۸ پاسخ

موفق باشی عزیزم
منم ۲ماهه برگشتم سرکار

همین که پیش مامانته خداروشکر کن جای امنی هست نگران نباش
خوبه که اجازه میدن بری سر بزنی

خسته نباشی عزیزم
حتما از پیش برمیای تو کل بر خدا

من دو هفته دیکه باید برم سر کار
دارم از نگرانی دق میکنم
خوش به حال شما که حداقل بچه پیش مامانته
بچه من باید پیش پرستار بمونه و خیلی غصه میخورم

منم امروز اولین روز کاریه ولی نمیتونم برم خونه سر بزنم خیلی نگران وناراحتم

انشالله قوی بمون وادامه بده جسارتا بخش خصوصی هستین یا دولتی؟

خداقوت. خیلی سخته

عزیزم تو از پسش بر میای قوی باش

سوال های مرتبط

مامان ماهلین و نیلا مامان ماهلین و نیلا ۱ سالگی
مشکلات بارداری و اقدام به بارداری من پارت دوم .
خلاصه من چند ماه رفتم پیش این دکتر و همسایه ممون هم رفت پیشش ، ولی اون خدا روشکر باردار شد چون مشکلی نداشت ، حالا به اون بنده خدا آمپول داده بود که برای کبد مضر بود که خب سر وقت باردار شد و خطر از بیخ گوشش رد شد . تو همون حوالی دکترش رو عوض کرد منم دیگه پیش اون نمی‌رفتم.
رفت‌پیش دکتر لیلا قربانی ، به منم معرفی کرد و منم تقریبا فروردین ۴۰۲ رفتم پیشش . اینم بگم که تو این بین دانشگاه ها باز شد و من هفته ای ۴ روز خونه نبودم که اصلا بخوام رابطه منظم داشته باشم .
خلاصه من فروردین رفتم و عکس برام نوشت ، عکس رنگی رحم انجام دادم
سونوگرافی آزمایش و اینا ، اصلا بهم دارو نداد .
اول اردیبهشت با جواب همه شون رفتم پیشش ، بهم گفت سالمی فقط تنبلی تخمدان داری و اضافه وزن و pco, همین ، من دارو میدم اینا حل بشه بعدا برای بارداری اقدام میکنیم و بهت تقویتی میدم . برام تشکیل پرونده داد .
در صورتی که دکتر قبلی اصلا پرونده سازی نکرد ، و حتی یادش میرفت خودم از اول بهش باید توضیح می‌دادم خیر نبینه .
خلاصه من رفتم کربلا اومدم ، دانشگاه هم همچنان میرفتم ، یکی دوبار کیستم ترکید که چیز خاص و خطرناکی نبود ، تا آذر ماه ۴۰۲ ، که ما خونمون رو فروختیم . تو این فاصله من سر خیلی چیزا استرس داشتم ، از طرف یه سری از فامیلا اذیت شدم . فقط همسرم کنارم بود خدا خیرش بده .
استرس دانشگاه یه طرف ، فکرم تو خونه زندگیم بود یه طرف .
مسائل فامیل یه طرف ، یعنی اونقدری استرس داشتم که نگو .
پارت بعدی
مامان 🐣👸🏻رستا مامان 🐣👸🏻رستا ۱ سالگی
تجربه هایی که باعث خوش غذایی دخترم شدن:
دختر من بخاطر اینکه از ۲ تا ۴ ماهگی وزن کمی گرفته بود به تشخیص دکترش غذای کمکی رو از ۴ و نیم ماهگی شروع کردیم. اولین و مهم ترین عاملی که فکر میکنم باعث شد نسبتا خوش غذا باشه بنظرم تجویز دکتر بود که از همون بدو شروع غذای کمکی نئوزینک که اشتهاآور هست رو تجویز کرد.
یک عامل دیگه این بود که قبل از اینکه حتی غذای کمکی شروع بشه وقتی خودم میخواستم غذا بخورم میذاشتم تو کالسکه کنار خودم و غذا خوردنم رو تماشا میکرد. عامل بعدی این بود که مدت کمی بهش غذای میکس دادم و خیلی زود دیگه غذاها رو کمی بافت دار تر و غلیظ تر درست میکردم. طوری شد که دیگه خودش هم هیچ تمایلی به میکس نشون نمی‌داد.
بخاطر خارش لثه پیازچه میدادم دستش و گاز میگرفت و همین یکی از تمرین های مفید برای تمرین جویدن و بلع هست. استخوان ران مرغ هم خیلی خوبه هنوز هم وقتی خودمون غذا مرغ داریم استخوان میدم بهش و هم لثه هاش رو میخارونه هم کلی سرگرم میشه😁