۶ پاسخ

انشالله عاقبت به خیریش ببینی🤲🏼

آره عزیزم .تازه شروع شده .مگه به مادرا مرخصی میدن ؟!

من هر ماه میگم ماه دیگ آسونتر میشه ماه بعدی ک میاد دهنم سرویس تر میشه 😂😂😂

عزیزم إن شاالله اون روزا هم ببینی😍

ابروهاش مثل ابروهاش پسر منن ماشالله ش

سلام🌹. لج رفتن یعنی چی؟

سوال های مرتبط

مامان نخودفرنگی مامان نخودفرنگی ۱۶ ماهگی
مامان بردیا💙 مامان بردیا💙 ۱۷ ماهگی
پسر کوچولوی یک‌ساله‌ی من… 🤍

امروز یک سال از روزی می‌گذره که برای اولین بار صدای گریه‌ات توی گوشم پیچید و دنیای من برای همیشه عوض شد. یک سال از لحظه‌ای که دست‌های کوچولوت رو گذاشتی توی دستم و بهم فهموندی عشق یعنی چی… عشق بی‌قید و شرط، بی‌انتها، عمیق‌تر از هر چیزی که تا قبل از تو می‌شناختم.🥲
پسرم…🧸
یک ساله که با خنده‌هات صبح‌هام روشن میشه، با بغلت خستگی‌هام فراموش میشه، و با نفس‌هات آرامش می‌گیرم. یک ساله که هر روز بزرگ‌تر میشی و من هر لحظه بیشتر عاشقت میشم. نگاه معصومت، اولین قدم‌هات، اولین کلمه‌هایی که با زبون شیرینت گفتی… همه‌شون برای من معجزه‌ان.😍
نمی‌دونی مادر بودنت چقدر منو قوی‌تر کرد. تو دلیل لبخندهای بی‌دلیل منی. دلیل دعاهای هر شبم. هر بار که خوابت می‌بره، می‌شینم و بهت نگاه می‌کنم و از خدا فقط یک چیز می‌خوام:
که همیشه سالم باشی، خوشحال باشی، و دلت هیچ‌وقت نشکنه.
جآن مادر..✨🌞
اگه یه روزی بزرگ شدی و این متن رو خوندی، بدون که مامانت از همون روز اول، با تمام وجودش عاشقت بود. بدون که هر نفسش برای تو بوده، هر دعاش برای تو، هر اشکش از شوقِ داشتن تو.
تولدت مبارک عزیزترینم…🎊
یک سال گذشت، اما عشق من به تو تازه شروع شده…
و تا آخرین نفس، مادرت بودن بزرگ‌ترین افتخار زندگی منه. 🤍👶🏻✨
مامان قند عسل🤱😍 مامان قند عسل🤱😍 ۱ سالگی
خواهر و برادر که نداشته باشی یعنی همدرد نداری از وقتی بچه بودم مامانم ناراحتی قلبی گرفت و دیگه بچه دار نشد هر دفعه که مامانم برای قلبش رفت بیمارستان انگاری ی کوه خیلی بزرگ میومد روی پشتم چند سال پیشم بابام ارتروز گردنشو عمل کرد بازم پارسال دیسک کمرشو عمل کرد ولی خوب نشد الان یساله که خونه نشینه و خرجشون هم با بیمه از کار افتادگی فقط چند روزم هس که مامانم معدش خیلی درد میکنه و فردا میبریمش بیمارستان من هم مادر بزرگم فوت شده و ی دونه خاله دارم اگه مامانم بستری کنن خالم وایمیسه ولی خیلی دنیای نامردی بود هم من مستاجرم هم مامانم میون این گرفتاری ها باید به اینکه سالمون برج ۵ سرمیشه هم فک کنم که چقدر قراره صاحبخونه اضافه کنه این وسطا هم یروز دختر خالم فلانیو مثلا مثال زد که طرف پیشرفت نمیکنه و فلان داییم ی روز زنگ زد به مامانم که تو این اس.. تا عکس دخترت بوده شماره کارت گذاشته که براش پول بزنن بگو از اینکارا نکنه که بعدا هم گفت شکل دخترت بوده من فک کردم خودشه
ولی خدایا توکه میدونی من در حق هیچکسی بدی نکردم تو که دیدی مامان و بابای من نه پول کسیو خوردن نه در حق کسی ظلم کردن تو دیگه چرا اینکارو کردی اخه بسمون نیس؟ هان؟ چی از جونمون میخوای...
بزار لااقل یکسال نفس راحت بکشیم


پوشک شیر سزارین زایمان زاچ بیمارستان دکتر
مامان صدرا گُلی مامان صدرا گُلی ۱۲ ماهگی
صدرا جانم، پسرم، تمامِ دنیای مامان..

یک سال گذشت از روزی که تو به دنیا اومدی و من برای اولین بار معنای واقعیِ مامان بودن رو با تمام وجودم حس کردم..
یک سال از روزی که قلبم بیرون از سینه‌م شروع کرد به زندگی کردن.. قلبی کوچولو که حالا با هر خنده‌ش، با هر گریه‌ش و حتی با هر شیطنتش، تمام وجودم رو زیر و رو می‌کنه..

💙تولدت مبارک پسرقشنگم💙

کاش می‌شد زمان رو برای چند لحظه نگه دارم..
تو همین روزهایی که هنوز توی بغلم جا می‌شی، همین دستای کوچولوت، همین صورت شیرینت و همین صدایی که وقتی "مامان" رو صدا بزنی، مطمئنم قشنگ‌ترین موسیقیِ تمام زندگی من می‌شه..
بزرگ شو عشقم، بخند، بدو، آرزو کن و تمام دنیا رو زندگی کن..
من قرار نیست همیشه بتونم جلوی سختی‌های دنیا رو بگیرم، اما قول می‌دم تا جایی که جون دارم، آغوشم برای تو امن‌ترین جای دنیا باشه..

تولدت مبارک، اولین عشقِ مادرانه‌ی من، قشنگ‌ترین اتفاق زندگی‌م، صدرا گلی جانم💙

"مامان تا همیشه دوستت داره، بیشتر از چیزی که بشه نوشت، بیشتر از چیزی که بشه گفت،بیشتر از تمام دنیا.."

#بیستُ‌چهارم‌مهرماه‌چهارصدوپنج
مامان ماهان جون💙👼🏻 مامان ماهان جون💙👼🏻 ۱۳ ماهگی
ماهانِ من، امروز یک ساله شدی… 🥹❤️
یک سال از روزی که برای اولین بار دیدمت می‌گذره، ولی انگار همین دیروز بود… همون بیمارستان، همون لحظه‌ای که برای اولین بار چشمم بهت افتاد. توخیلی زودتربدنیا اومدی و برای به دنیا آوردنت کلی درد و سختی کشیدم، روزهای سختی رو پشت سر گذاشتم، ولی وقتی تو رو دیدم همه‌شون یادم رفت.

از همون روز اول تا امروز، همه‌ی دنیام شدی. با تمام خستگی‌ها، شب‌بیداری‌ها، نگرانی‌ها و سختی‌ها، با جون و دلم مراقبت کردم و بزرگ شدنت رو دیدم. ❤️

امروز که یک سالت شده، بیشتر از همیشه دلم برای اون ماهانِ کوچولوی نوزاد تنگ شده… برای دستای کوچیکت، بوی تنت، خوابیدنت تو بغلم و روزایی که تمام دنیام توی یه بچه‌ی کوچولو خلاصه می‌شد.
با اینکه خیلی سخت گذشت، باز دلم برای تک‌تک اون روزها تنگ شده… 🥹

ماهان جان، من تو رو یک ساله بزرگ کردم، اما از امروز هم تا هرجایی که عمرم قد بده، پشتت می‌ایستم و همه‌جوره مراقبت هستم.
امیدوارم همیشه سالم و خوشحال باشی و من سال‌های سال کنارت باشم و ببینم بزرگ می‌شی… تا یه روزی که ان‌شاءالله جشن عروسی خودت رو بگیریم و من با چشم‌های پر از اشکِ شوق بهت نگاه کنم و با خودم بگم: «این همون بچه‌ایه که یه روز با هزار سختی به دنیا آوردمش.» ❤️

تولدت مبارک پسر کوچولوی من،
تمام عشقِ من، تمام زندگیِ من…
ماهانِ یک‌ساله‌ی مامان، دوستت دارم بیشتر از چیزی که بشه با کلمه‌ها گفت تویی دلیل آرامشِ من. 🎂❤️
بمونه به یادگار🌟{{۱405/۶/۲۰}}🌟
مامان همتا 🐣 مامان همتا 🐣 ۱۴ ماهگی
من کو....ه بخورم یه بار دیگه به بچه فکر کنم
من غلط بکنم اسم بچه دیگه بیارم ، نه پنج سال ، نه ده سال دیگه هیچ موقع نمیارم .
تا الان با وجود هر سختی با وجود بیخوابی ها ، با وجود شب بیداریا با وجود غذا نخوردن همتا و استفراغ های مدامش ، با هر سختی که بود میگفتم اشکال ندارع میگذره ، یکی دیگه هم بیاریم تا این تنها نمونه .
الان میگم من ک......وه میخورم با جد و ابادم .
همین الان به این نتیجه رسیدم که این بچه به دنیا اومده تا دهن منو vip سرویس کنه .
یعنی هر کس از اطرافیان ، هر کس از فامیل این بچه رو دید گفت واقعا چه صبری داری تو .
دیگه فکرشو بکن چقدر بچه دوست داشتم من ، چه قدر خوشم میومد دو سه تا بچه داشته باشم انقد خدا صبر داده بود بهم که همچین فکرایی میکردم .
ولی همین الان به این رسیدم که حتی صبور ترین آدما هم صبرشون یه روزی یه پایان میرسه .
دیگه متنفرم از هر چی بچه و اسم بچه هست .
یه دونه همتا رو بزرگ کنم برا هفت پشتم بسه.
از اول این بچه همیشه کارش استفراغ بود . همیشه خدا دنبالش دویدم تا بلکه چیزی بخوره همونم استفراغ کرد دیگه خسته شدم 😭 بریدم