۵ پاسخ

پسرم ۶ سالشه..اینی که جلو اسمم نوشته یک سال و پنج ماه سنه دخترمه

سیاست بیا نزار ب التماس بیفتخ
کاری ب حرف زنه ندارم اصلا،درست نیس برای هرچیزی التماس کنه و گریه و زاری
مثلا ما ب بچمون از قبل هشدارمیدیم ک یه ربع دیگه میریم. دوستت هم میخاد بره بخابه
مامان بریم ببینیم کفشت هست؟بابا توحیاط منتظرمونه
حواسشو پرت کن


توخونه هم بهش کتر نه بگو. حتی اگر خطرناکه.
متلا میره رو اوپن، دیگ بهش نگو ن نرو،بجاش بگو امامان برو ،میفتی پایین کله زخمی میشه،تایم ناهار پختن فقط بگو مادرجان من کارداریم. نمیشه الان. ولی تایم ظرف و خونه تمیزکردن حق بااونه،باید ول کنی بری کنارش بجای نه گفتن

سعی کنین زیاد از حد توجه نکنین ب گریه هاش ک اینطور بشه،بالبخند و آرامش موقع گریه نگاه کنین بهش، ب کارت برس، اما همیشه رهاکردن ش هم بچه روانش بهم میریزخ،کنارش باش گاهی اما توجه بی جانگن. سعی کن حواسش پرت شه

و اینک قاعدتا خودت بری کلاس مشاوره راهکارهای زیادی میده ک با زبون نرم رامش کنی،م

عزیزم رفتارشوتوقالب قصه حیونای جنگل یاهرچی باهاش رابطه میگیره تعریف کن تابفهمه برای خودش ارزش قائل بشه وبرای رسیدن به خاستهاش قرارنیست انقد منت کسیوبکشه

اتفاقا این اصرار باعث میشه ب خیلی خاسته هاش برسع

سوال های مرتبط

مامان نیکی مامان نیکی ۱ سالگی
بلاخره ۱۷ ماه استرس و دکتر و اکو و غم و غصه تموم شد .چه شب هایی که تا صبح سرچ کردم هی تو گوگل زدم آیا سوراخ قلب بدون عمل بسته میشه ؟آره میشه اما واسه ما نشد ...هی نذر و نیاز کردم این ۱۷ ماهی که دارو دادم هربار که قرصش رو به چهار قسمت تقسیم کردم قلبم هزار تکه شد اشکم رو با پشت دست پاک کردم و هی به خودم گفتم نه بابا جراحی نمیخواد قلب نیکی ...آخ از اون روزی که دکترش گفت دیگه نمیشه صبر کنیم بهتر زودتر جراحی بشه دقیقا یاد ردزی افتادم که یک ماهه بود و بردمش رجایی اکو گفت خانوم باید عمل باز بشه بچت آخ که بازم دنیا رو سرم خراب شد پاهام توان راه رفتن نداشت ...‌تا روزی که دخترکم رو اوردم واسه جراحی فقط لحظه ای که بچم رو از بغلم گرفتن و بردن اتاق عمل قلبم هم باهاش کندن و بردن ...رو تخت آی سی یو دیدمش مژه هاش خیس بود از بس گریه کرده بود فقط التماس کردم به پرستارش تو رو خدا نذارید دخترم گریه کنه ....خداروشکر امروز مرخص شد من همیشه شکرگزار خدا بودم از این به بعد هزار برابر بیشتر میگم خدایا شکرت واسه سلامتی دخترم

مامان لنا.مامان تیامیس.مامان صدرا خیلی دوستون دارم خیلی کمکم کردید خییییلی ❤️
مامان Karen 👶🏻🩵 مامان Karen 👶🏻🩵 ۱۷ ماهگی
مامانا بیاین بگین من حساس شدم یا نه
ما یه بچه همسایه داریم ۲ سال از پسر من بزرگتره بعد این طفلی قبلا مریض میشه و فکر میکنم سر همین مریضیشه که نسبت به سنش عقبتره چه تو گفتار و چه رفتار
حالا مشکل اینجاست که پسر منو خیلی اذیت میکنه یه سره هولش میده یه وسیله برمیداره پرت میکنه سمتش حمله میکنه سمتش بزنتش چیزی دستش باشه میاد بزنه تو سرش تا پسرم یه چیزی ورمیداره سریع میدوعه سمتش ازش به زور میگیره و پرت میکنه یه جایی نه خودش بازی میکنه نه میذاره پسرم با چیزی بازی کنه هر کارم پسرم میکنه اونم به شدیدترین حالت ممکن تکرار میکنه مثلا پسرم آروم یت بار در کابینتو باز کنه اون میره محکم در کابینتو هی باز و بسته میکنه جوریکه میگی الان میشکنه و.... هر چی هم بهش میگیم نکن انگار نه انگار خلاصه خیلی کارای هیجانی اینجوری انجام میده اینم درحالتیه که وقتاییکه پسرم نباشه از تو بغل مامانش تکون نمیخوره اما همین که پسرمو میبینه شروا میکنه این کارا رو کردن
من از وقتی دیدم اذیت میکنه پسرمو رابطه مو خیلی کم کردم با همسایه اما گاهی خیلی اصرار میکنه یا کاری پیش میاد که میاد خونمون دیگه چاره ای ندارم
خلاصه بااینکه اون اینقد یه سره درحال اذیت کردنه پسرمه من به مامانش چیزی نمیگم بعد امروز هی میومد به کارن نزدیک میشد کارن هم با ماشینی که دو دستش بود آروم زد بهش که نزدیکش نشه

پوشک فرزند پروری شیرخشک