۴ پاسخ

دخترمنم صبح قهر کرد رفت اتاق اونوری گریه میکرد میگفت چرا امروز بامن مهربون نیستی😐
(چون نذاشتم سیخ جوجه رو بزنه تو تلوزیون://)

پسر من یک شب اومد روی تخت به حالت دمر دراز کشید مامان بابا منو ناراحت کرده من دارم غصه میخورم آخه فسقله بچه تو رو چ به این حرفا😭😭😭خوبه پسری دختر نیستی

الحمدالله خداراشکر که ندیده ان شاءالله که نبینه ولی متاسفانه دخترمن زیاد دیده 🥲

بچه منم همینه
یهو میگه خرررم خف نمیزنم
چرااا
نمیدونم ولی خرممم

سوال های مرتبط

مامان پسر عزیز مامان مامان پسر عزیز مامان ۳ سالگی
سلام مامانا
حالتون خوبه
خداقوت
میخوام یه ماجرایی رو براتون تعریف کنم که رفتار منو مورد قضاوت قرار بدین.دیروز ما دعوتش شدیم به سفره مذهبی زنونه از طرف همسایه مادرم که سالهاست باهم دوست هستن. منو زنداداشامم دعوت کردن و منم با پسرم رفتیم. تعداد کمی نهایتا با خودشون ۲۰ نفر خانم وسط هم سفره و نون پنیر سبزی و حلوا و از این چیزا گذاشته بودن.
پسر منم طبق معمول پامیشد میرفت پیش بچه ها تو اتاق خوابشون رفت. خانومه همسایه مادرم حدود ۸۰ ساله هست.
پسر منم گاهی می‌نشست آروم با بچه ها نخود کشمش می‌خورد گاهی پامیشد یکم راه می‌رفت. سر همه رو گرم کرد بود با کاراش.اما اذیت نمی‌کرد. تا اینکه آخر مراسم یه دیس سبزی خوردن سلفون کشیده برداشت بمن اصرار کرد که اینو باز کن میخوام بخورم منم خواستم باز کنم یکم بریزم تو بشقاب براش که گفت نهههههه همینطوری میخوام. منم یه گوشه کوچیک ازش باز کردم پسرم شروع کرد دونه دونه سبزی خوردن. تا اینکه یه خانومه گفت یکم از این سبزی بده من ببرم برای بچه هام چون دعا خوندس. مام هرچی به پسرم گفتیم گوش نداد تا اینکه خانوم صاحبخونه دیس سبزی رو از پسرم گرفت و پسرمم یکی زد رو دست خانومه. بعدم خانومه عصبانی شد و گفت تقصیر مادرش هست.
من به خانومه حق دادم که عصبانی بشه
حق دادم که منو مقصر بدونه
بهرحال اون خانم واقعا پیر و بی حوصله بود.
از طرفی هم خوب مگه پسر من چیکار می‌کرد؟ داشت یذره یذره سبزی می‌خورد. اذیتی نداشت کهههه.
حالا سبزی رو هم گرفت ازش اما دلخوری نداشت کهههه
حالا شما بیاین این وسط ما رو قضاوت کنین. اینم در نطر بگیرین پسر من از اون بچه ها نیست یجا بشینه. ادامه در نظر اول
مامان علی مامان علی ۲ سالگی
سلام مامانا صبح پاییزیتون بخیر
یه سوال چند وقته بچه ها تون رو از پوشک گرفتین ؟
من پسرم رو ۲ ماهه که از پوشک گرفتم ، تقریبا فکر میکنم که ۲۰ روز هم طول کشید تا کامل بدون خطا یاد گرفت ، جوری بود که صبح از خواب بیدار میشد من خواب بودم خودش میرفت دستشویی بعد منو صدا میکرد که برم دست ایناشو بشورم ، یا مهمونی یو بیرون میرفتیم وقتی دستشوییش میگرفت سریع میگفت مامان جیش دارم میرفتیم دستشویی ، ولی الان یک هفتس که انگار دوباره برگشته به قبل دوباره دستشویشو نمیگه ، جیش میکنه شلوارش ، توی این یه هفته اینقد من خونه رو شستم که پدرم در اومد ، بعد از این زورم میاد که من وقتی پسرم رو کامل از پوشک گرفتم ، دیگه مطمین شدم بدون خطا میگه کلا خونه تکونی کردم همه چیمو شستم ، باز الان شروع شده
واقعا حالم بده نمیدونم چیکار کنم
با مهربونی گفتم ، با دعوا گفتم ، جایزه دادم ، ولی انگار دوباره برگشتیم سر خونه ی اول بعد از ۲ ماه که بدون خطا بود دوباره برگشتیم اول
به نظرتون مشکل کجاست چیکار کنم
شما این مشکل رو داشتین ؟
لطفا تجربیاتتون رو بگین در این باره 🥲