۱۳ پاسخ

🫤🫤اخرشم یکی نگه بهت خسته نباشی ‌محبتی ببینی ای خدا

من تازه یکی دیگه ۵ ساله هم دارم

فقط یه بوس کوچیک از دخترم خستگی هام در میاره

واقعا همینطور هست من که شاغل هم هستم دیگه کم آوردم به معنای واقعی

اخرشم میگه مگه چیکا میکنی توخونه همش بیکاری

مظلوم ترین موجود دنیا

وای دقیقا همینطوره واقعا مادر بودن خیلی سخته الان درک میکنم مادرا چی میکشن خدا کمکمون کنه

دقیقآاااا

🥺🥺🥺🥺همه اینا قشنگه ولی اگه کنار همه یه شوهر رو مخ باشه تجمل کردن سخته

دقیقااااا خیییلی حرف دل منو زدی
تازگیا خیلی زود عصبی میشم واین بسیار ناراحتم میکنه
شبا از درد زانو و سوزش گردن خواب نمیرم 🥲🥲🙃🙃

خستگی های شیرین
من بجای همه اونایی که باید تشکر میکردن و نکردن
تشکر میکنم ازت بابت شستن ظرفا،شستن لباسا
نظم دادن خونه
پختن غذا
شیردادن به بچه
رسیدگی بهش
برای نگه داشتن حال خوب خودت و زندگیت🫂🫂

‌هعی حال الان من

دقیقا🥹🥹🥹🥹🥹

سوال های مرتبط

مامان حلما مامان حلما ۲ سالگی
#ارسالی_شما

پیامی
برای
تو
که قصد داری...

برای تو، که ایستادی سرِ دو راهیِ …

اون چیزی که توی شکمته، فقط یه توده سلولی نیست؛
یه "جان"ه...
یه چیزی که داره کم‌کم شکل تو رو می‌گیره، تو رو مادر می‌کنه.
اون، اولین نفریه که صدای قلبت رو از درون شنیده. اولین کسی که قبل از اسمش، حسش کردی. قبل از اینکه دنیا ببینه‌ش، تو فهمیدی وجود داره.

می‌دونم که شاید هیچ‌کس کنار تو نیست. شاید مادر، خواهر، حتی پدر بچه همه بار رو روی دوشت گذاشتن.
می‌دونم... ولی یه چیز هست که فقط مال خودته:
صدای قلب اون بچه که الان، همین الان، داره توی بدنت می‌کوبه، حتی اگه هنوز نشنیدیش.

سقط، فقط پایانِ یه بارداری نیست. پایانِ یه بخشی از خودته.

یه بخشی که شاید سال‌ها بعد، بی‌هوا، نصفه شب، وقتی همه خوابن، بیاد توی فکرت و بگه: «اگه بودم چی؟»

هیچ‌کس نمی‌دونه تو چی کشیدی. هیچ‌کس حق نداره قضاوتت کنه.
ولی یه چیز رو بدون:
تو مادر شدی، حتی اگر کسی بهت نگه. حتی اگه کسی نباشه بچه رو بغل کنه، تو همین الان مادر شدی.
حتی اگه این چندمین فرزند تو هست، یه بچه‌ی تکراری نیست. این یه جان جدیده. یه نقطه‌ شروعِ تازه.

و اگه این بچه زنده بمونه، یه روزی شاید بشه همون کسی که بغلت می‌کنه و می‌گه: "ممنون که نگهم داشتی."

تو قرار نیست بی‌نقص باشی. فقط قراره مهربون باشی.

اگه فقط یه درصد احتمال می‌دی که یه زندگی پشت این دو‌راهی خوابیده، همون یه درصد کافیه.
چون زندگی همیشه از همون یه ذره شروع می‌شه...

@hejrat_kon

#سقط
#فریاد_بیصدا
#مادر
مامان کسری جون🥰 مامان کسری جون🥰 ۱ سالگی
مامان حلما مامان حلما ۱۱ ماهگی
من نزدیک به یک ساله که دارم تجربه‌ام از زندگی با دختری که دچار رفلکس پنهانه رو با خودم حمل می‌کنم؛ تجربه‌ای که شاید هیچ‌کس تا وقتی خودش واردش نشه، نتونه واقعاً بفهمتش. 🤍
رفلکس پنهان شبیه یه بلای ناگهانیه...
یه روز، بدون اینکه چیزی بدونی، بدون اینکه حتی تصورش رو بکنی، میاد و همه‌چیز رو زیر و رو می‌کنه. 🥺
روز قبلش با آرامش به بچه‌ات شیر دادی. همه‌چیز عادیه.
اما یه روز می‌رسی به جایی که بچه رو بغل می‌کنی تا بهش شیر بدی، ولی نق می‌زنه، سرش رو برمی‌گردونه و شیر نمی‌خوره. 💔
اولش با خودت می‌گی شاید سیره...
شاید گرسنه نیست...
اما یک ساعت می‌گذره، دو ساعت می‌گذره و می‌بینی نه...
بچه گرسنه‌ست، ولی نمی‌تونه شیر بخوره. 🥺
از همون‌جا زندگی تو هم تغییر می‌کنه...
دیگه مادرِ قبل نیستی.
دیگه بچه‌ای نداری که خودش با گریه و بی‌قراری بهت بگه گرسنه‌ست و تو با خیال راحت بهش شیر بدی.
حالا باید مدام حواست جمع باشه.
باید خودت بفهمی کی گرسنه‌ست.
باید به هر روشی که می‌تونی، هرچقدر هم سخت، شیرش بدی؛ فقط برای اینکه کوچولوت گرسنه نمونه. 🫂🤍
و در تمام این مدت، باید پوست کلفت باشی...
چون حرف مردم شروع می‌شه. 💔
یکی می‌گه شاید به خاطر شیشه‌شیره.
یکی می‌گه شاید شیرت بدطعم شده.
یکی می‌گه شاید فلان کار رو اشتباه انجام دادی
مامان نیلا🐣💕🍒 مامان نیلا🐣💕🍒 ۱۴ ماهگی
دیروز نیلا رو برای چکاپ ماهانه بردم دکتر یه جمله گفت که هم ذوق کردم هم یه لحظه دلم گرفت🥹🫶🏻
گفت از این به بعد نیلا میتونه غذای سفره بخوره 🍕🍟

نمیدونم چرا ولی همین یه جمله انقدر برام بزرگ بود... انگار یکی رسما اعلام کرد اون نوزاد کوچولویی که برای هر قاشق غذاش استرس داشتم داره آروم آروم بزرگ میشه...🥲🤍

همون نیلایی که روزای اول برای چند قاشق پوره ذوق میکردم برای هر غذای جدید هزار بار تحقیق میکردم نگران رفلاکسش بودم نگران اینکه نکنه عق بزنه نکنه حساسیت داشته باشه نکنه سیر نشده باشه...🫠

حالا رسیدیم به جایی که دکتر میگه دیگه میتونه غذای سفره بخوره...🥹🍽️

شاید برای خیلیا یه جمله معمولی باشه ولی برای من یعنی یه فصل از کوچولویی نیلا تموم شد...💛

از این به بعد یه صندلی کوچولو کنار سفره داریم یه جفت دست کوچولو که میخواد از بشقاب مامان و بابا غذا برداره یه کوچولویی که قراره کنارمون غذا خوردن رو یاد بگیره 🥹🫶🏻

و من... دلم میخواد زمان فقط یه کم آروم‌تر بگذره...⏳🤍

البته هنوز با بافت غذاها دوست نشده و میدونم تا مثل ما غذا خوردنش یه کم زمان میبره ولی همین که دکتر گفت از نظر سنی دیگه محدودیتی نداره دلم قنج رفت...🥹🤍

اولین غذای سفره‌ای که بچه‌هاتون عاشقش شد چی بود؟🍭