سلام مامانا
احتمال اینکه تاپیکم به هفته های پلیین بره کمه ولی خب میزارم حتی به درد یه نفر هم بخوره کافیه
من از روزی که فهمیدم باردارم خریدای سیسمونی رو شروع کردم و از انتی تقریبا بزرگ هارو توی ۲۵ هفته خرید سیسمونیم تقریبا کامل شده بود اون موقع همه تو گهواره بهم میگفتن که خیلی عجله کردی و زوده و اینا
حالا شما از اون موقع هم نخرید بعد از انومالی شروع کنید خرید رو...
من الان فکر میکنم واقعا حوصلشو ندارم اون دقتی که اون موقع داشتم رو به خرج بدم(کلا از ماه۸ به اینور) با اینکه هنوز خیلی احساس سنگینی ندارم و روزی یکی و دو ساعت پیاده روی دارم...
و همینطور هرکار مونده ای ادمو به استرس میندازه هفته های اخر...
و قیمت ها.... با این تورم شما هرچقدر زودتر بگیرید سود کردید...
من حساب میکردم اگه از اول نمیگرفتم مثلا ابان ماه میرفتم همه رو میگرفتم باید ۵۰تومن بیشتر میدادم....
و اینکه از اول بگیرید کوچولو کوچولو میگیرید زیاد به چشمتون نمیاد تا همش یه جا باشه...
سعی کنید از ماه چهارم خرید رو شروع کنید تا ماه هفت تموم شه..

۹ پاسخ

من از پنج هفتگی خریدم😂تا ۲۰هفته تمومش کردم،و دقیقا اگ‌واس الان میموند نصف چیزایی ک خریدمم نمیتونستم بخرم انقد ک‌گرون تر شدن،

من از آبان شروع کردم به خرید کردن سرویس چوبشو که سفارش‌ دادم بقیه چیزای سیسمونی هم از ی سیسمونی فروشی خریدم که همچی داشت آشنا هم بود خودمم نمیتونستم برم بخرم عکس میفرستاد بهم تایید میکردم داداشم بنده خدا ازش میگرفت میاورد😁 خداروشکر همه خریدامو کردم حالا هم منتظر نشستم🥹

من که ۶ ماهگی شروع کردم توی دو هفته همه رو خریدیم اونم بخاطر اینکه سر کلاژ بودم نمیتونستم زیاد بیرون برم
چیزای مهم رو بابام اینا خریدن فقط یه سری چیزای ریز مونده ما بخریم کهههههه شوهرم تا الان طولش داده😬
بخدا اینایی که خریدیم الان کلی بایدمیخریدیم همون ریزای رو الان باید گرون بخریم😬

دقیقا همینطوره
من ۵ماهگی سرویس چوبشو سفارش دادم شد ۳۳میلیون
ساختن
الان ۷۰میلیونم‌نمیسازن

مشکل بودجشه که هی فک میکنیم صبر کنیم بیشتر میشه چیزای بهتری میگیریم😂

مبارک باشه گلم منم وقتی تاین جنسیت شد همه رو تو یکی دو بار گرفتم فقط سرویس خوابش موند ک اونم تو سی هفته گرفتم خیلی اذیت شدم واسه گشتن ک چیزی ک مد نظرمه پیدا کنم
امروز ام میخوام برم مواد غذایی خونمون رو برا الان تا یه مدت طولانی ک گل دخترم میاد دنیا بگیرم ک دیگه فکرم پیش این جور چیزا نباشه

دقیقا همینطوره
منم از وقتی فهمیدم باردارم یعنی از ماه دوم تقریبا هرسری یه چیز میگرفتم و الان ۹۰ درصد خریدام تموم شده
و چیزای جزئی مثل کیسه آب گرم و ناخونگیر و.... مونده

منکه به شوهرم میگم در جواب میگه عجله نکن یه روز میریم یه جا میخریم تموم میشه 🤣

آخه منم همش فکر میکردم خیلی طول می‌کشه اما سیسمونی فروشی ک رفتم همه رو یجا خریدم دیگه چیز خاصی ک نیس البته حداقل تو سه چهار بار ک بری تموم. میشه

سوال های مرتبط

مامان پسرام
🩵 مامان پسرام 🩵 روزهای ابتدایی تولد
داریم کم کم میرسیم به آخرای راه
خیلی چیزهای مختلفی رو تجربه کردم از اول این ۹ ماه ، از ترس و استرس خیلی زیاد ؛ از پرسیدن این سوال که آیا این کار درستی بود تو این شرایط؟! تا احساس اطمینان و شعف و خوشحالی از خیلی چیزها.
یه حسی ته قلبم میگه قراره بعد از این تولد همه چیز زندگی خیلی خیلی بهتر بشه، قراره خانواده قشنگ‌تری بسازیم و قراره مادر بهتری بشم.
خلاصه که این مدت چیزهای عجیب و فوق العاده سنگینی رو تجربه کردم هم تو زندگی اجتماعی که هممون داشتیم هم تو زندگی شخصیم که واقعا فکر میکردم از بعضی‌هاش جون سالم دیگه به در نبرم اما گذشت و خب من امید دارم به روزهای پیش رو ✨

هنوز تاریخ دقیق زایمانم مشخص نیست اما فکر نمیکنم بیشتر از دو هفته دیگه باشه

استرس هم دارم 🥹 استرس عمل ، واکنش پسر بزرگم و اینکه روزهای اول چطور قراره بگذره 🥺

در کل هیجان و استرس کل چیزیه که دارم این روزها تجربه می‌کنم ، امیدوارم هممون به سلامت و با خوشحالی این راه رو تموم کنیم🥹✨❤️
الهام الهام قصد بارداری
سلام مامان های عزیز. اومدم بگم دو روز پیش پسرمو که هشت ماهه به دنیا اومد رو از دست دادم. شاید با خودتون بگید چطوری بچش مرده اما اومده تایپ میکنه. باور کنید حتی نوشتن یک کلمه در مورد پسرم برام درده. انگار تیکه ای از وجودم رو کندن. انگار که نیمی از وجودم رو با خودش برد عماد.....
هدفم از این تاپیک دلسوزی یا انداختن استرس تو دل مامان های باردار نیست. فقط اومدم چند تا توصیه بکنم بهتون اینکه تو رو خدا توی سه ماه اخر بارداری بیشتر مواظب خودتون باشید بیشتر از نیم ساعت پیاده روی نکنید و از ماه هفتم به بعد دو هفته ای یبار به دکتر مراجعه کنید. من ندونسته یک ساعت و نیمی پیاده روی رفتم یعنی میدونستم بیشتر از نیم ساعت پیاده روی بد هست برام ولی زیاد اهمیتی ندادم هدفمم پیاده روی نبود میخاستم برم خرید و حالم عوض شه از تو خونه موندن. حالا مطمئن نیستم دلیل زایمان زود رس ام پیاده روی بود یا نه چون عفونت واژن هم داشتم.
از لحظه ای که پسرم به دنیا اومد یه لحظه هم به ذهنم خطور نمیکرد که از دستش بدم فکر میکردم بعد یکی دو هفته ریه نارسش زیر دستگاه کامل میشه و میارمش خونه بزرگش میکنم. خیلی امید داشتم چون مورد زیاد دیده بودم بچشون هشت ماهه دنیا اومد ولی رشد کرده و بزرگ شده اما برای من نشد قسمتم نبود. ولی خیلی دلم خونه دیگه نمیخامم تا ابد یچه دار بشم تو رو خدا نیایید بگید اشکال نداره بچه ی دیگه میاری عماد از یادت میره. تا زنده ام و روی زمینم چهره ی زیبا و جثه کوچولوی پسرم از یادم نمیره.....
مامان طاها و هلنا مامان طاها و هلنا ۳ ماهگی
پارت ۱ زایمان طببعی
من اومدم با تجربه ی رایمان طبیعی دوم من از هفته ی ۳۲ ورزش های لگنی رو شروع کردم و از هفته ی ۳۵ پباده روی رو شروع کردم هر شب با شوهرم و پسرم شبی یک تا دو ساعت پیاده روی میرفتیم اینم بگم که انقباض های کاذب یا همون ماه درد ها از هفته ی ۳۵ شروع شد و بیشتر شب تا صبح میگرفت خلاصه من دیدم به اول هفته ی ۳۸ رسیدم و از درد ها خبری نیست به توصیه ی ماما شیاف کپسول گل مغربی رو شروع کردم و روزی یه لیوان دمنوش گل گاو زبون تا اینکه رسیدم به ۳۸ هفته و ۵ روز اون روز گوشیم خراب شده بود مجبور شدم حسابی پیاده روی کنم مغازه هارو دور بزنم تا ببینم گوشی تعمیر میشه یانه حسابی هم استرس و ناراحتی داشتم به خاطره گوشی دیگه شب اومدیم خونه موقع شام یه دردی اومد سراغم شکمم حسابی سفت شد و کمرم درد گرفت شوهرم گفت درد داری گفتم نه بابا بچه خودشو سفت میکنه یه ساعت گذشت دوباره یه درد دیگه اومد سراغم شوهرم گفت دقیق یه ساعت شده ها گفتم نه بابا اینا کاذبه دیگه شوهرم خوابید منم خوابیدم ولی با هر درد از خواب بیدار میشدم دردا نیم ساعتی شده بود ۵ صبح دردا یکم شدید شد مثل درد پریودی و فاصله ش هر بیست دقیقه یه بار بود