۵ پاسخ

منم خیلی داد میزنم تو خونه ،خونمونم آپارتمانی هست ،یه روز همسایه بغلی به پسرم گفته بود چقدر صدای مامانت در میاری ،آبرو ندارم ،هرکاری میکنم داد نزنم نمیتونم

منم همچین همسایه داشتم روانمو خراب کرده بود خداروشکر خدا خواست یه دفعه از اونجا رفتیم اگه میموندم قرصی میشدم بخاطر اعصاب

خوب کاری میکنی اینا واقعا نفهمن همسایه بالایی ماهم همین بود بعد چیزیم میگفتی بیشتر لج میکرد جارو برقی میکشید ۲ ساعت ۳ساعت بدوت اقرار محکم می‌کوبید به سرامیکا.مبل و صندلی هارو روی سرامیکا میکشید.خیلیم ادعای به روز بودن و شیک بودن داشت مثلا خاک توسر.گفتی یاد اون افتادم دوبار دعوای اساسی باهاش داشتیم گوساله چقدر از دستش حرص خوردم

وای دقیقا درکت میکنم منم همچین همسایه ای داشتم واقعا عذاب بود . اخر از اونجا رفتیم راحت شدم دیگه چش تو چش نمیشدم

بهترین کار و میکنی با آدم نفهم نمیشه دهن به دهن شد

سوال های مرتبط

مامان آسناو آرتین مامان آسناو آرتین ۵ سالگی
مامان AMIN مامان AMIN ۴ سالگی
تو نگهداری و تربیت امین به مشکل برخوردم ، اصلا دیگه نمی‌دونم چجوری رفتار کنم باهاش
خیلی لجباز و عجول و عصبی شده وقتی ی چیز میخاد که ناممکنه یا اون لحظه نمیشه شروع می‌کنه به گریه داد و پرت کردن و شکستن
مثلا صبح بیدار شد صبحانه خوردیم جمع کردیم گفت گوشیتو بده بازی کنم نیم ساعتی بازی کرد گفتم بسه دیگه پاشو با اسباب بازیات بازی کن گفت نه و چنبار تکرار شد آخر گفتم بسههههه دیگه گوشی رو پرت کرد ، رفت سر یخچال باید فلان بدی فلان بخورم خورد ، خمیربازیشو آورده میگه باهام باری کن یکم بازی کردم پاشدم ب کارا برسم همه رو پرت کرده وسط خونه مالیده ب مبل و فرش از حرص و لجبازیش
بیرون می‌بریم خونه فامیل می‌بریم با بچه بازی کنه ، تو راهرو با همسایه بازی می‌کنه عصرا میبرمش پارکینگ دوچرخه سوار شه اصلا خسته نمیشه همش میگه فقط یکاری کنم ، همسرم میاد با ماشین می‌بره دور میزنه پارک می‌ره هر چی ام میخاد مثلا بستنی یا آبمیوه یبار نخریم دوبارشو خریدیم
الان باز رفته سریخچال که باید کیک بپزی خودشم نمیخوره ها فقط دوست داره الکی هم بزنه هر روز هر روز نمیشه که ، گفتم نه در یخچالو کوبیده یه مشت و لگدم زده چیکار کنم
مامان دریا مامان دریا ۵ سالگی
سلام ی درد دل مادرانه شبا میشه دخترم میخابونم تا یکم بدنم اروم میشه عذاب وجدانم شروع میشه برای مظلوم بودن دخترم دلم میسوزه طفلک خیلی مظلومه از خودش دفاع نمیکنه تو این دنیای کثیف ک ماها ادم گنده اییم موندیم من چند روز دندون درد دارم حوصله ندارم 😔بچم دعوا کردم الکی نبود سر این ک دست ب گاز نزنه گوشی زیاذ نگاه نکن یکم بازی کن خودت از وقتی دنیا اومد براش هم مادر هم رفبق هم خواهرم مغزم برای بازی کرذن کم اورده خیلی باهاش خرف میزنم سر هر مساله با بازی بهش میفهمونم باز انکار ن انگاز 😔 شهربازی میبرم بچها ازیتش میکنن نمیدونم چرا دفاع نمیکنه بخدا ن میزنمش ن انچنان برای هر چی دعوا کنم هر چی بخاذ از خودم میگذرم براش فراهم میکنم ی مادر تنها خودم بزرکش میکنم با ی پدر ک همش میکه بچه چیزیش نشه بشه خدای نکرذه تقصیر منه🥲کنترل اعصابم ضعیف شده درد دل ما مادرا عین تراپیه من دارم اب مبشم نکران دخترممم 😔 همش ذعا میکنم خدایا مراقبش باش خیلی مظلومه بعضی وقتا میگم جنبه نداشتم چرا بچه دار شدم خیلی مادر دل نازکیم 🦋♥️
مامان رادمان و دختری مامان رادمان و دختری ۴ سالگی
مامان دنیز و متین🌱🤍 مامان دنیز و متین🌱🤍 ۱۵ ماهگی
خانوما توروخداراهکار بدین من با این بچه چیکارکنم
دخترم۵سالشه
خیلییی بچه ی ساده ای هس بخدا همسنوسالاش گرک
این اینجوری ساده
مثلا تو پارک هرچی میگم باغریبه ها حرف نزن کسیو نمیشناسی پیشش نرو یا میگم با بچه غریبه حرف نزن ک اژت بزرگن
تو خونه میگم قبل رفتن ب پارک میگه چشم
میریم اونجا باز رفتارای احمقانشو انجام میده میگم تو خونه چی گفتی ب من میگه ب تو چ ربطی داره دوس دارم، میاد منو میزنه!
محبت پحبت هم هرچی میکنم فایده نداره
حرفای چرتو پرت میزنه از خودش حرف در میاره
اونروز رفتیم خونه مامانم بابام میگه سلام دنیز دستشو دراز میکنه دست بده این پاشو میاره جلو میگه بیا دس بده
خدایاااا اخه این چ حرکتای مسخره ایه بخدا هرچیییی میگم نکن عیبه زشته گوش نمیکنه جایی میریم همسنو سالاشو هرچی صدا میکنه میگه بیا بازی کنیم از جلوی مامانشون جم نمیخورن حتی با دخترم حرفم نمیزنه دختر طرف
بعد دختر من چی، میشینه گریه میکنه ک چرا نمیاد باهاش دوس بشه بازی کنه!
مامانمم هرجا میشینه میگه تربیت نداره دخترت، ادم بدتر میسوزه
من چ کردم مگه چ کم کاری ای کردم!
توروخدا بگین من چیکارکنم