سلام دخترا
میخوام یه تجربه دیگه از خودم راجبه زردی رو باهاتون به اشتراک بزارم
من اگه برگردم عقب همون تو بیمارستان یا همون روزی که مرخص شدم پسرم رو می‌بردم آزمایش زردی بده
چرا؟
چون من فردای روزی که مرخص شدم پسرم رو بردم برای ازمایش زردی و فهمیدم زردیش رو ۱۶ ست و واقعا جوری حالم بد شد و دست و پام رو گم کردم که فقط خدا میدونه چی به من گذشت
اولین بچه م هست و خیلی حساسم روش
از طرفی زردی هم میدونید دیگه اگه دیر به داد بچه برسی باعث عقب موندگی و خیلی چیزهای دیگه میشه
مثلا زردی بالا حتی خون نوزاد رو تعویض میکنن
اصلا لعنت به هرچی زردی واقعا
من وقتی فهمیدم زردی پسرم ۱۶ عه به دکترش که گفتم ،گفتن سریع بستری بشه ،خیلی خطرناکه .
من ساعت ۲ نصفه شب با اون حال و شکم پاره تو خیابون ها از این بیمارستان به اون بیمارستان که بچه م رو بستری کنن
اصلا وحشتناک ترین روزها رو گذروندم بخدا،رفتم همون بیمارستان عرفان خراب شده که زایمان کرده بودم گفتن به ما ربطی نداره و اکه میخوای بستری کنی باید علی الحساب ۶۰ میلیون کارت بکشی ،گفتم دیروز مرخص شدم چطوری زردی بچه رو نفهمیدین، گفتن به ما مربوط نیست😐 پدرسوخته ها فقط پول رو میشناسن ،۱۲۰ میلیون برای زایمان از ما پول گرفتن یه ازمایش از بچه نگرفته بودن یا دکتر کودکانش یه چک ساده نکرده بود .خدا لعنتشون کنه فقط
خلاصه اونجا بستری نکردم چون معلوم نبود قراره چند شب بمونه و قراره دوباره چقدر تیغ بزنن مارو
نصفه شبی یهو مادرم گفت بریم کوکان مفید .و رفتیم اونجا
ساعت ۳ نصفه شب بود ، من مثل ابر بهار گریه می‌کردم، همه دلشون میسوخت برای من که چی شده، و خلاصه اونجا هرجور بود پسرم رو بستری کردن دیدن
ادامه تاپیک بعد...

۷ پاسخ

ببین من چندبار کامنت گذاشتم دوباره میگم ایشالا بچه بعدیت اذیت نشی
من برای زردی ترنجبین دم کردم روزی دو وعده بهش چند قطره میدادم
بعد گل بنفشه ریختم تو اب جوش صاف کردم بدنشو باهاش شستم
بعد جو رو اسیاب کردیم الک کردیم ریختم رو شکمش تو پودر جو ی ذره موند بعد حمومش دادیم با همون بنفشه
بدن و صورتش رو با عرق کاسنی پنبه میزدم
بجای دستگاه هم ی لامپ مهتابی دادیم الکتریکی درس کرد کوچیک بود گذاشتم بالا تختش مث دستگاه بیرون. حتما باید لامپ مهتابی باشه بخاطر فلورسنتی ک داره
چند ساعت در روز میموند توش
همییین دیگه خودمو اسیر بیمارستان نکردم چون خیلی اذیت میکنند کاری هم بجز دستگاه و ششیرخششک نمیکنن
❤️

زردی همچین چیز مهمی نیس ک شما خودتون اینقدر اذیت کردین
تو خونه خیلی راحت درمان میشه
منم بچم زردیش ۱۵ بود
اون یکی هارو ک اصلا نبردم ببینم چنده

منم زردی دخترم ۱۹ بود یه شب دستگاه کرایه کردیم

برای ما حتما روز 3 میگن ازمایش بدین
شهرهای دیگه برام عجیبه بعد یه هفته مثلا بچه رو میبرن ازمایش و...
حتی دختر من دکتر روز دوم تو بیمارستان دید گفت بنظرم زردیش بالاست اگزمای گرفتن رو 9 بود، گفت برای روز دوم 9 زیاد دیگه از بخش زنان مستقیم رفتیم اطفال و بستری شد 3 روز

منم از زردی زیاد کشیدم

اگه بازم بچه دار بشم‌ اونم‌زردی داشته باشه حتمن از همون اول بهش روزی چند سیسی شیر خشک میدم
با پتو‌بافت‌ و چند دست لباس نمیذارمش کنار رادیات😐

مامان من از کنار رادیات تکونش نمیداد که وای نه بچه سرما میخوره😂😂

وا خب تو بیمارستان بچه رو از همه لحاظ چک میکنن کار شما نیست که😳شما تو خونه متوجه بشی باید ببریش…باید بری ازشون شکایت کنی😕من دوستم با اینکه دولتی بود همون بعد زایمان مادر فهمیدن بچه رو کلا منتقل کردن واسه یه شب بیمارستان دیگ…مشکل از بیمارستان عزیزم نه شما

منم همچین تجربه ای دارم دقیقا فردای روزی ک مرخص شدم زردی بچم رفت رو ۱۵ و ۴ روزم بیمارستان بستری شد و منم با شکم پر بخیه و پاره کارم شد گریه، الانم اومده خونه دوباره زردی بالا رفت و تو خونه دستگاه گرفتیم

سوال های مرتبط

مامان دتری مامان دتری ۲ ماهگی
پارت ۱
سلام، امشب تصمیم گرفتم تجربه‌م در رابطه با زردی رو باهاتون در میون بذارم. چون خودم خیلی اذیت شدم و تو اون تایم همه جا رو برای پیدا کردن جواب زیر و رو کردم.
نیکی ۳۶ هفته متولد شد، وزنش ۲۸۰۰ بود و تو ۳ روزگی زردیش شد ۲۲.
زود متولد شدن و وزن کم در کنار زردی بالا باعث شد که دکتر و پرستارا خیلی منو بترسونن و احتمال تعویض خون بدن، به خصوص که این عدد رو از کف پاش گرفته بودن و گفتن احتمالا آزمایش خون بالاتر از این باشه.
از حال بد و گریه زاری و شب بیداری‌م می گذرم و فقط کارایی که کردم رو می‌گم، ولی می‌خوام اینو بهتون بگم، اگه تو شرایط مشابه هستین، حالتون رو درک می‌کنم و می‌فهمم نگرانی‌تون خارج از کنترل‌تونه، اما می‌گذره.
ما خیلی سریع نیکی رو بستری کردیم، نیکی ۳ روز تو nicu بود و هر ۶ ساعت ازش تست زردی می‌گرفتن‌. نیکی ۵ غروب بستری شد و تا ۱۲ شب زردیش شد ۱۷ که نشونه خوبی بود و نشون می‌داد نوردرمانی داره جواب ‌می‌ده.
صبح دوباره تست گرفتن و زردیش اومد رو ۱۱.
دکتر برای اینکه مطمئن بشه، روز آخر نیکی رو تو یه دستگاه ضعیف‌تر نگه داشت تا ببینه زردی بالا می‌ره یا نه، خداروشکر زردیش رو ۸ موند و دستور مرخصی دادن.
مامان بچه مامان بچه ۱۵ ماهگی
تجربه زردی پسرمو به اشتراک میذارم. شاید بدردتون بخوره. برای زردی اول ببینید زردیش کمه متوسطه یا زیاده. اگه فقط صورته ینی کمه. اگه صورت و سینه و شکمه متوسطه و اگه به دست و پا هم رسیده ینی زیاده. برای زردی متوسط و زیاد حتما و حتما با دکتر صحبت کنین. احتمال زیاد بستری میکنن. پسر من زردی زیاد داشت. ازمایش خون گرفتیم 23بود. گفتن به 25 اگه برسه باید خونش رو عوض کنیم. ولی خدا رو شکر با 2روز بستری زردیش رسید به 9 و مرخصش کردن. من چون شیر خودمو میدم، شیرخشت ترنجبین روزی دو سه بار میخوردم و اب انار و ابلیمو که خون خودم خنک و صاف بشه. کاچی و روغن زرد و 4زیره هم کلا گذاشتم کنار تا وقتی زردیش خوب شه. عرق کاسنی میخوردم. گل بنفشه توی اب سرد میریختم رنگ اب ابی که میشد صاف میکردم میخوردم. از شیرخشد ترنجبینی که درست میکردم، یک قاشق چایخوری هم به پسرم میدادم دو بار در روز. تقریبا دو هفته طول کشید تا زردیش کم شد. ولی تا سفید سفید بشه، 40روزه شده بود دیگه
شما از تجربه هاتون بگین. برای درمان زردی چه کارای دیگه ای میشه کرد؟
مامان دِلیار🩷🐣 مامان دِلیار🩷🐣 ۵ ماهگی
❌تجربه من از زردی طولانی مدت دخترم

- دختر من وقتی تو بیمارستان به دنیا آمد خیلی صورتش سفید و سرخ بود هیچ اثری هم از زردی نداشت من شیرم کم بود یعنی اصلا نداشتم براش شیر خشک هم خریده بودم ولی اصرار شوهرم که حتما شیر خودت بخوره وگرنه بعدا دیگه سینه نمیگیره بهش شیر خشک ندادم گذشت و روز سوم بردیمش چکاب گفتن یکم زردی داره و با دستگاه گرفتن عددش ۸ بود دکتر دیونه نگفت این بچه زردیش بالاس فقط گفت مرتب شیر بده خوب میشه و شنبه آزمایش بده
منم خب شیر آنقدر نداشتم دو روز گذشت شنبه آزمایش داده بودیم زردی بچه شده بود ۱۶😔😔
سریع بستری شد زیر دستگاه فتو دو شب موند و عددش آمد رو ۸ و مرخص شد فقط گفتن قطره بیلی ناستر بخوره و شیر مرتب و دفع داشته باشه
منم همه اینکارا رو کردم در کنارش خودم همش سردی گوشت خروس عرق کاسنی بطری بطری میخورذم شیر خشت ترنجبین همه چی
دو روز بعدش دوباره حس کردم بچه زرده و بیحال بردیمش دکتر آزمایش داد دوباره زردی رفته بود رو ۱۴
دوباره بستری شد یه شب و عددش آمد رو ۹
و تو این فاصله بخاطر دستگاه آب بدن بچه کم شده بود شیرم کم بود این بچه ۴۰۰ گرم وزن هم کم کرد بمیرم بچه ام آب شد
دیگه دیدیم بخاطر وزنش داره خیلی ضعیف میشه اصلا وزن نمیگیره شروع کردم بهش شیر خشک دادن در کنار شیر خودم
گذشت و هی میگفتم چرا خوب نمیشه این زردی هنوز بچه زرد بود به شدت قبل نه ولی داشت
حدودا ۳۰ روزش شد بردیمش یه دکتر دیگه خدا خیرش بده خیلی خانم دکتر خوبی بودند براش آزمایش خون نوشت که علت زردی مشخص شه ولی من چون قبلش بچم ۵ بار خون داده بود و ضعیف شده بود گفتم یکم دیگه صبر کنم شاید خودش خوب شه
❌ادامه تو کامنت
مامان نی نی کوچولو مامان نی نی کوچولو ۹ ماهگی
فردای مرخص شدنم‌بعد زایمان کوچولومو‌ بردم دکتر گفت زردی داره آزمایش نوشت زردی.۱۷ بود گفت مستقیم برو بستری کن خدایی نکرده به ۲۰ برسه خیلی خطرناکه رفتیم بستری شد نینی و اجازه ندادن همراهی جز خودم کنارش باشه منم مامان اولی بچه خیلی ریز هیچی بلد نبودم پوشک کردنش مصیبت باید بهش شیر خشک میدادم اونم با سرنگ خودم سزارینی استراحت اصلا نکرده بودم با بخیه خلاصه سه روز بیش از حد تصور برام سخت گذشت و باز خداروشکر زردی بچم اومد رو شش و مرخص کردن ولی دیگه شدم متخصص نگه داری از نوزاد😀😀 اومدم خونه و برا کمک که مامانم پیشم میموند گفتم دیگه نمونه و خودم بلدم فقط صبا یکی دو ساعت میومد و سر میزد
وزن نی نی ۲۰۰ هم کم شد تو ده روز اول اومد رو ۲۱۰۰ هم شیر خشک میدادم بهش هم شیر خودمو تو ماه اول وزنش رسید به ۳۶۰۰ و شکر خدا عالی بود دور سرشم‌ ۴ سانت افزایش داشت که اونم عالی بود خدارو شکر
میخوام بهتون بگم که اصلا نگران وزن کم و زیاد و اینا نباشین بیرون بهتر میشه به بچه رسید و بهتر رشد میکنه 😍😍
سختیهای مسیر خیلی زیادن به لطف و کمک خدا همه سختی ها شیرین میشه وقتی به نتیجه میرسن
مامان گندم مامان گندم ۷ ماهگی
تجربه زایمان
دوروز بود فشارم پایین بالا میشد یه بار ۱۲ یه بار ۱۳ بعد ۱۱
جمعه شب به دکتر پیام دادم که من فشارم پایین بالا میشه گفت اگه بالا ۱۲رفت برو بیمارستان اگه نه ۶ صبح برو
منم خوابیدم صبح ساعت ۸ از خواب پاشدم رفتم بیمارستان ۹ فشارم رو گرفتن و آن اس دی که فهمیدن ان اس دی بچه ضعیفه سریع بستری کردن و به دکتر گفتن خودش رو سریع به بیمارستان رسوند مجبور به زایمان سزارین تو ۳۷ هفته شدم و ساعت ۱۱ و ۴۰ دقیقه گندم کوچولو تو بغلم بود. بچه مایه تو شکم رو خورده بود سه بار ساکشن شد تا معدش خالی شه و بتونه شیر بخوره من دارو بی‌دردی گرفته بودم ولی بازم خیلی دردم زیاد بود مرتب بهم شیاف زدن ولی اگه میتونستم انتخابی داشته باشم صد در صد زایمان طبیعی رو انتخاب میکردم
تا یک هفته بعد زایمان به سختی میتونستم بشینم و اصلا نمیتونستم به پهلو بخوابم مخصوصا این که بچه زردی داشت و باید بهش رسیدگی میکردم فک میکنم شاید درد زایمان طبیعی برام قابل تحمل تر بود