ادامه تاپیک قبلی
این که این بچه بدنش کم آبه زردی داره اصلا چجوری ترخیص کردن شمارو گفتم نمیدونم والله
بعدش دیگه الان ۴ روزه تو بیمارستان بستری بچم
گفته بودن که باید عمل شه و با عمل باز شه مقعدش
امروز ساعت ۱۰ بردن عمل ۱۱ درآوردن
فقط خدا میدونه چقدر من عذاب کشیدم و گریه کردم
خلاصه که بچم الان حالش بهتره
پی پی هم میکنه
زردیش هم داره یواش یواش میره
کم آبی بدنش هم رفته
فقط تو این چن روز که تو بیمارستان بستری هست اصلا شیر نخورده و فقط با سرم تغذیه شده
به منم گفتن شیرتو بدوش بذار فریز تا وقتی که از عمل دربیاد و ترشحات معدش دیگه نیاد
هر روز شیرمو میدوشم میزارم فریز میمونه
فقط خدا خدا میکنم فردا بگن شیرتو شروع کن بده
من نمیتونم تحمل کنم که بچم داره با سرم تغذیه میشه
خواهش میکنم ازتون حواستون به نی نی هاتون بیشتر باشه
تو بیمارستان کودکان تبریز انقد به بچه میرسن به همه چیش توجه میکنن همه جوره آزمایش گرفتن تا ببین مشکلی داره یا نه

در آخر ازتون یه چیزی میخوام فقط اینکه واسه بچم دعا کنین زود خوب بشه برگردیم خونمون

۱۱ پاسخ

آخی عزیزم🥲
خاک بر سر اون پرستارا کنن که نفهمیدن بچه مشکل داره مگه میشه آخه

ایشالله زودتر خوب بشه اران کوچولو🥺🥺
چون پی‌پی نمیتونسته بکنه هم زردیش زیاد شده الان ک دستشویی بره دیگ میاد پایین💕

چند هفته زایمان کردی آبجی؟

سلام عزیزم
تجربه تونو خوندم
اول اینکه مبارک باشه😍😍😍
نگران نباشین هرچیزی حکمتی داره
ان شاءالله به زودی جفتتون با دل خوش و تن سلامت راهی خونه بشین😘

انشالله زود خوب میشه خدا رو شکر متوجه شدین
شکایتت میتونه بیمارستان رو جریمه و پرستار ماما رو از کار بی کار کنه اگه کشور قانون مندی داشتیم

صلوات با سوره توحید خوندم، الهی بسلامت بغلش بگیری

چقدر روزای سختیو میگذرونی عزیزدلم چشمام پر اشک شد برات امیدوارم خدا یجوری براتون بسازه اینروزا اصلا تو خاطرت نمونه خدا بچتو سالم و سلامت برگردونه ب خونت.عزیزم مراقب خودت باش نگی بچم مریضه خودتو فراموش کنی کوچولوت ب یه مامان پر انرژی نیاز داره 😘😘😘

چقدر استرس و ناراحتی کشیدی 🥺
ایشاله هرچی زودتر خوبِ خوب میشه نی نی
میاد بغلت خودت و شیر میخوره

خاک بر سر پرستار و دکتری کنم که متوجه نشده بچه چرا پی پی نکرده حروم لقمه ها همشون با سهمیه رفتن دانشگاه دو زار‌ سواد ندارن مملکت دست اینا باشه چجوری میشه حتی به مراکز درمان هم اعتماد کرد چقدر عصبانی شدم

انشاالله خوب بشه سالم و سلامت برگرده خونش🤲

الهی بگردممت چقد سختی کشیدی خواهر درکت میکنم بچه منم ان ای سیو بستری بود دو سه روزی خیلی حالم بد بود واقعا انشاالله ک بچت زود خوب شه به حق این شبای محرم

سوال های مرتبط

مامان گونش و آران 💙 مامان گونش و آران 💙 ۳ ماهگی
خانما و مامانایه عزیز
اونایی که پارس آبادی هست یا حالا هر جایی
لطفا لطفا لطفا خودتون اول بچتون رو تحت نظر قرار بدین بعد پرستار
هر چیزی شد فوری به پرستار بگین اگه گفتن بعدا دوباره باز بگین
اگه گفتن طبیعیه یکم بعد دوباره بگین
من خودم تو بیمارستان ارس زایمان کردم و اصلا اصلا اصلا از پرستارا راضی نیستم
خودم به جهنم درد رو میتونم تحمل کنم ولی بچم چی
من بچم بعد اینکه به دنیا اومد اصلا پی پی نکرد اگر تاپیک قبل رو بخونید راجبش گفتم
شب پیشم مامان‌بزرگم مونده بود
مامان بزرگم بعد از یکم که دی بچه پی پی نمیکنه کرده داد خورد ولی باز پی پی‌نکرد به پرستارا گفتیم گفتن عادی طبیعیه پی پی میکنه ولی پی پی نکرد
خلاصه کع مامان بزرگم مقعد بچم رو نگا کرد دید که مقعدش سوراخ نداره (چون چشاش ضعیفه اولش زیاد تشخیص نداد)
بعد که مارو ترخیص کردن اومدیم خونه من رفتم حموم بعد مامان‌بزرگم دوباره نگا کرد به مامانم گفت مامانم گفت نه بابا داره
خلاصه مامان‌بزرگم گفت نه باید ببریم دکتر
مامان‌بزرگمو شوهرم بچه رو بردن دکتر
دکتر نگا کرد به مامان‌بزرگم گفت خیلی کار خوبی کردین که آوردین
اصلا بیمارستان چرا ترخیص کردن اینارو مگه اصلا بچه پی پی کرده که ترخیص کردن
خلاصه دکتر اورژانسی به تبریز اعزام کرد بچمو
منو مامان‌بزرگ و شوهرم ساعت ۸ شب رفتیم تبریز بیمارستان کودکان
خلاصه ساعت ۱ شب رسیدیم اونجا
فوری بچمو بستری کردن کلی آزمایش اینا گرفتن
ادامش تاپیک بعدی
مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان آرن👶 مامان آرن👶 ۱۴ ماهگی
سلام دوستای قشنگم
من اومدم از تجربه عمل سزارینم و تجربه بیمارستان بگم بهتون امیدوارم به دردتون بخوره ❤
اول اینکه ۳۸هفته و صفر روز بچم به دنیا اومد با وزن ۲۹۰۰
الکی خودتونو خسته وزن گیری نکنید همش ژنتیک هست من بهترین تغذیه رو داشتم باز با این حال وزنش بیشتر نشد .
😅مامانای عزیز من اصلا شب قبل عمل نخوابیدم تو راه بیمارستان به همسرم میگفتم من تو اتاق عمل میخوابم انقد که بیخواب بودم خانوادمم به مسخره کردن من میگفتن حتما با استرس اتاق عمل میخوابی به همین خیال باش😑رفتیم پذیرش شدیم تو لابی منتظر موندیم و اومدن دنبالمون با همسرم تا جلو در بلوک زایمان بودیم بعدش من رفتم داخل و همسرم پشت در بود کل لباس در اوردن لباس اتاق عمل دادن و یه سری سوالات پرسیدن و سرویس رفتم و رفتم رو یه تخت دراز کشیدن فشارم و گرفتن و از بچه ان اس تی گرفتن و همه چی خوب بود قرار بود من اولین نفر اتاق عمل دکترم باشم و ده دقیقه دیقه برم اتاق عمل اما به دکترم بیمار اورژانسی افتاد و یه ساعت بعد بردنم اتاق عمل،قبل اتاق تو اون یه ساعت😅من خوابیدم تو بخش یه عالم مریض دیگه ام بود که وقتی پاشدم فقط یه نفر بود و پرستار گفت تو توابتو اوردی و چه ریلکس خوابیدی😑😑بعد از خوابی که کردم یواش یواش باید اماده رفتن میشدم و قبل عمل یه قسمت خیلی بدی بود به اسم سوند ،فک نمیکردم انقد درد داشته باشه یه درد خیلی بد و با سوزش شدید کاش میشد این سوندو تو بی حسی زد 😓😓
بعد سوند سوار ویلچر کردن و بردن تو بخش اتاق عملا روی تخت و منتظر اماده شدن اتاق عملم بودم که برم برا عمل و دکترمو دیدم و و یه سری پرستار سوال میپرسیدن