۶ پاسخ

منم خیلی درد کشیدم بیمارستانم دولتی بود خداروشکر دکتر و پرستار و ماما ها خوب بودن اذیتم نکردن ولی ۱۲ساعت درد کشیدم خصوصی اگه میرفتم شاید دو سه ساعت درد میکشیدم بعدش سزارینم میکردن 😪

مبارک باشه چقدر اذیتت کردن اره سزارین واقعا بهتر طبیعه

ربطی به سزارین یا طبیعی بودن نداره
اینا اخلاق نداشتن وحشی گری میکردن ایشون ک درد داشتن ب عوض اینکه باهاش همدردی کنن مهربون باشن ب عوضش باهاش بد رفتاری کردن دردش صد برابر شده خیلی تاثیر داره
خدا ازشون نگذره

اره واقعا انسان بودن خیلی مهمه بعضیاشون انقدر مهربونن مثه فرشته ها بعضیاشونم انگار گوشت باباشونو خوردیم مثه سگ…😒

اره بابا خواهر سزارین بهشت بخدا

مبارکه عزیزم
خوب کاری کردی سزارین
هزینه چند شد

سوال های مرتبط

مامان 🩵هایکا🩵 مامان 🩵هایکا🩵 روزهای ابتدایی تولد
من بچم افت ضربان گرفت بعد منو با همون دردی که دارم می‌پیچم به خودم همینجوری بردن سزارین نه ویلچری نه چیزی خدا شاهده من گفتم الانه که اینجا سکته کنم از دستشون بعد رفتم اتاق عمل دکترو دستیارش مرد بوددکتر گفت چیکار کردین باهاش که در این حد رسوندین چرا با ویلچر نیاوردین به من گفت سریع بشین کاراتو کنیم بخدا میگفتم الان هر لحضه اینجا من از درد میمیرم نمیتونستم رو تخت بشینم میخوام بگم بخدا بچه ها جنس مخالف ما از جنس خودمون دل رحم ترن دستیار دکتر و خودش کلی بهم کمک کردن تا بشینم روتخت تو زایمان طبیعی عین سگ به دستم چند تا انژکتور زدن سوراخ سوراخ کردن تا پوست گوشتم میسوخت رفتم سزارین دستیار دکتر انژکتور که وصل کرد من هیچی نفهمیدم بی حسی زدن سریع عملم کردن بالای تخت دستیار دکتر میگفت حالت خوبه من انقدر گریه کرده بودم چشام کبود کبود بود اونجام همینجوری اشکام می‌ریخت هی دلداری میداد میگفت مامان شدی قوی شدی بعد صدای گریه بچم که اومد دکتره آورد بغلم انقدر مهربون بود که من همونجا با تمام وجودم میگم صد تا اونجور زن فدای یدونه مرد این مدلی
مامان پناه💞 مامان پناه💞 ۵ ماهگی
سزارین پارت ۳
خلاصه داشتن پشت پرده مو با بتادین پاک میکردم شکمو بتادین زدن بعدش به چیزی انداختن روی بدنم که فقط شکمم بیرون بود اون جایی که میخان ببرن و بخیه بزنن دیدم دکتر عملم اومد گفت الان دخملت تا چند دقیقه دیگه میاد تو بغلت منم از استرس داشتم میمردم فکر میکردم اگه حین بریدن من دردم حس کنم چی از این فکرها خلاصه حالم بد شد آوردم بالا که زرداب بود دخترای اتاق عمل آمپول حالت تهوع زدن تو سروم حالم خوب شد دیدم حین این کارا دیدم هیچ احساس فشار احساس میکنم تو شکمم منو برش زدن دارن بچه رو در میارن حین اینا صدای نینی اومد🥹 و من گریم گرفت از ذوق داشتم دیوونه میشدم اون حس با هیچی عوض نمیکنم خدایا😍 خلاصه همه گفتن وای چه دختر نازی چه موهای قشنگی از این حرفا همه تبریک میگفتن بهم دیدم اومدن پناه خانومو نشون من دادن صورتو چسبوندن تو صورتم تا ۳ ۴ دقیقه .داشت گریه میکرد من باهاش حرف میزدم ساکت میشد با لباش لپامو میخورد😂 خلاصه نینی رو بردن و من موندم به شکمی که باید دوخته می‌شد راستی پناه من ۸:۵ صبح به دنیا اومد .پناه بردن منو دوختن یه نیم ساعتی ۴۰ دقیقه ای طول کشید بعدش دوتا مرد اومدن منو از روی تخت اتاق عمل رو به تخت دیگه گذاشتن و بهم گفتن سرتون بالا بگیر به تخت نخوره
مامان رادوین🧸💙 مامان رادوین🧸💙 ۳ ماهگی
من ۳۹ هفته و ۳ روزم رفتم بیمارستان تخت جمشید صبح اخه روزای زوج دکترم اونجا جراحی میکنه بعد شانسم‌دکترم نبود😒
بعد گفتن دکتر جایگزین گذاشته گفتم خب اشکال نداره همین بگید سزارین کنه منو (چون دکتر خودم گفته بود ۴۰ هفته تموم شه طبیعی دردت نیاد من سزارین میکنم)بعد زنگ زدن به دکتره ما من حرف زد میگه من ۱۰ تومن میگیرم برای سزارین میگفت طبیعی به ما پول کامل میدن بیمه
ولی تو سزارین نه
خب انصاف اتو شکر اگه نصفه هم بدن تو یه عالم زن عمل میکنه پولت در میاد دیگع😑🥲
خلاصه فهمیدم همهه دکترا برای سزارین پول میگیرن مگر ن سزارین میکنن ولی برای بیمه هیچ دلیلی نمینویسن که تو بتونی پول بگیری از بیمه
بحث پولش نیست هاا ولی ما همینجور بیمه کم کنه باید ۵۰ تومن پول بیمارستان بدیم خب اون حداقل ۱۰ تومن هم ادم میره کلی انجام میده چرا باید دکتر اینجور دستمزد بگیره😑😑
مثلا فیلمبرداری زایمان داشت ۲میلیون و نیم اونو انجام میدیم
کلی ادم اونجا بودن همه سزارین همه دستمزد داده بودن😶
الان والا به دکتر خودمم شک کردم میگم نکنه ۴۰ هفته زایمان کنم بزنه زیر حرفش به زور امپول فشار منو زایمان کنه😖😖😖
مامان حورا مامان حورا ۹ ماهگی
ادامه
دکتر ک اومد معاینم کرد دید من دوباره از 5سانت شدن 2سانت😖واقعا اون لحضه حالم خیلی بد شد بهم اموزش تنفس رو یاد داد ک من بتونم درد هامو تحمل کنم ولی واقعا قابل تحمل نبودن هی شدید و شدید تر میشدن تا اینکه ادامه دادم و هر نیم ساعت میومدن معاینم میکرد و پیشرفت میکردم تا اینکه ساعت 3و نیم ظهر دیدن ک دارم فشار میدم اون لحضه فقط دوس داشتم برم سرویس تا اینکه اومدن معاینم کردن دیدن من شدم 8سانت 🥴بعد که زود ب دکتر زنک زدن تا دکتر اومد بهم اموزش زور زدن رو یاد میدادن تا دکتر اومد من فول شده بودم و ساعت 4و نیم من حورا جونمو به دنیا اوردم و اون لحضه واقعاا قابل توصیف نیست اون لحضه ک من حورا رو دیدم همه دردام رو فراموش کردم حتی احساس نکردم چطور بخیه خوردم ولی اینجاش بد هست ک من خیلی برش خوردم و زاید بخیه خوردم و خیلی سخته نشستن و پاشدن برام بعد ازون اون دکتر مغروره اومد منم با کل غرور برگشتم بهش کفتم خداروشکر شما نبودین ک من تا الان زایمان نکردن چ خوشانسم من ک شما رفتین خیلی بهش برخورد ولی دل من اروم شد 😂😂و پایان ولی تجربه خیلی خوبی بود اکر من بازم باردار شدم بازم انتخاب من طبیعیه😊