۵ پاسخ

مولتی و اهن شو اگه مرتب هر روز میدی دیگه نگران نباش عزیزدلم اینجوری از حرص و غصه آدم زود پیر میشه

عجب چیز مفیدی میشد. پس این دانشمندا چیکار میکنن😂

چه قشنگ واقعا کاش بود

وای ارهههه اهنش کمه
زینکش کمه😂😂😂😂
وای عالیییی میشددد

وای گفتی دقیقا کاش بود کمتر حرص می‌خوردیم پدرمون در اومد بخدا

سوال های مرتبط

مامان رادمان جون مامان رادمان جون ۲ سالگی
سلام به همه
داشتم به روزای اول شروع غذا دادن به پسرم فکر میکردم، که چقدر حرص خوردمو و استرس داشتم، از بس که اینجا میدیدم هر کسی به یه طریقی یه چیزی میگفت ، یکی میگفت حتما به روش blw بایدشروع کنی وگرنه بعدا بچه نمیتونه غذا بخوره، یکی میگفت حتما با پوره ی سبزیجات شروع کن ، فرنی و حریره بادوم ندی یدفعه ، دیگه بچه بد غذا میشه، یکی میگفت پوره بده یکی میگفت انگشتی بده،و... اینقدر استرس گرفته بودمو و گیج شده بودم که یه مدت دیگه نیومد گهواره.
رفتم دکتر خودش که فوق تخصص داره، گفت با فرنی و حریره بادوم شروع کن ، اول میکس بده و بعد یواش یواش شروع کن غذای بافت دار و...
خدا رو منم گوس کردم و الان پسرم بزنم به تخته با اینکه حجم غذاش زیاد نیست اصلا بد غذا نیست.
روش blw هم ندادم ، الان پسرم همه نوع غذا میخوره و خودش تقریبا مستقل میخوره، ان شاءالله چند ماه دیگه هم مستقل خوردن با قاشق رو کامل یاد میگیره..
من نمیگم روشهایی که دوستان گفته بودن خوب بود یا بد ، فقط ترجیح دادم روش پزشکشو دنبال کنم، ولی دوست دارم بدونم کسایی که بچه هاشونو با روش blw اموزش دادند یا با پوره ی سبزیجات شروع کردند الان که همسن پسرم هستند چه تفاوتی دارند ؟ ممنون میشم از تجربه هاتون بگید.

عکس هم حلیم همراه پودر مغزیجات و‌کنجد
مامان تیامیس🤍 مامان تیامیس🤍 ۱ سالگی
خداروشکر🥲🥹
نمیدونم چرا انقد احساساتی شدم امروز….به این فکر میکردم یه صحنه هایی برامون عادی شده بود حتی غر میزدیم …
مثلا دخترم موز میخورد میگفت انبه انبه میخورد میگفت تخم مرغ بده بعد خود مرغ بده پلو بده همش غر میزدم که چرا ریز ریز میخوره مثلا طول میکشه تا یه رون مرغ بخوره قدر نمیدونستم همونم باید خداروشکر میکردم…یا مثلا هی میگفت برم بالای میز هوف خسته میشدم…از مبل در دیوار بالا میرفت میگفتم هوووف کاش یکمم بشینه یه جا….همون موقعش هم همراهیش میکردمااا هر کار میخواست میزاشتم بکنه اما تو دل خودم خسته بودم…بابت همونم پشیمونم.نمیگم حق مادر خستگی نیستااا مادرم یه جور حق داره. ولی یه ویروس چقدر برا من سخت گذشت به هر چی تو خونه نگاه میکردم بغض میکردم میگفتم کاش بچم بیاد باز به همه چیز دست بزنه هی سوال کنه کاش دو باره سرحال بشه بازی کنه توپاشو بریزه …غذا بخوره حتی اگ شده ریز ریززززز…استرس اینکه غذا نمیخورد و ضعیف و ضعیف تر میشد داشت روانیم میکرد….خداروشکر امروز بچم بازی کرد شاد بود بهتر شده بود با هر قاشق غذایی ک خورد بغضی بودم…..خداروشکر!!! خداکنه ک هیچ بچه ای حتی سرما نخوره چ برسه دور از جون دور از جون بچه هامون مشکلات بزرگ تر…تن همه ی بچه ها سلامت باشه♥️و همچنین مادرا واقعا فهمیدم مریض شدن بچه چقدر سخته