سفارش دادی میشه آدرس سایتش رو بزاری ممنون

خیلی گرون گرفتی
من همین مدلو با یه لباس دیگ
با دوتا جوراب و هزینه ارسال شد ۱۲۰۰🙁

مبارک باشه خیلی شیکه 😍😍 محبوبه کارش حرف نداره همه کاراش خاصن

مبارکش باشه عزیزم

عزیزم از چه سایتی سفارش دادی؟؟

چ نازن

چقدر نازه مبارکش باشه عزیزم

مبارک‌باشه‌خاله‌جون😘😘😘😘

عالیه عزیزم😍😍😍خوش سلیقه ای واقعا

امام حسین نگهدار آرام خوشگل باشه

ای جان چقدنازه😍

شما خیلی با سلیقه ایی مامان آرام جان🌸🥰
سلیقتون خیلی ب سلیقه ای من نزدیکه
هرچی راحب شماست و هر عکس و تیپ و تمی من خوشم میاد
درحالی ک درحالت عادی خیلییی وسواسم🥲🫠

مبارکه عزیزم به سلامتی تنش کنی خیلی کیوتن 🥹

سلام گلم عکس های آتلیه ای درست میکنم فقط ۶۵ تومن 🌾🤩
تم محرمی و
ماه‌گرد
و تولد و دندونی و نوزادی و بارداری و....
آیدی روبیکا
Donya_0170

آره هردوشون خیلی کیوتن مبارکش باشه 😍😊

خیلی قشنگه
از کجا گرفتید؟

وای چ شبک

از کجااااا

وای منم براش پسرم میخوام خیلی خوشگده مبارکه😍😍

کدوم سایته عزیزم لباس پسرونه هم داره؟

وای چقد خوشگله منم دلم خواست😋😅

سایت هست یا کانالم دارن؟

مبارکش باش چقد نازع

سوال های مرتبط

مامان ماهلین و نیلا مامان ماهلین و نیلا ۱ سالگی
مشکلات بارداری و اقدام به بارداری من پارت پنجم .
خلاصه مثبت شد باورم‌نمیشد. شوهرم که هی میگفت دیدی میشه و اینا و من تا صبح خوابم نمیبرده . بالاخره شده بود بعد ۳ سال . صبح ناشتا ساعت ۶ روز پنج شنبه بازم بیبی چک زدم اونم مثل دیشب هاله شد و پر رنگ شد هی ، شوهرم گفت بیام از سرکار میریم سونو ، اومد رفتیم سونو دکتر گفت من چیزی نمیبینم ساک بارداری و اینا هیچی نیست اشتباه شده ، یا برو دو هفته دیگه بیا الان زوده ، چقدر حالم بد شد ، به بابام گفته بودم نرو سرکار میخوام بیام خونتون کار دارم که خب پیچوندم و رفتیم ولی نگفتم که چی شده . فرداش جمعه با ، بابام اینا رفتیم کله پزی ساعت ۷ صبح بماند که تا بابام نست من عوق زدم حالم بد شد بابام فهمید ولی چیزی نگفت ، بعد صبحانه رفتیم آزمایشگاه همه جا هم تعطیل بود😂😂 دیگه آزمایش دادیم ۸ صبح گفت ۱۲ به بعد آماده اس ، تا ساعت ۱۲ من جون دادم . دیگه ۱۲۴ هزار پیامبر رو قسم دادم .
ساعت ۱۲ زنگ‌زدن ، جواب رو برامون فرستادن و مثبت بود ....
ماهلین خانوم تو دلم بود ولی من زود برای دیدنش رفته بودم🥹🥰🥰😭
مامان سوگند جون مامان سوگند جون ۱۵ ماهگی
چقدر امشب حس عجیبی داشتم اومدم کمد دخترم و تمیز کنم و لباس هایی که کوچیکش شدن و جمع کنم گفتم بدم به یکی که نیاز داره فعلا بزارم کنار تا یکی و پیدا کنم بعد امشب رفتم مهمونی یکی از اقوام گفتن یک نفر هست بچه اولشه دختره خیلی نیازمندن هیچی لباس نداره ماه دیگه به دنیا میاد دقیقا ماهی که دخترمن به دنیا اومد من گفتم مقداری لباس هست میدم بعد الان داشتم جمع میکردم که فردا بدم بهشون هم دلم نمی اومد بعضی هاشو بدم چون خیلی گرون خریده بودم و بعضی ها ام کاملا نو بودن ولی بعد یادم اومد چقدر تا الان گیر بودم تو زندگی و یکدفعه ای خدا برام درست کردی یکی فرستاد تو موقعیت های سخت دیگه گفتم این لباس ها چیزی نیستن در برابرچیز هوایی که خدا برای من رسونده همه لباس های دخترم چیدم برای اون خانومه فقط لباس بیمارستان دخترم یادگاری نگه داشتم و خداروشکر یا ساک بزرگ پر لباس های نو و تمیز درست شد براش من به دعای دیگران خیلی اعتقاد دارم و ناراحتم که چرا همون اولش دو دل شدم 😭😔