۳ پاسخ

برو بیمارستان

ساعت بگیر اگر منظم هست برو زایشگاه دیگه راهی نداری

درونِ تو، جنینی می‌رقصد که هر لگدش، نوای زندگی‌ست.
شکمت چون گنبدی نورانی، نه‌تنها قامت، که عشق را حمل می‌کند.
شب‌ها، دستت بر رویِ نغمه‌ای می‌تپد که آرامش‌بخش‌ترین آهنگِ هستی‌ست.
نگاهِ همسرت، تو را دیگر نه فقط معشوق، که معبدی مقدس می‌بیند.
هر روز، با شوقِ نام‌گذاری و خریدنِ لباسی کوچک، فردایی شیرین‌تر می‌سازی.
و سرانجام، در یک ثانیه، تمامِ ماه‌ها به گرم‌ترین آغوشِ تاریخ بدل می‌شوند.

🌸 تو، خودِ زیبایی‌ای؛ جاری در معجزه‌ای جاودان

سوال های مرتبط