۱۶ پاسخ

عزیزم پس اگه ازشون بخوایم سوند بعد بی حسی بزنن قبول میکنن ؟؟
من دکترم پارسیان میگه بیا ولی خوب نشنیدم ازش .
مثلا دوستم اونجا زایمان کرد گفت خودشون بدون این که بپرسن قبل اتاق عمل سوند وصل کردن . گفت خودشون بدون نظر من و بدون اجازه دکتر براش گن بستن که بعد دکتر دیده گفته اینو دربیار به درد نمیخوره . ولی برای دوستم تو فاکتور آوردن . بعد گفت رسیدگی شون خوب نبود . هر وقت پرستار صدا می‌زدیم دیر میومد . بعد گفت خیلی شیرینی میگیرن و اینا . گفت برای بلند شدن از رو تخت برای اولین بار پرستار کنارش نبود و با کمک مامانش راه رفته .
اینا درسته ؟

دقیقا تجربه ات مث منه منم سر سوندو ماساژ شکمی خیلی اذیت شدم☹️بقیه اش خوب بود

ماساژ شکم و بعد ریکاوری انجام میدن؟چون من یا م‌نمیاد از این قسمتش

عزیزم مباک باشه 🥰 ولی من کلا سوند بعد بی حسی برام گذاشتن حس نکردم و شکمم رو با رعایت و حساسیت فشار دادن درد نداشتم کلا با پمپ درد ولی روز دوم که اثر پمپ درد رفت درد زیادی رو تحمل کردم😮‍💨

خداروشکر عزیزم منم از تجربه بگم توی بیمارستان امام سجاد شهریار که همه میگفتن نرو ولی خداروشکر همه چیز عالی بود شکر خدا من به دکترم گفتم ماساژ شکمم رو‌موقع سری وبی هوشی بزن که خداروشکر همون شد سوندم وصل کردن یکم کوچلو درد داشت ولی بیرون آوردنی نه و همه چیزش عالی بود فقط توکل به خدا بکنید همه چیز براتون آسون میشه بچه هم شکر خدا سینه مو‌قشنگ گرفت و پرستار خیلی خوب بود و قشنگ گذاشت روی سینه این لحظه رو برای هم بحق این شب آرزو میکنم بخصوص خواهر خودم بحق امام زمان❤️❤️🥰😍

عزیزم خیلی مبارکه 🩵الهی خیر بچتو ببینی. بازم برگردی عقب سزارین میشی؟

عزیزم از بعد زایمانت هم بگو تا جند روز درد داشتی و از کی تونستی راحت بلند شی

ای جان🥹همینکه کوچولو میاد تو بغلمون کل سختی هارو یادمون میره😍خداروشکر که به موقع بدنیا اومد و سالم و سلامت هستید🥰♥️💜

موقعی که هوشیاری و میدونی شکمتو دارن پاره میکنن فوبیا نداشت؟ نترسیدی؟ من خیلی میترسم ازینکه بیدارم و میدونم دارن چیکار میکنن

ای جانم عزیزم خیلی مبارک باشه🥹🥹😍چه حس قشنگی واقعا من باورم نمیشه دارم نزدیکو نزدیکتر میشم🥹🥹🥹🥹

قدم نورسیده مبارک عزیزم ‌میشه هزینه بیمارستان هم بگید منم احتمالا برم پارسیان

عزیزم ی سوال سوند خیلی درد داره؟ و اینکه کی وصل میکنن

عزیزم مبارکه 😍
دکتر بهت نگفته از کی میتونی شکم بند استفاده کنی؟

بدترین بخشش همین ماساژه منکه خیلی اذیت شدم

از بیمارستان راضی بودین؟
چرا بهشون نگفتی سوند رو موقع بی حسی بزنن؟

منم خونریزی کردم واای اون ماساژ رحمی خیلی مزخرف بود
واسه من هر نیم ساعت میومدن
یعنی دیگه کلافه شده بودم

سوال های مرتبط

مامان کیاشا مامان کیاشا ۱ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان 🐣💙Aren💙 مامان 🐣💙Aren💙 ۱ ماهگی
تجربه شخصی من از سزارین
به نظرم خیلی خوب و عالی بود
من فشارم رفت بالا و یهو بستری شدم
استرس داشتم اما واقعا عالی بود
اون همه استرسی که از سوند داشتم از بی حسی داشتم همش الکی بود
واقعا سوند درد نداشت و کلا شاید ده ثانیه طول کشید
بی حسی هم دکتر اومد دوتا کلمه باهام حرف زد و گفت کمرتو خم کن ده ثانیه نشد
گفت دراز بکش و تزریق شده
میتونم بگم بی دردترین آمپول عمرم 😕
بعد هم پسرمو آوردن
که خداروشکر دکتر گفت خوب شد زود دنیا اومد دو دور بند ناف دور گردنش بود
بعد عمل هم خیلی درد جزئی داشتم چون نمیتونستم بلند بشم
بعد چند ساعت حس پاهام برگشت اما درد خاصی نداشتم فقط یکم سوزش بود
اولین راه رفتنم هم اونقدر که گندش کرده بودن نبود
خیلی راحت بود
یکی دوروز اول سوزش و کشش دارین چون طبیعیه هفت لایه شکم باز شده
الانم سوزش خیلی کم دارم اما میشه تحمل کرد
امیدوارم همتون زایمان راحت و خوبی داشته باشین
انتخاب دکتر هم به نظرم خیلی موثر هست
اتاق عمل خیلی بهم انرژی مثبت دادن و من اصلا حس اینکه اتاق عمل هستم نداشتم همه چیز دور از تصور استرسی من بود
انشالله که همه اونایی که باردارن صحیح ‌ سالم بغل کنن
همه اونایی که تو اقدام هستن هم زودی نینی دار بشن 😍😍❤️❤️❤️
بارداری پوشک بچه
مامان آرمان مامان آرمان ۱۰ ماهگی
مامان پسته پسر👶💙 مامان پسته پسر👶💙 ۲ ماهگی
#تجربه سزارین ۱
بخاطر طولانی بودن‌ و محدودیت گهواره مجبورم‌توی چند‌پارت این‌تجربه رو باهاتون شریک بشم .
من تجربه های مختلف رو تو گهواره خونده بودم و با کلی اضطراب ساعت ۶/۵ صبح ۲۶ خرداد رفتم بیمارستان برای تشکیل پرونده .
بعد از گرفتن فشار خون و nst نوبت سوند زدن شد. من از قبل به دکترم گفتم سوند رو تو بی حسی بزنیم اماقبول نکردمتاسفانه .
سوند : سوند زدن برای من یکمی دردناک بود چون ترسیده بودم وخودمو سفت میکردم . اگه بدنتون رو شل کنید متوجه نمیشین چون خیلی سریع انجامش میدن درحد چند ثانیه .بعد از سوند احساس سوزش داشتم و نشستن واسم سخت شده بود . بیست دقیقه ای منتظر شدم که صدام زدن رفتم اتاق عمل . اونجا اضطراب زیادی داشتم اما پرسنل اتاق عمل مخصوصا دکتر بیهوشی اینقدر مهربون و خوش رو بودن وسعی میکردن کمی آرومم کنن.
آمپول بی حسی : آمپول بی حسی برای من درحد یه سوزش ساده بود و واقعا ترسناک نبود به محض اینکه آمپول بی حسی رو زدن پاهام داغ شد اما دکترم گفت یه گفت ۱۰ دقیقه طول میکشه بی حس بشی و من میخوام بتادین بزنم ممکنه سردیش رو حس کنی پس نگران نباش ، اما به یک دقیقه هم نکشید که فشاری زیادی رو شکمم حس کردم و صدای پسرکم رو شنیدم و اونجا متوجه شدم دکتر خیلی زود کارش رو شروع کرده بود برای اینکه استرسم کم بشه اینطوری گفته بود.🙃
مامان جوجه طلاییا🐣 مامان جوجه طلاییا🐣 ۴ ماهگی