خلاصه ی روز ختنه پسرم😢

۳۱ روزش بود اینجا پسرم 🥹
۲۱ خرداد ماه ۴۰۵
از خرمشهر زدیم سربندر از اونجا رفتیم خونه خواهرم آجیم بردم چون اون همراه پسرم میره منو شوهرم جرعت نداریم ساعت ۱۶ رفتیم مطب نوبت داد منم پوشک پسرمو عوض کردم شیرش دادم سیر شد ده دقیقه نشد پسرمو صدا زد زیر انداز هم خواستن کلا کیف دادم اجیم برد داخل منو شوهرم تو سالن منتظر بودیم صدای گریه هاش منو داغون کرد تحمل نکردم رفتم سرویس کلی گریه کردم باز صدای گریه ی پسرم منو عذاب میداد همش میگفتم کی تمام میشه خدا بعد دیدم کمی آروم شد رفتم دم در دیگه خواستم برم داخل که دیدم اجیم با بچم اومد بیرون بچم از گریه بیهوش شد سریع بغلش کردم شیرش دادم دکتر گفت بعد ده دقیقه پوشک چک کنید که یوقت خونریزی نکرده باشه چک کردم خداروشکر چیزی نبود بعدش رفتیم خونه هر بار پوشکش عوض میکردم گریه میکرد وازلین میزدم به پانسمانش هر بار که پوشکش عوض می‌کردم مرتب پوشک عوض میکردم تا عفونت نکنه دارو بهش میدادم سر ساعت که دکتر گفت خداروشکر خوب شد پانسمان هم هم افتاد ولی هنوز بخیه ها نیافتاده ولی کم کم می‌افتن انشاالله دوشب بی قراری کرد بعدش اوکیه موقع تعویض هم دردش میاد ولی دارو مرتب دادم آرامش میکرد🥺

دکتری که بردم سربندر دکتر معاشی خیلی دکتر خوبیه همه خانواده هامون پیش خودش ختنه کردن دستش برای ختنه کردن خوبه ❤️

تصویر
۱۱ پاسخ

وای منم غمم کرفته دق میکنم تا بچم خوب شه

وای اسیه چرا گریه ؟ من بچم پنج روزه ختنه کردم حلقه ای .قبلش بیحس کننده اومد زد بهش و بهم گفت شیرش نده و دوشماره شیرخشک یا ابقند اماده کن و 8قطره استا هم بهش داد و بعد شوهرمو خاستن منو راه ندادن داخل بعد ده دقیقه دیدم شوهرم صدام زد که بیا لباس بورو بپوش .دیدم پسرم فقط میخنده بلند بلند ها ..بیحسی قبلش باعث شده بود امپولو حس نکنه و موقع ختنه بچم شیرمیخورده و با شوهرم بازی میکرده

بخیه های بچه ای من از روز 4چهارم افتاد تا هفت روز

مبارک باشه عزیزم
چقد شد کل هزینتون؟

منم خیلی استرس دارم

من میترسم حال پسرم بدبشه
تنفسش بالابودبستری شد بخاطرهمین ازختته کردنش ترس دارم

من مجبور ی بایدپسرم ببرم واسه جیشش اذیته

مبارکش باشه عزیزم

پیش دکتر معاشی انجام دادین؟

وای نگو 😭بیشتر وحشت میکنم
همش خواب بد میبینم اصلا دلم نمیخاد روزش برسه ببرمش برای ختنه چه رسم مسخرهی 😭😭😭

چرا انقدر پوشوندیش🥵

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۱۷ ماهگی
تجربه من از ختته پسرم تو دوماهگی:
نیم ساعت قبل ختنه بهش استامینفون دادم بعد رفتیم مطب اونجا پسرمو گرفتن بردن تو اتاق دکتر با دستیارش کارشونو شرو کردن منم کلی استرس داشتم اول ک امپول بی حسی رو زدن مهراد گریه کرد ولی خیلی سریع اروم شد و دیگه گریه نکرد کلا ۵ دیقه شد فک کنم بعد در بازشد و دستیارش صدام کرد مای بیبی سایز بزرگتر براش بستیم و خوش و خرم کارمون تموم شد ولی اتیش زیر خاکستر بود بعد نیم ساعت چنان گریه ای کرد ک ب غلط کردن افتاده بودم دلم خون بود نگو جیش اولش درد داره و تازه بی حسیش رفته بود حدود دو ساعت مدام گریه کرد و خوابید بیدار ک شد دیگ گریه نکرد خداروشکر کلا دردش همون دو ساعت بود ک ما تو خونه گزاشتیم لای پتو نازک تکونش دادیم ی کوچولو اروم میشد چون هرکاری میکردیم اروگ نمیشد روز اولم هر ۴ ساعت دوبرابر وزنش بهش استامینفون میدادم از فرداش بردم شستمش اوردم خشکش کردم دست به التش هم زدم خداروشکر دردی نداشت بعد با تتراسایکلیلن چربش کردم خداروشکر ک بخیر گزشت الانم منتظرم بیفته دیگه
مامان نی نی  💙 مامان نی نی 💙 ۱۷ ماهگی
ختنه مشهد
دکتر امیر غریب
سلام به همه ی مامانا
اومدم تجربه ی خودمو از ختنه پسرم بگم
مشهد زندگی میکنم و برای ختنه پسرمو بردم پیش دکتر امیر غریب و واقعا کارشون عالی بود دست به شدت سبکی دارن و زود خوب میشه و بچه اصلا اذیت نمیشه
ما شب ختنه کردیم و تا رسیدیم خونه و بی حسی رفت تقریبا یه ساعت یکم بی قراری میکرد اونم نه زیاد چون استامینوفن داده بود دکتر بهش زودی خوابش برد آخر شب هم باز مجدد ۱۵ تا قطره استامینوفن دادیم و صبح هم ۱۵ قطره و دیگه استامینوفن ندادیم
روزی یه سی سی چرک خشک کن خیلیییی ضعیف می‌دیم تا ۵ روز برای اطمینان از اینکه چرک نکنه و دیر به دیر پوشک عوض میکنیم و بعد هر بار تعویض پوشک روش از کرمی که تجویز کردن میذاریم
به روش بخیه آقای دکتر برای پسرم ختنه کردن و تنها گریه ی پسرم اونم خیلی کم همون موقع بی حس کردن بود بعد از اینکه بی حس شد تو کمترین زمان ممکن و خیلی راحت ختنه کردن و باند ریزی بستن و تمام
و اینکه اصلا خونریزی نکرد بخیه هاش اما گفتن اگر خون ریزی کرد با انگشت یکم آلتش رو فشار بدیم که بند بیاد اما خداروشکر اصلا خونریزی نداشت
مامان آرن مامان آرن ۶ ماهگی
تجربه من از ختنه پسرم به روش حلقه ⭕ پارت ۲
بعد از اینکه بی حسی اثر کرد؛ دکتر برگشت برای شروع ختنه. از قبل با اینکه میدونستم اجازه نمیدن اما میخواستم با اصرار پیش پسرم بمونم. اما وقتی دکتر نشست که شروع کنه دیدم اصلا دلش رو ندارم 🥲 با همسرم پشت در منتظر موندیم و کلا ختنه کردنش هم ۵ دقیقه طول کشید که پسر من دو دقیقه آخرش رو حسابی و از ته دل گریه کرد 🥲 دیگه کم مونده بود منم گریه کنم که در رو باز کردن و گفتن بیا بغلش کن. سریع ادامه شیر رو دادم و پسرمم سریع تمومش کرد 😁 به همسرم گفتم توی اون یکی شیشه شیرش یکم شیرخشک براش درست کنه چون حسابی بی تابی میکرد و فقط شیر آرومش میکرد. حتی پستونک هم نمیگرفت. تا یک ساعت و نیم بعد از ختنه گاهی حسابی گریه میکرد و گاهی آروم بود تا اینکه خوابش برد. بهمون گفته بودن ۴ ساعت بعد بهش استامینوفن بدین اما من همین که رسیدم خونه بهش پاراکید دادم. بعد از اینکه بیدار شد انگار خیلی سرحال تر بود و کم کم داشت به روال قبل برمیگشت. ساعت ۱۱ (دیرتر از شبای قبل چون مادربزرگا و پدربزرگاش اومده بودن دیدنش) استارت خوابوندنش رو زدم و خیلی هم راحت خوابید و تا صبح طبق معمول دو بار برای شیر بیدار شد. امروز هم خداروشکر انگااار نه انگار که بچم ختنه شده. مثل روز های دیگه سرحاله 😍
مراقبت هایی که دکترش گفت انجام بدم: با اولین جیش پانسمانش رو باز کنم و محافظ ختنش رو تا افتادن حلقه بزارم. پوشک سایز بزرگتر ببندم و در روز سه بار پمادش رو بزنم. حمام و شست و شو اوکیه و منع نداره اما بتادین و الکل ممنوعه. ۱۰ روز بعد هم برای معاینه ببرمش.
الان حداقل خوشحالم که این پروژه هم تموم شد و به خیر گذشت اما اون یک ساعت و نیم اول واقعا کمر منو شکوند 🥲