سلام خانوما، خسته نباشین، من وقتی میام این انجمن و تلاش خانومای باردار رو میبینم که همزمان با بارداری سرکار هستن و بعد از زایمان هم نه ماه مرخصی بیشتر نیستن و بعدش دوباره برمیگردن سرکار حس مفید نبودن میگیرم، پارسال شاغل بودم که به دلایلی تصمیم گرفتم ماه آبان از محیط کارم بیام بیرون و دوباره دنبال کار باشم که خب کار زیادی متاسفانه پیدا نمیشد از حقوق قبلیم بیشتر باشه و بهتر باشه شرایطش، پشیمون شده بودم که بعدا فهمیدم باردار هم شدم و دیگه نمیشد دوباره هم دنبال کاری باشم، از فشاری هم که به همسرم وارد میشه برای خرجای زندگیمون خیلی شرمنده م، همیشه فک میکردم سرکار باشم تا ماه اخر بارداری و بعدش مرخصی و خلاصه اینا توی ذهنم بود که تصمیم عجولانه ای که پارسال گرفتم خیلی پشیمونم الان😔 نمیدونم چی میشه ولی امیدوارم یه روز مثل شماها قوی تر بشم و برای بچه م بتونم شرایط رفاهی خوبی فراهم کنم، همین🌹🌹🌹

۸ پاسخ

عزیزم تو قوی هستی
همین که ی موجود رو در درونت سالم پرورش میدی بسیار قدرتمندی عزیزم

كار خيلي خوبه…. واقعا حيفه تو اين جامعه با اين سطح سواد بموني خونه و كار نكني و قدرتو رييسات ندونن

دقيقا مثل من😭🫵🏼

منم شرایط تورو دارم ولی سعی میکنم قوی بمونم بخاطر بچه ام ،چون اونم باید قوی بودن رو یاد بگیره تلاش کردن رو یاد بگیره پ

مطمعنا دوباره به کارای قبلیت برمی‌گردی. یکم سخته.
منم تا ۱۴ دی کار میکردم و۲۵ دی زایمان کردم خیلی اون موقع کار برام راحت تر بود الان پسرم تو ۵ ماهه و خیلی برام سخت شده کار کردن. دو هفته س کارمو شروع کردم ولی واقعا با بچه سخته. ولی چه میشه کرد دل ما زناام طاقت نمیاره تو این گرونی وفشار زندگی مردارو تنها گذاشت.

قطعا بهترین ها منتظرته
فقط باید صبور باشی تا برسه
تو همین الانشم قوی وقتی ی فسقلی تو دلت داری
و قطعا تو الان نسبت ب ماها ب خدانزدیکتری
برای ما هم دعا کن🤍🌿

منم خیلی دوست دارم از کار بیام بیرون واقعا سخته هم باردار باشی هم بری سرکار

اشکال ندارع عزیزم حتما تحت فشار بودی فعلا فقط مواظب کوچولوت باش

سوال های مرتبط

مامان دیانا💗دلارام مامان دیانا💗دلارام ۴ ماهگی
دوستان من الان بیکار بودم خواستم از تجربه هام براتون بگم از بارداری و بچه داری. اول از همه من بارداری اولم 18 سالم بود. و از اول که بیبی چک زدم گفتم دختره تا سونو به وقتش گفت دختره . از همون پنج هفته تا 12 هفته به شدت تهوع داشتم خیلی لاغر و کم اشتها شده بودم و اصلا هم زشت نشده بودم آخرا خیلی تپل و خوشگل شده بودم. شکمم اصلا دیده نمیشد اینارو میگم که دل خوش علایم نباشید که بگید این علایم مال دختره یا پسر. طعم ترش دوست داشتم هم شیرین لواشک میخوردم همش از هفته 18 به بعد همه چی میخوردم سرحال شده بودم و زرنگ. یه چیز مهم بگم چون اول ازدواج مون بود همیشه رابطه داشتیم که من همه نوع عفونت هارو گرفتم توی بارداری داغون شدم . و از اول پیادروی کردم و آمادگی جسمی و روحی گرفتم برای زایمان طبیعی که با آمپول فشار دقیق همون تاریخی که سونو قلب و بهداشت گفت زایمان کردم.1400/10/5 بعد من هیچ کسی رو نداشتم همه کارامو خودم کردم شدم یه مادر قوی . و سر این نی نی بگم که از اول خیلی حالت تهوع دارم شدید تر از شدید از هیچی خوشم نمیاد هیچی هوس نمیکنم از همه چیز بدم بیاد از هر بویی. نه شیرنی دوست دارم نه ترشی زشت هم نشدم عادی هستم لاغر شدم رابطه ندارم و خداراشکر عفونت نگرفتم.. حس نمیکنم. نی نی چی هست🤔😅😐حال روحیم خیلی خرابه خونه نشین شدم کلا همش سردمه. تصمیم به زایمان طبیعی دارم . ولی بنا به دلایلی که عمل تورشن داشتم شاید سز بشم معلوم نیست هنوز دکتر شخصی انتخاب نکردم. دیگه همین شما هم از تجربه هاتون بگید ببینم مثل هم هستیم یا نه. در ضمن دخترم دی ماه میشه چهار سالش و خیلی راضیم که حامله شدم چون دخترم خیلی ذوق داره و دیگه تنها نیست. شرایط مون هم خیلی بهتر شده
مامان ❤️ تو دلی ❤️ مامان ❤️ تو دلی ❤️ هفته سی‌وسوم بارداری
غربت خیلی سخته ، سختتر ازونی که فکرشو میکردم 🥺
من و همسرم تو یه شهر کویری بزرگ شدیم وقتی تصمیم گرفتیم که بیایم بابلسر جفتمون خیلی خوشحال بودیم میدونستیم هم تفریحمون بیشتر میشه چون جفتمون اهل سفریم و هم شرایط شغلی بهتری برای همسرم پیش میاد با خودمون گفتیم دیگه چی ازین بهتر 🥲 یه سال اول خیلی خوب بود همه چی تازگی داشت برامون اما رفته رفته غربت به من نشست . همسرم که میرفت سرکار سرش گرم بود و شبا میومد میرفتیم بیرون وقتش میگذشت بلاخره…
اما من کل روز خودمو به کار خونه سرگرم میکردم تا وقتم زودتر بگذره و در اخر بازم احساس تنهایی میکردم . هیچوقت به بچه دار شدن فکر نمیکردم . اصلا با همسرم اول ازدواج شرط گذاشته بودم که شاید هیچوقت بچه نخام و اونم قبول کرده بود . اما تنهایی و غربت نظر منو عوض کرد . نه برای اینکه سرگرم بشم برای اینکه یه همدم از جنس خودم کنارم باشه 🥺اما بارداری و ویار و هورمونای بهم ریخته باعث شده دل من بیشتر از قبل بگیره،بیشتر از قبل احساس تنهایی میکنم😔 این روزا بیشتر از هر وقت دیگه تو این ۳۳ سال زندگیم میفهمم چقدر خانواده نعمته . ادم به رفت و امد و ارتباط زنده س .
قدر خانواده ، فامیل ، دوست و اشناهایی که کنارتون هستن بدونین ❤️
مامان نینی مامان نینی هفته سی‌ام بارداری
مامانا، اگه دنبال اسم واسه نینی‌هاتون هستین یا دنبال فروشگاه‌ها و سایت‌های خوب سیسمونی فروشی، بیاین تا بهتون یه چیزی بگم 😍









من از اول بارداریم شرایطم طوری بود که مجبور بودم همش درازکش باشم و هیچ کاری نمیتونم بکنم
همش نگران بودم که کی و چطوری واسه نینی خرید کنم چون حضوری نمیتونم برم
هر روز ساعت‌ها وقت میذاشتم سایت‌های محتلف رو میگشتم تا بتونم خرید خوب داشته باشم.
تا اینکه چند روز پیش به ذهنم رسید که یه کانال داشته باشیم هر کس از هر جا خرید کرده و راضی بوده به بقیه معرفی کنه، شایدتو این شرایط اقتصادی بتونیم به هم کمک کنیم که بهترین‌ها رو واسه تو دلی‌هامون فراهم کنیم

از یه طرف دیگه کلی چالش داشتم براش انتخاب اسم و هر چی میگشتم فکر میکردم باید چیز بهتری باشه
اینجا هم دیدم که هم خیلی مامانا دنبال اسم هستن، هم خیلی‌ها بین چند تا اسم موندن و نمی‌تونن انتخاب کنن
این بود که تصمیم گرفتم حالا که بیکار یه گوشه افتادم یه کانال بزنم و اسم‌هایی که سرچ میکنم با ریشه و معنی، توش بذارم شاید به درد بقیه هم بخوره
کانال سیسمونی تو بله
@ninisismooni
کانال اسم تو بله
@nininaam
اگه دوست داشتین سر بزنین شاید به دردتون خورد 😍

#بارداری
#سیسمونی
#زایمان
#آنومالی
#انتی