۸ پاسخ

آنقدر درد دارم خواهر بشینم برا سریال گریه کنم؟😐

ببخشید خندم گرفت😂
ولی خودمم همینم 🤣

من فیلمش خیلی دوس دارم
کی تموم شد؟ازدواج کردن؟

مثه سریال گودال برای من یعنی تو کوچه های چوکور گیر کردم

منم همین طور بخدا شهر دور که تموم شد گریه کردم منم خوب زندگیم پر از اشک ودرد ولی رو سریال حساسم

کجایی بود سریالش

وای دقیقا منم همینجوریم با رمان با فیلم
هنوز میخاستم اشرف رویارو ببینم پس نمیبینمش دیگه

😐😐😐😐😐

سوال های مرتبط

مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
برای مامان باردار
من زمان بارداری بابت یه سری چیزاخیلی غصه خوردم خیلی گریه کردم‌حرص خوردم به خودم استرس دادم الان همه اش تموم شده ولی مسلمااگه با حال خوب و استرس کمتر طی میکردم این دوران رو میتونستم راحت ترباشم و به بچه توی شکمم سخت نمیگذشت
من ناراحت بودم که بچم قراره تیرماهی بشه‌ به دلایلی ولی الان میگم اون هرطور باشه من عاشقشم
میخواستم طبیعی زایمان کنم ولی بچه هفته ۲۸ چرخید و به پا شد و سزارین شدم. اومدن کمکم و تموم شد
ناراحت بودم که با اون حالم قوم شوهر میخوان بیان دیدنی روز بعد زایمان، بابتش گریه میکردم چون نمیتونستم بگم نیاین، دو هفته بعد اومدن، تموم شد ولی راحتم باید میگفتم که نیاین.چاره داشت
بابت اینکه بچم به خودم نره و به خانواده شوهر بره گریه میکردم ولی پسرم شبیه خودم شدولی هرچی باشه اون پسر منه و عاشقمش
از هفته ۳۴ وزنگیری بچه کم شدخودمو خیلی سرزنش کردم و گریه کردم از اینکه تو سونویا بعدش میگفتن بچه ات ریزه درشت نیست خیلی ناراحت میشدم و غصه میخوردم ولی الان پسرم یه سالش شده و صحیح و سالمه به لطف خدا‌.
از فکر اینکه یه سری خرافه ها و حرفهای علط بخوان یادش بدن تو بارداری از غصه دق میکردم یه روزایی. ولی الان میگم من مادر چیکارم؟ منم که متر و معیار پسرم میشم برای باور درست و علط
اگه بارداری بدون:
نگرانی هات مسخره نیستن ولی همشون اتفاق نمیفتن و ببشترشون به خاطر اون حجم از هورمونیه که تو بدنته
بدون همونطور که بچه ات داره بزرگ میشه و آماده تولد میشه درون توهم یه مادر قوی داره بزرگ میشه تا به دنیا بیاد
بدون بچت هرچی باشه آخرین عشق واقعی تو و تو اولین عشق واقعی اونی. به این عشق و پیوند عمیق ایمان داشته باش
قوی باش این روزها میگذره و توبه قدرت نیازخواهی داشت
مامان mamisha مامان mamisha ۲ سالگی
یهو فکرم خیلی درگیر شد نمیتونم بخوابم بسکه پاهامو تکون دادم حالم بد شد، لطفا نظرتونو بگید در مورد چیزی که میخوام بگم
خانوما من یه پسر یه سالهو یک ماه دارم بعد از دو بار سقط خدا بهم داده حالا خیلی نگرانم که پسرم تنها نمونه و یه خواهر یا برادر داشته باشه خودم دوست دارم داداش داشته باشه حالا بگذریم، همسر من از من کوچیکتره شرایط زندگیمم اینکه مستاجر با یه درآمدی که همه چیم روبه راهه در حد معمول،دست تنهام هستم یعنی فقط فقط فقط شوهرم کمک حال منو زندگیمه اینجوری بگم که بعد سزارین خودم پسرمو بعد دوروز بردم حمام،از طرفیم افسردگی بعد زایمان گرفتم که تازه رفتم تحت درمان هی فکر میکنم میگم نکنه تو باردار شدن به مشکل بخورم نمیدونم که بچه دار بشم یا نه،شوهرم باز بچه میخواد ولی میگه حالا نه ولی من خودم به خاطر سنم میگم اگه قراره بیارم زودتر اقدام کنم، اصلا یه سر درگمی دارم نمیدونم چک شده این موقع شب 😔😔😔😔😔😔خانواده سوهرمم شهرستانی هستن الان که شکر خدا رفت آمد نداریم ولی میدونم بعدا هی میخوان گوه بخورن که یه بچه بیار یعنی واسه اونا بچه آوردن هیچ غمی نداره زرت زرت میزان بدون هیچ درک و فهمی از دوران زایمان بعد زایمانو بچه بزرگ کردن
مامان آناهید 🩵🪷 مامان آناهید 🩵🪷 ۱۷ ماهگی