بالاخره کاشان هم رفتیم خداروشکر،  تجربه سفرم با دخترم بگم و از خود کاشان بگم براتون ، خیلی سخته با بچه تو این سن سفر رفتن وقتی کوچیکتر بود یعنی پارسال این موقع ک ۶ماهش بود سفر مشهد با قطار رفتم انقدر اذیت نشدم ،اما این سفر ۴ساعت راه رفت بهتر بود برگشتنی ک نیاسر هم رفتیم و قم خیلی طول کشید برگردیم خونه خیلی خسته و کلافه شد دخترم ،اینم بگم هوای کاشان افتضاح گرم بود در حد۴۰درجه گمونم ،اصلا تو هوای گرم تا این حد دیگه راه دور نمی‌برم بچه مو ، مدام آب می‌خوردیم و در بدر دنبال جای خنک بودیم ک متاسفانه اصلا نه تو باغ فین نه نیاسر و نه مغازه هاش  کولر نبود ، قشنگ بود اما عالی نبود باغ فین از اون چیزی که تو تصورم بود و عکسایی ک دیدم معمولی تر بود و خراب، ساعت بازدیدشون خیلی بد بود از صبح تا ۳ظهر تو اوج گرما همه آدما کلافه بودن و شاکی ، از یه مسیر ۶۰۰متری راه بستن ،گفتن پیاده برین تو گرما فقط چون پول بگیرن تاکسی و اتوبوس سر باز ک رایگان باید می‌بود هم پول گرفتن، خانه عباسیان و طباطبایی هم رفتیم خیلی قشنگ بود ولی دم در خونه طباطبایی مامور حجاب بود به همه گیر میداد ک خیلیا شاکی شدن ولی میرفتن داخل روسری برمیداشتن کلا این  مسخره بود،

بقیه یا تاپیک بعدی یا اگه شد این زیر با عکس میگم براتون....

پوشک شیرخشک بچه مادر سفر چالش کاشان نیاسر
((عکس خانه طباطبایی ))

تصویر
۷ پاسخ

تو این سن خیلی سخته سفررفتن با بچه

دقیقا چیزایی ک گفتی درسته مخصوصا گیرایی ک سر حجاب میدادن ..و اینک آره ما دو روز پیش رفتیم تبریز،و ارومیه پسرم حیلی اذیت کرد بزرگ میشن بدتر میشن

منم کاشان رفتم تجربه خوبی نبود تازه قبل بچه دار شدن

حالا من تیر قراره یه سفره ده‌روزه‌برم در پنج شهر‌مختلف

وای. منم. سفرکاشانم. پارسال. رفتم. برج 2افتضاح. بود.دیگه. هیچوقت. تو عمرم. کاشان نمیرم. هوا. گرم. پر پشه. شلوغ. یک اتاق. هتل. هیچی. گیرمون. نیومد مثل مامان مهوا. باغ. فین. یک مسیر طولانی پیاده. روی. داخلش. شلوغ. داخل. حمامش. اینقد شلوغ ک اصلا نرفتم. خانه بروجردیها. خیلی قشنگ بود ولی اتاقاش بسته بود اینقد شلوغ. تو ساعت گرم. نمیشد حتی یک عکس قشنگ. بگیری بقیه. جاهام همینطوری من اصلا. د‌وستنداشتم

همیشه به سفر و تفریح
دخترت توی ماشین نمی‌خوابه ؟
من مسیر دوازده ساعته رو حدودا دوبار در حد دو ساعتی میخابه تو صندلی ماشینش

خوب شد گفتی از تجربت ما قصد رفتن به کاشان داشتیم

سوال های مرتبط

مامان محمدمهدی مامان محمدمهدی ۵ ماهگی
سلام مامانا
تجربه واکسن 18ماهگی
خب من چون واکسن4ماهگی را باتاخیر زدم بقیشونم محبور بودم با تاخیر بزنم، از دوماه قبل استرس این واکسنو داشتم چون همه ازش یه غول برام ساخته بودن که خیلی سخته، خلاصه دیروز برا اولین بار خودم تنها با پسرم رفتم بهداشت که واکسنو بزنه و تلفنا خراب بود و تاکسی نتونستم بگیرم پسرمم گیر داد ک بغلم کن (مسیرمون نزدیک نهایت 10 دقه) خلاصه رفتیم کاراشو کردیم واکسنو زدن ساعت تقریبا 8ونیم بود و با تاکسی رفتیم خونه مامانم، قبل رفتن بهش پروفن دادم اومدیم خونه مادرم تا 11 بازیش دادمو بعد خوابید تا تقریبا ساعت 1ونیم، بعد که بیدار شد خیلی تلاش کردم استا بدم تف میکرد اخر سر موفق شدم دادمو باز بازیش دادیم تا عصر ساعت 5 بعد خوابید تا6 باز بیدار شد 7 استا دادم بازی کرد تا 10،خوابید 11 استا دادم دیگه شب اصلا تب نکرد فقط چون پاش درد میکرد و پاشو میکشید موقع راه رفتن یکم اذیت بود ولی چیزی نگفت، شبم اصلا تب نکرد تا صب فقط دوبار بیدار شد ک تابش دادم خوابید صبحم صبحانشو دادم و اومدم سرکار،
حالا اینو بگم ک از استرس واکسن خودم ظهر لکه بینی داشتم و زنگ زدم ب دکترم گفت مروژسترون استفاده کن و فشارمم9 بود بقدری حالم بد بود ک بردنم سرم و امپول زدن بهم و اومدم، میخوام بگم اونقدرا ک میگن سخت نیست مثل واکسنای دیگس فقط چون راه میرن بچه ها پا درد اذیتشون میکنه، مامانایی ک نبردید هنوز لازم نیست خیلی استرس بگیرید
مامان خاله ریزه😇 مامان خاله ریزه😇 ۲ سالگی
خداروشکر که کابوس واکسن 18 ماهگیم تموم شد😮‍💨
برا خودم غولی ساخته بودم از این واکسن و فکر میکردم چه قدر قراره دخترم اذیت بشه🥺 امااا خداروشکر که اینجور نبود و خیلی راحتتر از چیزی بود که فکرشو میکردم
تجربمو میگم شاااید به دردتون بخوره 😜
اول اینکه به محض اینکه واکسن زدن بهش استامینوفن دادم اینم بگم که موقع واکسن زدن خیلی گریه کرد وخیلی زود هم ساکت شد بعدشم برای اینکه سرگرم بشه با همسرم رفت پیاده روی و راه رفت بعدازظهرشم خودم بردمش بیرون و راه رفت شاید برا همین بود که پاش خیلی درد نگرفت هر چهارساعت هم دوبرابر وزنش بهش استامینوفن میدادم خداروشکرر که تب زیادیم نکرد در حد گرم شدن بدنش بود که با همون قطره کنترل میشد تو این مدت یکم پادرد داشت در حدی نبودکه نتونه راه بره و یکمم بی حال بود پروسه این تب و درد یک روز و نصفی توی کشید ☺️
(اینارو گفتم برای مامانایی که مثل من نگران این واکسنن نگران نباشین انشاالله که برای کوچولوی شماهم راحت میگذره😉)
مامان آریا مامان آریا ۱ سالگی
مامان پناه❤ مامان پناه❤ ۲ سالگی
سلام مامانا میخام تجربه واکسن ۱۸ ماهگی دخترم و بگم کارایی ک کردم و باعث شد خیلی راحتر از اون چیزی ک فکرشو می‌کردم واسترس داشتم بابتش بگم ،حتی از واکسن ۶ ماهگی هم راحتر بود ،،،،، من دخترمو ساعت ۱۲ ظهر واکسن زدیم و اومدیم خونه به دخترم قطره استامینوفن پاراکید دادم تا یه ساعتی باهاش بازی کردم ک دیگ خابش میومد خابید دیدم تو خاب ناله میکنه بیدار شد گفت مامان پام اییی و خیلی بیقرار بود گریه میکرد و اصلا و از من جدا نمیشد و دیدم تب خفیف داره اینم بگم اجازه کمپرس نمی‌داد وقتی خابید من دو سه بار حوله گذاشتم فریزر و گذاشتم روی پاش خلاصه بیدار شد خیلی بی قرار بود بهش پاراکید دادم و یکساعت بعدشم ایپروفون و همسرم بردش بیرون ،،، همون بیرون شد راه نجات یک دو ساعتی بیرون بود پارک رفته بود و سرسره و دنبال گربه خلاصه اومد دیدم یکم داغه و بهش شیر و استامینوفن دادم و یکم خابید براش کمپرس گرم گذاشتم و شکر خدا دخترم دیگ اذیت نبود هر شش ساعت بهش ایبوپروفن دادم و تا ساعت ۱۲ شب هر ۴ ساعت پاراکید بعدش هر ۶ ساعت ،دخترم دیگ راحت تا صبح خابید فقط منو همسرم محض احتياط تا صبح نوبتی بیدار بودیم و چک کردیم یکوقت تب نکنه صبح بیدار شد اوکیه بازی میکنه و تبم نمیکنه و ولی من تا شب میخام بهش این پاراکید و ایپروفون بدم ،،،، انشالله شما هم خیلی راحت براتون بگذره ،دختر من اصلا تب نکرد و همون راه رفتن باعث شد ک پاشم دردش خیلی کم باشه