۷ پاسخ

واقعانم موافقم
زنا خراب خودشونو ب نمایش میزارن تو خیابون ک بقبه نگاشون کنن اگ آزادی مخوان یکم با شرم حیا باشین سینه .ک.ون نندازین بیرون همه دارن میتونن بندازن بیرون اما بقبه حیا دارن سر سفره پدر مادر بزرگ شدن اما اونا از بچگی خرابی یاد گرفتن
میتونین وقتی ک میاین بیرون بگم پوشیده تر باشین یا لباس چسب برتون نکنین
ک همچین اتفاقی برا ابن بنده خدا نیوفته
والا من میگم تقصیر زنا هس تا تیپ بد نزنن مرد جرعت نگا کردن نداره اینا خودشون تنشون میخواره ک بقبه بهشون نگا کنن
اما حیا بهترین چیزه ک بعضیا از هم چنسا ما ندارن مشکل در تربیت اولیه شون هس

اونا که دیسلایک میکنن لطفا دلیل و منطق بیارن شاید قانع شدیم

عزیزم من یچیزی تقریبا شبیه این مسئله برای من پیش اومد با این تفاوت که خانم بغل دستی من چادری بودن متاسفانه مردهایی که مریض هستن دوست دارن همه رو از راه به در کنن فرقی هم نمیکنه چه تیپی داشته باشی محل بدی یا ندی

حرفتون کاملا متین و درسته

خدالعنتشون کنه

اینایی که دیسلاک میزنن خب مخالف کدوم قسمت این نظر من هستن
ایا بنظرشون این صحبت من درس نیست
تا حالا ندیدن اقایی زل بزن به یه خانم با پوشش زننده .
اصلا اینجا بحث دین و مذهب مطرح نیست خانم ها

خدا جفتشونو لعنت کنه .والا . هم اون مردی که کنترل رو چشمش نداره هم اون خانم

سوال های مرتبط

مامان شازده کوچولو مامان شازده کوچولو ۱ سالگی
داستان حقیقی یکی از شما

نور

گفت پدرتون موقع رد شدن از خیابون وقتی میخواسته از لبه جوی کنار خیابون رد بشه پاش گیر میکنه و موقع زمین خوردن سرش به عقب و جلو خم میشه.
همین رفت و برگشت سر باعث آسیب به مویرگ نخاع شده.
یک لحظه با خودم تصور کردم کاری که هرروز ما انجام میدیم و خیلی معموله،همین گذر از جدول کنار خیابون شده باعث آسیب به نخاع؟؟؟
نمیدونم اما انگار بقیه هم تصویر اون لحظه رو تجسم کرده بودند چون وقتی عمه ها و عزیزخانوم باخبرشدند،همگی به خونمون اومدند.
عمه اختر میگفت چشم زخمه
زن عمو خدیجه گفت معلومه که چشم و نظره! اخه کی با رد شدن از جدول مویرگ نخاعش پاره میشه؟
عزیزخانوم(مادر پدرم) کوبید تو سینشو گفت اخ الهی بمیرم برات مادر که چشم دیدن خوشی و خوشبختیت رو نداشتن.کمر بچم تا شد.
یکم توضیحش سخت بود برای عزیزخانوم که اسیب بخاطر شتابی که به سر وارد شده ست.
اما تقریبا همه هم نظر بودن که وقتی سواد و تحصیلاتت، صدای خنده های از ته دل زن و بچه هات، بوی خوش غذاهای رنگارنگت از خونه بیرون رفت،چشم و نظر رو بوم زندگیت خواهد نشست...
یک هفته از نبود مادر و بستری بودن پدر میگذشت که مادر با گریه پشت تلفن اعلام کرد پدر دیگه دست و پاهاش رو حس نمیکنه و نمیتونه حرکت بده.
پدر قدبلند و چهارشونه ی من،با اون هیکل درشت و اندام ورزیده که هرروز با کت و شلوار رسمی سرکار میرفت،یعنی دیگه قادر به حرکت نبود؟
مامان آرسس مامان آرسس ۱ سالگی
.ولی من بعد از اون شب دیگه شیر خشک ندادم میگفتن حجم زیاد دادی و...نباید معده بچه رو پر کنی و از این حرفا کولیک شدید هم داشت گاهی اینقدر از درد سینه ها رو میمکید که مالی میشد و گشنه میموند ولی کم پیش اومد بیشتر وقتا شیرم لباسمو خیس میکرد از دو ماهگی تا چهار ماهگی درگیر اسباب کشی و....بودیم شیرم کم بود ولی خودمم متوجه نمی‌شدم و بچم گشنگی خیلی زیادی پیشم کشید دو ماه تمام و توی اون دو ماه فقط ششصد گرم اضافه کرد و قد هم اصلا اضافه نکرد .از چهار ماهگی تا شش ماهگی کلی ویتامین و مکمل و ...دادم با دستور دکتر و شیر خشک دادم دیگه و سعی کردم روی ترس و وحشتم پا بزارم بهتر شد یک کیلو صد گرم توی اون دو ماه اضافه کرد و چهار سانت هم قد .ولی هنوز لاغره و قدش مخصوصا زیر نمودار نوبت دکتر غدد شیراز گرفتم ببرمش بوشهر هم بردم خوب نبود دکترش.اون موقع که پسرم اشتها داشت و طلب شیر میکرد من از ترس خفگی کم دادم بهش گاهی هم اصلا نفهمیدم که گشنششه فکر میکردم از دندونه و درد داره و...حالا که من می‌خوام بهش بدم دیگه نمیخوره خیلی .حالم مدت هاست خیلی بده دارم عذاب میکشم هر کاری بگید کردم برای وزن و قدش نگران قدشم خیلی با پسرم چه کردم من😔