۱۶ پاسخ

بچتو نسپر دست کسی حتی عزیزترین کسات

واااا مگه میشه
حتما از قصد کرده که چند تا بوده
اگه سهوی میکرد یک خط میوفتاد
عکس بفرست از لپ دخترت

من بچم رو فقط به شوهرم میسپرم

دبگ هیچ وقت بچتو نذار پیشش
ادم گشنه باشه و غذا نداشته باشه بهتر از اینه که بلایی سر بچش بیاد

دخترت ماشالله قشنگه 🧿بهش حسادت کرده

نگران نباش پوست نوزاد رود خوب میشه ولی شاید پوستش قشنگه حسودیش شده شایدم واقعا دسش خورده خودت بهتر میشناسی جاریتو

ولی من فکر نکنم انقدر سنگ دل باشه از قصد اینکارو کنه احتمالا عمدی نبوده

البته یه چیزی ناخن کاشت اصلا تیز نیستا من خودم ۹سال کاشت میکردم شاید بچه‌اش اینکارو کزده نمی‌خواسته بگه

طفلی بچه عکسو دیدم یجوری شدم🥲

دستش بشکنه من بودم تف میکردم تو صورتش

بچه ات دست هیچ کسی نده به هیچ کسی اعتماد نکن هر بلایی ممکنه سرش بیاد دست کسی بدی

بعدشم این جای ناخن خیلی محکم بوده انگار از خدا نترسیده اینجورش کرده

صدای گریه بچه ات نشنیدی اون چند دقیقه ؟؟؟

حالا شاید واقعا بچه خودش خط انداخته اخه بچه ها تو این سن ب شدت ناخون های تیزب دارن دختر من خیلی رو صورتش خط میندازه بعد چند روز خوب میشه با اینکه همیشه ناخوناش میگیره..خودتو ناراحت نکن،اگ هم مطمئنی کار جاریت بوده دیگ هیچ وقت بچه رو نده حتی بغل کنه

از حسادته بعدشم از عمد اینکارو کرده زنیکه عقده ای من ک جز مامانم بچمو ب هیشکی نمیسپرم اعتماد ندارم

دیگ نزار پیش جاریت

بدبخت عقده ای
چطوری دلش اومده فرشته خدارو اذیت کنه این وحشی بچه نداره خودش؟

بنظرم دیگه بچتو بهش نسپر

سوال های مرتبط

مامان نی نی👶🏻 مامان نی نی👶🏻 ۱۱ ماهگی
مامانا چند وقته ذهنم مشغوله
من بچم وقتی به دنیا اومد مثل برف بود خیلی سفید بود روز سوم زردی گرفت با عدد ۱۶ بعد دکتر گفت سه روز بزاریمش زیر دستگاه بعد زردیش شد حدود ۱۲ دکتر گفت یکبار دیگه ۲۴ ساعت بزاریمش خلاصه زردیش خیلی کم شد و خیلی سفید شد بردیمش گفت شده ۹ و عددش ایمنه نمیخواد کاری بکنید. و مابقیش تا ۴۰ روز از بین میره. خلاصه دوباره هی زرد شد و هی زرد شد حتی ۴۰ روزگی خوب نشد ی دکتر دیگه هم بردمش گفت برو آزمایش خون بده و فلان ولی شوهرم راضی نشد گفت برای چی از بچه خون بگیریم دوباره بردمش پیش همون دکترمون گفت شده ۶ ولی از نظر من رنگش خیلی زرد و بد بود. خلاصه واکسن دوماهگی رو که زدیم رنگ پوست صورتش روشن شد سفید سفید نه اما ترکیب سفید و گندمی اما پوست بدنش سبزه اس فشار هم که میدم پوستش رو زردی نشون میده. برای چکاب سه ماهگی که رفتم دکتر گفت خداروشکر دیگه زردی نداره بهش گفتم اخه بدنش ی رنگ دیگه است زرده گفت اون دیگه پوست خودشه.
ینی بچه من رنگ صورت و بدنش فرق داره؟ رنگ بدنش خیلی بده خیلی اذیتم میکنه. خیلی ناراحتم چرا بچه ی من که انقدر سفید بود یهو اینطور شد جدای از اون ۲ ماهگی ی بار که بردمش حمام پشت کمرش سفید و زرد بود خوشحال شدم گفتم داره خوب میشه اما دوباره اونم برگشت به همون حالت سبزه و زرد.
کسی تجربه ی مشابه نداره؟ چیکار کنم هی میگم برم ی دکتر دیگه ببینم چی میگه اخه دکتر خودمم دکتر خیلی خوبیه ولی دیگه روم نمیشه بهش بگم چرا اینطوریه پوستش😭😭😭😭😭
راسی من رنگ پوست خودم بور و سفیده همسرمم سبزه اس ولی سبزه ای که هست زردددد نیست🥲 سبزه و زرد و قرمز خیلی ی جوریه
مامان کیارش مامان کیارش ۱۰ ماهگی
چقدر مسولیت بچه سخته بچه توهس اما خیلی بار مسولیتش بالاس..چندروز پیش بچم و عمودی روم نگه داشتم که عاروق بزنه همینجوری دست وپا زد تا رفت رو شکمم سرش که رو سینم بود رو شکمم بود با اینکه دست روی کمرش گذاشته بودم یه دفعه برعکس شد و با سرر افتاد زمین خدا رحم کرد رو تشک بودیم کنارش هم یخ چیز تیر بود وبازم خدا رحم کرد که به اون نخورد .خودش فقط رو ترس گریه کرد واروم شد تا عصر ..گاهی صورتش و ناخن میکشه یه رد زخم کوچیک میزاره خواب بود داشتم جارو میزدم بچه خواهر شوهرم گفت وای زندایی گوشش خون داره می یاد گفتم حالا ناخن زده رفتم دیدم وااای گوشش پر از خون سیاه هس پام سست شد گفتم بچم از دستم رفت مخصوصا خواب بود گفتم بیهوش شده تا دستمال اوردم وگذاشتم رو گوشش مردم وزنده شدم اون وسط میگفتم صد درصد اگه بلایی سرش اومده باشه من خودم رو میکشم تا گوشش رو پاک کردم دییدم سوراخ گوش تمیزه یه زخم کوجیک تو گوشش با ناخن درست کرده چون نازک بوده اینجوری خون اومده..ناشکری نکرده بودم خیلی هم بچم ودوس دارن اما نمیدونم اون روز خدا میخواس چی رو نشونم بده هرچی بود خیلی بد بود مخصوصا اینکه زده بودم دیده بودم ضربه به سر نباید گوش وبینی خون بیاد وگرنه ضربه مغزه
مامان گردو مامان گردو ۱ سالگی
امروز سالگرد آشنایی من و همسرم بود. کلی برنامه داشتم ک پسر کوچولوم همه رو بهم ریخت قربونش برم.
حالا بگید چجوری😯 صبح اومدم شیر بدم بهش دیدم یکم خورد و دیگه نخورد. تعجب کردم. خوابوندمش. یکم بعدش بیدار شد دیدم بیقراری میکنه و گریه، گفتم خب گرسنشه حتما. شیر اوردم براش دیدم نمیخوره و جیغ داد. داشتم دیوونه میشدم. رفتم در خونه همسایمون خونه نبود، همسایه پایینی مون اومد بالا گفت چی شده. گفتم اینجوریه. اونم هر کار کرد نتونست آرومش کنه. زنگ زدم همسرم که سریع مرخصی بگیر بیا بچه رو برسونیم یه درمانگاهی جایی. اونم کارشو ول کرد بدو بدو از وسط یه پروژه مهم اومد گفت سریع اماده شو بریم.
خلاصه من تا داشتم آماده میشدم گفت این انگار گرسنشه اا. گفتم نههه شیر نمیخوره. گفت حالا بذار یبارم من امتحان کنم. سرتونو درد نیارم، شیر درست کرد پسرم هی میک میزد تند تند. همسرم گفت ببین گفتم گرسنش بودا.یه تایمی گذشت ما دیدیم ازین شیر هیچی کم نمیشه انگار. همسرم گفت پس این تا الان اینجوری با حرص میک میزد چی شد؟؟؟ یهو شک کرد گفت نکنه شیر از شیشه بیرون نمیااااد چک کردیم دیدیم بلهههه سوراخ سرشیشه کیپ شده بچه طفلی از صبح گرسنشه شیر نمیاد دهنش که بخوره😟 هیچی دیگهههه یعالمه شیر خورد و خوابید.
من😨
همسرم😄
همسایه ها😐😐😐
همکارای همسرم😒😮‍💨
مامان گل پسرام 🩵 مامان گل پسرام 🩵 ۳ ماهگی
خانوما من جاریم دختر عموم هم میشه باهم خیلی جوریم ولی اون خیلی موزی هست چند بار حرفامو ب گوش خونواده شوهرم رسونده من چیزی نگفتم یا مثلن چند بار باهام دعوا کرده بی احترامی کرده باز من رفتم باهاش آشتی کردم طاقتم نیاورد چون جفتمون غریبیم خلاصه دختر اولش بدنیا اومد نمیزاشت ب بچش بچه هام دست بزنند تا میرفتند کنارش داد میزد دست نزنید و فلان ولی بچه های منو محکم لپ هاشون رو میمکید داد میزنه سرشون چند بار زده من ب روی خودم نیاوردم ولی چند بار گفتم کخوشم نمیاد خلاصه اون روز رفته بودم اونجا اون و پسرم از دنبالم میامدن من زودتر اومدم تو حال نشستم دیدم صدای گریع بچم اومد بعد جاریم نشست تو حال گفتم چی شد تیامو گفت ول کن گ خورده ع.ضی و فلان از دروغ گفت گفتم وای فای رو غط میکنم گریه می‌کنه رفتم میبینم بچم تو خودش میپیچه میگم چی شده گفت زن عمو از شونم بیشکون گرفته منم ب جاریم گفتم گفت دروغ میگه لباسش رو بالا دادم قرمزی رو نشون دادم میگه چیه مرده مگه حالا چی شد مگه خون میاد چی انقد گذاشتی پیش من نگهش داشتم حق ندارم بزنم چون پسرم رفته بود سر کیفش بعد من گفتم بچمو از سر آب آوردم مگه هر کی برسه بزنه گفت دیگه ز بچه هات دست نمی‌زنم و فلان گفتم اینجوری نکن بارداری بچت دنیا بیاد بچه هام زدن یاد میگیرن بچتو میزنند میگه آره منو نمی‌بیند شما مادرش مثل شیرش جلوشه منم از خونشون اومدم بیرون گفتم دیگه خونتون نمیام یا مادر شوهرم میشینه ۴ روزه نرفته باز دل دلک میکنم زنگ بزنم بهش باز میگم بابا چ خ.ی هستم خواهشن ی چی بگید نرم بهش بزنگم

خیلی چیزا گفت ولی من چون جا نمیشه نگفتم
بارداری بارداری زایمان فرزند پروری بارداری زایمان