۶ پاسخ

منم میبرم
جایی که من میبرم از شماخیلی ساده تر برگزار میکنه و همه کارهارو میتونم توخونه انحام بدم
اما بخاطر ارتباط دخترم با بقیه و روحیه خودم بدم نمیاد که بریم

سلام عزیزم ، ممنونم که تجربه ات رو گفتی ، من واقعا با این موضوع درگیرم ، دوست دارم ایوا رو ببرم دنبال جای خوب میگردم(البته خانه بازی زیاد میریم) ، نسل نو که دو زبانه هست پرسیدم خیلی قیمتش بالا بود تقریبا جلسه ای ۱ تومن میشد با هزینه ی اسنپ ، با خودم میگم اگه قراره فقط تعامل باشه که همون خانه بازی هم کار سازه

من هم با آرن میرم خیلی خوبه دوس داره آرن خیلی ۸جلسه ۲۵۰۰

عزیزم شما پارسال پسرتونو موقع مدارس چکار کردین؟
امسال برنامتون چیه
اگر جسارت نباشه میخوام بدونم اخه فکر میکنم هردو این دغدغه رو داشتیم

منم خیلی دوست دارم ببرم هزینش چند بود؟

ماهی چقدر میشه هزینه ش عزیزم

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
روز نمایشهچون مهربونی زیادی مهراد تو پارک و محیط اجتماعی چالشی شده…
و بهترین روش یادگیری جذابش به نظرم نمایش و قصه س
پس یه قصه ی آموزشی اماده کردم،پایین براتون میذارم شاید به دردتون خورد💙

🐰⛏️ خرگوش مهربان و بیلچه‌ی قرمز

یکی بود، یکی نبود… یه خرگوش کوچولوی خیلی مهربون بود. از اون خرگوشایی که اگه کسی چیزی می‌خواست، زود می‌گفت: «بفرمایید!» اگه یکی می‌خواست اول بازی کنه، می‌گفت: «اشکالی نداره، تو اول بازی کن.» اگه نوبت خودش بود ولی دوستش هنوز داشت بازی می‌کرد، می‌گفت: «عیبی نداره، من صبر می‌کنم.»

خلاصه که همیشه سعی می‌کرد با همه خوب رفتار کنه.

یه روز خرگوش کوچولو با بیلچه‌ی قرمز خودش کنار شن‌ها نشسته بود و بازی می‌کرد. شن‌ها رو این‌طرف می‌ریخت، اون‌طرف می‌ریخت و برای خودش یه قلعه‌ی شنی درست می‌کرد که یهو یه خرگوش کوچولوی دیگه اومد و بیلچه رو از دستش برداشت!
خرگوش کوچولو گفت: «میشه لطفاً بیلچه‌مو بهم بدی؟»
خرگوش کوچولوتر گفت: «نه!»
بعد هم بیلچه رو محکم زد توی زمین.

خرگوش کوچولو با خودش گفت: «خب… شاید هنوز دلش می‌خواد بازی کنه.» برای همین دوباره گفت: «باشه، یکم دیگه بازی کن، بعدش بیلچه‌مو بهم بده، باشه؟ لطفاً؟»
اما خرگوش کوچولوتر بیلچه رو محکم‌تر گرفت و گفت: «نه!»
همون موقع، پیرزن دانایی که آن اطراف بود، جلو آمد و گفت: «خب خب… اینجا چه خبره؟»
بعد رو به خرگوش کوچولو کرد و پرسید: «به نظرت مهربون بودن یعنی چی؟»
خرگوش کوچولو گفت: «یعنی با بقیه بدرفتاری نکنم.»

پیرزن گفت: «آفرین! درست گفتی. اما یه سؤال دیگه… مهربون بودن یعنی بذاری هر کسی هر چیزی رو که مال توئه ازت بگیره؟»

خرگوش کوچولو یه کم فکر کرد و گفت: «اممم… نمی‌دونم.»
ادامه در کامنت

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک بارداری🎭