۵ پاسخ

عزیزم به خودت استرس نده.میدونم سخته و حق داری 😔انشالله ک خدا مراقبتونه و صحیح و سالم بارداری رو ب اتمام میرسونی در ارامش ب امیدخدا🙏
الهی این داستانا هم هر چی زودتر تموم بشه و همه مردم در امنیت و ارامش باشن🙏🙏

نمیدونم واقعا چرا ول کن نیستن. نمیدونم چه سودی توی جنگ هست.
سمت ما رو هم زدن. ما متوجه نشدیم. ولی خانواده هامون نگرانن از صبح دارن زنگ میزنن

سلام عزیزم توکل بر خدا ان شاالله که به. سلامتی زایمان می‌کنی نگران نباش .

صلوات بفرست نذر کن
☺️😊

عزیزم ب خودت استرس نده😓از این فکرا نکن ، ایشالا خدا مراقبمون باشه
من ک کانالای خبری رو حذف کردم، اخبارم نگاه نمیکنم ، با اینکه ادم خیلی استرسی نیستم ولی باز هم ادم ذهنش مشغول میشه و هزارتا سناریو میچینه توی ذهنش
سمت ما صدا نمیاد خداروشکر، بخاطر همین نمی‌ترسم فعلا😂
اون دفعه اولی بود ک زدن.... من فک کردم قراره بمیرم امروز 😅اون موقع ۳ ماهم بود ، پاشدیم رفتیم روستا تموم ک شد برگشتیم بندر.

وا، مگگه دوباره زدن
ای خدا
منم همش استرس اینو دارم که نکنه تو بیمارستان باشم و هنو‌حالم بد باشه جنگ شروع شه

سوال های مرتبط

مامان دلا🦢 مامان دلا🦢 ۱۰ ماهگی
سلام مامانا
احتمال اینکه تاپیکم به هفته های پلیین بره کمه ولی خب میزارم حتی به درد یه نفر هم بخوره کافیه
من از روزی که فهمیدم باردارم خریدای سیسمونی رو شروع کردم و از انتی تقریبا بزرگ هارو توی ۲۵ هفته خرید سیسمونیم تقریبا کامل شده بود اون موقع همه تو گهواره بهم میگفتن که خیلی عجله کردی و زوده و اینا
حالا شما از اون موقع هم نخرید بعد از انومالی شروع کنید خرید رو...
من الان فکر میکنم واقعا حوصلشو ندارم اون دقتی که اون موقع داشتم رو به خرج بدم(کلا از ماه۸ به اینور) با اینکه هنوز خیلی احساس سنگینی ندارم و روزی یکی و دو ساعت پیاده روی دارم...
و همینطور هرکار مونده ای ادمو به استرس میندازه هفته های اخر...
و قیمت ها.... با این تورم شما هرچقدر زودتر بگیرید سود کردید...
من حساب میکردم اگه از اول نمیگرفتم مثلا ابان ماه میرفتم همه رو میگرفتم باید ۵۰تومن بیشتر میدادم....
و اینکه از اول بگیرید کوچولو کوچولو میگیرید زیاد به چشمتون نمیاد تا همش یه جا باشه...
سعی کنید از ماه چهارم خرید رو شروع کنید تا ماه هفت تموم شه..
مامان آدوین🩵🐳 مامان آدوین🩵🐳 ۱ ماهگی
۹ ماهگی؛ نزدیک‌ترین فاصله تا تو 🤍

امروز وارد نهمین ماهی شدم که تو ، بدون اینکه هنوز دیده باشمت ، تموم قلبم و مال خودت کردی …
نه ماهه که با هر تپش قلبت ، قلب من هم جور دیگه ای می‌زنه ؛
نه ماهه که با هر حرکت کوچیکت ، می‌فهمم عشق میتونه قبل از دیدن ، قبل از لمس کردن و حتی قبل از شنیدن صداش ، این‌ قدر عمیق باشه .
تو این نه ماه ، من فقط منتظر به دنیا اومدنت نبودم ؛
من تو تمام این روزها ، آروم ‌آروم «مامانِ تو» شدم. 🤍
پسر من…
حالا دیگه فاصله‌ ما به اندازه‌ی چند هفته است.
چند هفته تا روزی که برای اولین بار تو رو روی سینه‌ م میزارن و من بالاخره می‌فهمم تمام این انتظارها برای چی بود…
شاید اون روز گریه کنم ،
شاید تموم خستگی این نه ماه از یادم بره ،
شاید فقط نگاهت کنم و با خودم بگم :
«پس تو همون کسی بودی که این‌همه مدت، توی قلبم زندگی می‌کرد…»
ورودمون به ۹ ماهگی مبارک ، پسرِ من . 🥹🤍
آخرین قدم ‌های انتظار رو هم با عشق میگزرونم ؛
چون می‌دونم پشتِ این روزهای آخر ،
قشنگ‌ ترین اتفاقِ تمام زندگی من ایستاده…🤍🧸
۲۹ روز تا دیدار🩵🦢
.
.
.
۳۴ هفته و ۲ روز 🤍
مامان ⁦کیان مامان ⁦کیان ۱۱ ماهگی
تو این ۹ ماه بارداری هر روز هر لحظه اش برام پر از استرس بود اوایل که فهمیدم باردارم هفته ۶ یا ۷ بارداری بودم نمی‌خواستمش اصلا نمیتونستم با خودم کنار بیام که دارم مادر میشم حتی یه کارای بیخودی هم کردم ولی خب وقتی رفتم واسه تشکیل قلبش هفته ۸ بارداری بودم همین که صدای قلبشو شنیدم اشکام سرازیر شد بغض گلومو گرفت همون لحظه گفتم تو چجوری دلت اومد اون کارا رو کنی .... گذشت و گذشت و فندق کوچولوی من هر روز تو شکمم بزرگ و بزرگتر میشد تا ماه پنج بارداری خیلی سخت شد حالت تهوع و استفراغ بارداری تا پنج ماهگی باهام بود ماه شش خوب بود و خوش گذشت و وقتی وارد ماه هفتم شدم با اینکه هیچ مشکلی نداشتم ولی همش ترس از دست دادن داشتم اینکه یه وقت زایمان زودرس نشم بچم زود به دنیا نیاد هر روز و هر لحظه ترس از زایمان زودرس داشتم همش با خودم میگفتم ینی میشه من هفته ۳۸ بارداری رو ببینم ؟؟؟!!میشه بچمو وقتی کامل شده و زایمان زودرسی درکار نیست ببینم؟؟
بلد شد واقعا شد و من الان ۳۸ هفته و ۱ روز بارداری هستم
و فردا یا پس فردا میرم برا زایمان!!! باورنکردنیه اون همه استرس اون همه خودخوری اون همه اشک همش گذشت و فقط چند قدم مونده که به پسر کوچولوم برسم 😍😍😍🧿
امیدوارم این یکی دو روز هم به خوشی بگذره و من کیان کوچولوم رو بسلامتی بغل کنم و ببوسمش😘😘خیلی دوست دارم پسرم بی صبرانه منتظر دیدن روی ماهتم💓💓

این متن رو گذاشتم بمونه به یادگاری🥹💙 1404/9/2
مامان فندق♥️ مامان فندق♥️ هفته سی‌وپنجم بارداری
من از زایمان میترسم 😭✨
نمی‌دونم چند نفر مثل من هستن .اصلن کسی مثل من وجود داره
ببینید من سالهاست بچه می‌خوام
دخترم تو وجودم با همه سختی ها و چالش ها رشد کرد هر لحظه شاهد تشکیل دست و پا و مغز و قلب وکلیه اندام‌هایش بودم خیلی ام از دیدنش خوشحالم
هر بار لحظه شماری میکنم برم سونو ببینمش
از طرفی الان که آن اس تی میدم و صدای ضربان قلبشو می‌شنوم همش میگم دورت بگردم مامانی .قربون صدای قلبت بشم
حرکت می‌کنه میگم بیدار شدی دخترم .سلام علیکم قشنگم
تمام این حس هایی که بهتون گفتم یطرف💕💯🎊
اینطرف قضیه رو برای اولین بار فقط اینجا به شما میگم وقتی به عمق این اتفاق فکر میکنم میترسم خیلی هم میترسم
یکی تو وجود من داره نفس میکشه ضربان قلب داره اصلن اون چه شکلی اوتو جا شده
نوزاد ها رو تو بخش بیمارستان میبینم میگم خدایا یعنی این بچه تو شکم منه میتررررررررسم 😭😭😭😭
از زایمان میترسم از اینکه یکی میاد که اینجوری تو شکم منه میترسم 😭🫂
چیکار کنم آروم باشم
مامان رایان مامان رایان ۱۵ ماهگی
وبلاخره شروع ماه نهم 😍
پسر قشنگم چه روزاوشبای پر استرسی گذروندم تا به اینجا رسیدم تو نور امیدی بودی که خدا به زندگیم داد وقتی تو تاریک ترین لحظه زندگی بودم تو خودخود خود معجزه ای وقتی برای اومدنت هیچ برنامه ای نداشتم
چه شبایی که ترس از دست دادنت داشتم ولی یه صدای درونی گفت ناامید نشو واون صدا تو بودی
چه روزایی که میگفتم خدایا فقط به نقطه امن برسم نفس راحت بشم به هفت ماهگی راضی بودم ولی الان شدم نه ماهه اینا همش وجود خداس وچه خوبه که وجود خدارو دارم تو وجود تو میبینم
پسر قوی من ثانیه ثانیه لحظه شماری میکنم برای اون لحظه ای که قراره صورتت بزارن رو صورتم وبگن مامان شدی😍😍 برای اون لحظه ای ارزوی پدر شدن بابات براورده بشه
خدایا شکرت که برای هرکس یه جوری خودتو توزندگی نشون میدی وتوزندگی ما با این معجزه نشون دادی
الهی به حق این شب وروزا همه چشم انتظارا باردار بشن ویه بارداری سالم همه تودلیا سالم وسلامت دنیا بیان باعث خوشحالی مامان باباشون بشن
خدایا تااینجا محافظ پسرم بودی ازاین به بعدم به خودت سپردم تا لحظه ای که بیاد تو بغلم🙏
میشه برامون دعای خیر کنید مامان جونیا🙏🙏